تبليغاتX
بررسی مساله هولوکاست(Holocaust)
خانهایمیلآرشیوRss
مقام معظم رهبری * اطلاعات ما خبر از اين مى‏دهد كه دستهاى خبيث صهيونيست‏ها و عوامل دشمنان اسلام، در همه‏ى حوادثى كه انسان در گوشه و كنار دنياى اسلام مى‏بيند، با واسطه‏يا بى‏واسطه دخالت دارند * مقام معظم رهبری * رژيم صهيونيستى رژيمى گستاخ و وحشى و بى‏اعتنا به قوانين انسانى و مقررات بين‏المللى است. * مقام معظم رهبری * غده سرطانى اسرائيل را تنها از طريق همين مبارزات مى‏توان ريشه‏كن ساخت مقام معظم رهبری * مسلمان ها ننشينند كه حكومت هاشان برايشان عمل بكنند ، و اسلام را از دست صهيونيسم نجات بدهند ، ننشينند كه سازمان هاي بين المللي براي آنها كار بكند ، ملت ها خودشان بايد قيام كنند در مقابل اسرائيل ، ملت ها بايد خودشان قيام كنند و حكومت هاي خودشان را وادار كنند كه در مقابل اسرائيل بايستند و اكتفا نكنند به محكوم كردن . همان هائي كه با اسرائيل عقد اخوت هم دارند ، آنها هم محكوم مي كنند اسرائيل را لكن يك محكوميتي كه با صورت جدي و به حسب واقع شوخي است . *امام خمینی (ره) * ما امروز بايد ابتكار عمل را به دست گيريم. تا كنون همواره دشمن ابتكار عمل را در دست داشته و ما، حدّاكثر شكوه و گله كرده‏ايم. فلسطين در يك فرآيند تاريخىِ متشكّل از دهها ابتكار عمل از سوى دشمن، به ملك طلقِ صهيونيستها بدل شده است. نخست خريدن زمينهاى فلسطينيان، سپس مسلّح شدن صهيونيستهاى مهاجر، بعد از آن جنگ داخلى و اعلام تجزيه فلسطين، سپس تصرّف بخشهاى جديدى از آن كشور اسلامى و عربى و در نهايت تصرّف همه آن و افزودن بخشهايى از كشورهاى مصر و سوريه و اردن به آن * تا اين‏جا فقط يكبار همسايگان عرب فلسطين، ابتكار عمل را به دست گرفتند و آن حمله رمضان سال هزار و سيصد و نود و سه هجرىِ كشورهاى سوريه و مصر بود، كه اگر چه بر اثر همراهى امريكا با اسرائيل و كم همّتى كشورهاى اسلامى به نتايج كامل نرسيد، ولى باز مايه افتخار جبهه عرب و رهاسازى بخشى از سرزمينهاى عربى شد. پس از آن، باز همواره تا امروز صهيونيستها و حاميانشان و در رأس همه امريكا، ابتكار عمل را در دادن شعارهاى سازش و عموماً در جهت تحكيم تصرّف غاصبانه فلسطين در دست داشته و حريفهاى خود را تا هر جا توانسته‏اند، به دنبال خويش كشانده‏اند * ما دولتهاى مسلمان، در راه نجات فلسطين بايد به كشورهاى خط مقدّم، كمكهاى جدّيترى مى‏كرديم. در گذشته بعضى از دولتهاى ما حتّى از پشت هم به جبهه كشورهاى خط مقدّم، خنجر زده‏اند! نمونه بارز آن، دولت ايران در عهد پهلوى است. متأسفانه در آن روزگار، ايران خانه امن صهيونيستها و همكار صميمى دولت غاصب بود! *
Search

مونظر یکی از موافقان هولوکاست 

موضوع: یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 20:59

مطمئنا برای بررسی دقیق مساله هولوکاست  باید با نظرات موافقان آن نیز آشنا شد. متن زیر خلاصه مقاله ای از محمدرضا نیکفر با عنوان «دو جنبه انکار هولوکاست» است. این مقاله در تایید هولوکاست نوشته شده و نویسنده آن هولوکاست را یک واقعیت تاریخی می داند.  : 

هولوکاست واژه‌ای است یونانی به معنای همه‌سوزانی، قربانی کردنِ همگان در آتش. این فاجعه کشتارِ شش میلیون یهودی به دستِ رژیمِ نژادپرستِ تمامیت‌گرای آلمانِ نازی به رهبریِ آدولف هیتلر است. کسانِ بسیار دیگری نیز همراه با یهودیان به قتل رسیدند: کمونیست‌ها و سوسیال‌دموکرات‌ها، کاتولیک‌ها، کولی‌ها، همجنس‌گرایان، معلولان و آدمیانی از هر آن گروه که نازیها به دلیلِ سیاسی دشمن یا به دلیلِ نژادی پستشان می‌شمردند.

