تبليغاتX
بررسی مساله هولوکاست(Holocaust)
خانهایمیلآرشیوRss
مقام معظم رهبری * اطلاعات ما خبر از اين مى‏دهد كه دستهاى خبيث صهيونيست‏ها و عوامل دشمنان اسلام، در همه‏ى حوادثى كه انسان در گوشه و كنار دنياى اسلام مى‏بيند، با واسطه‏يا بى‏واسطه دخالت دارند * مقام معظم رهبری * رژيم صهيونيستى رژيمى گستاخ و وحشى و بى‏اعتنا به قوانين انسانى و مقررات بين‏المللى است. * مقام معظم رهبری * غده سرطانى اسرائيل را تنها از طريق همين مبارزات مى‏توان ريشه‏كن ساخت مقام معظم رهبری * مسلمان ها ننشينند كه حكومت هاشان برايشان عمل بكنند ، و اسلام را از دست صهيونيسم نجات بدهند ، ننشينند كه سازمان هاي بين المللي براي آنها كار بكند ، ملت ها خودشان بايد قيام كنند در مقابل اسرائيل ، ملت ها بايد خودشان قيام كنند و حكومت هاي خودشان را وادار كنند كه در مقابل اسرائيل بايستند و اكتفا نكنند به محكوم كردن . همان هائي كه با اسرائيل عقد اخوت هم دارند ، آنها هم محكوم مي كنند اسرائيل را لكن يك محكوميتي كه با صورت جدي و به حسب واقع شوخي است . *امام خمینی (ره) * ما امروز بايد ابتكار عمل را به دست گيريم. تا كنون همواره دشمن ابتكار عمل را در دست داشته و ما، حدّاكثر شكوه و گله كرده‏ايم. فلسطين در يك فرآيند تاريخىِ متشكّل از دهها ابتكار عمل از سوى دشمن، به ملك طلقِ صهيونيستها بدل شده است. نخست خريدن زمينهاى فلسطينيان، سپس مسلّح شدن صهيونيستهاى مهاجر، بعد از آن جنگ داخلى و اعلام تجزيه فلسطين، سپس تصرّف بخشهاى جديدى از آن كشور اسلامى و عربى و در نهايت تصرّف همه آن و افزودن بخشهايى از كشورهاى مصر و سوريه و اردن به آن * تا اين‏جا فقط يكبار همسايگان عرب فلسطين، ابتكار عمل را به دست گرفتند و آن حمله رمضان سال هزار و سيصد و نود و سه هجرىِ كشورهاى سوريه و مصر بود، كه اگر چه بر اثر همراهى امريكا با اسرائيل و كم همّتى كشورهاى اسلامى به نتايج كامل نرسيد، ولى باز مايه افتخار جبهه عرب و رهاسازى بخشى از سرزمينهاى عربى شد. پس از آن، باز همواره تا امروز صهيونيستها و حاميانشان و در رأس همه امريكا، ابتكار عمل را در دادن شعارهاى سازش و عموماً در جهت تحكيم تصرّف غاصبانه فلسطين در دست داشته و حريفهاى خود را تا هر جا توانسته‏اند، به دنبال خويش كشانده‏اند * ما دولتهاى مسلمان، در راه نجات فلسطين بايد به كشورهاى خط مقدّم، كمكهاى جدّيترى مى‏كرديم. در گذشته بعضى از دولتهاى ما حتّى از پشت هم به جبهه كشورهاى خط مقدّم، خنجر زده‏اند! نمونه بارز آن، دولت ايران در عهد پهلوى است. متأسفانه در آن روزگار، ايران خانه امن صهيونيستها و همكار صميمى دولت غاصب بود! *
Search

دیدگاه رهبر حکیم انقلاب درباره هولوکاست  

موضوع: پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 19:59

مقام معظم رهبري در سال 