در موردِ هولوکاست از این منابعِ دستِ اول خبر داریم: گزارشهای نجات‌یافتگان از اردوگاههای مرگ که نزدیک به ۵۰ هزار نفر بوده‌اند، گزارشهای دیگر بازماندگان، هزاران سندِ مکتوبی که رژیم فرصت از بین بردنشان را نیافت، انبوهی از جسدهای به جا مانده در اردوگاههاو... .

 هیچ جنایتی در طولِ تاریخ همانندِ هولوکاست با دقت و ریزبینی بررسی نشده است.هولوکاست را نه یک گروهِ شوریده ‌سر، بلکه یک دستگاهِ دیوانیِ عظیم پیش برده است، دستگاهی که همه چیز را با دقت وامی‌رسیده و با حوصله ثبت می‌کرده است.

هولوکاست اوجِ کینه‌ورزی به یهودیان است. زمینه‌سازِ آن یهودستیزیِ شکل‌گرفته در طولِ تاریخ است.

در موردِ زمینه‌های بروزِ هولوکاست می‌توان بسیار نوشت. می‌توان مجموعه‌ای از عاملهای دینی و غیرِ دینی، کهن و جدید، فکری و اجتماعی، و اقتصادی و سیاسی را برشمرد که هولوکاست را باعث شدند. با این کار می‌توان نشان داد که طبیعی بود حادثه‌ها چه جهتی بیابند، اما نمی‌توان بر این مبنا همه چیز را توضیح‌پذیر پنداشت. عنصری وجود دارد که از فهمِ انسانی فراتر می‌رود، عنصری که در جریانِ پویش عاملها و ترکیبِ فاجعه‌آمیز آنها ایجاد شده و با هیچ تحلیلی نمی‌توان بدان رسید.

با وجودِ کنکاشهای فراوان از زاویه‌های گوناگون، هنوز بابِ پژوهش در موردِ هولوکاست باز است، نه فقط در زمینه‌ی تفسیرِ داده‌ها، که کاری است همیشگی و هیچ نسلی و دورانی بی‌نیاز از پرداختن به آن نخواهد بود، بلکه در زمینه‌ی کشفِ داده‌های تازه و پردازشِ دقیقترِ داده‌های پیشین. بحث میانِ کاردانانِ علومِ انسانی در موردِ هولوکاست همواره گرم بوده است. در عرصه‌ی بحث میان آنانی که حیثیتِ برشناخته‌ی علمی دارند، در دانشگاههای معتبر تدریس می‌کنند و مقاله‌هایشان در نشریه‌های معتبر و کتابهایشان توسطِ انتشاراتی‌های معتبر چاپ می‌شوند، هیچ سخنی از انکارِ واقعیتِ هولوکاست در میان نیست.

انکار دو جنبه دارد: جنبه‌ای از آن به نفسِ موضوع مربوط می‌شود و جنبه‌ی دیگر به آگاهی و اراده‌ای که در برخورد با موضوع برای ممانعت از تکرار آن شکل گرفته است.. جنبه‌ی نخستِ انکار، نادیده گرفتنِ فاجعه‌ای است که نه فقط گسستی تمدنی، بلکه گسستی در انسانیت است.جنبه دوم این است که با انکارِ واقعیتِ هولوکاست، ذهنِ خود را به روی اندیشه‌هایی می‌بندیم که با تأمل بر این فاجعه برآن‌اند مانعِ تکرارِ آن شوند.

 متاسفانه کسانی که خود می‌بایست به آموزه‌ی اخلاقیِ برخاسته از اندیشه درباره‌ی هولوکاست وفاداریِ نمونه‌واری نشان دهند، به شکلی خشن آن را نقض کردند. جریانهای افراطی در میانِ یهودیان دست بالا را گرفتند و به فلسطینیان جنگ و آوارگی تحمیل کردند و گروه بزرگی از فلسطینیان سرزمین خود را از دست دادند.


 برای دریافت کامل این مقاله به صورت pdf اینجا را کلیک کنید

نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |


Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search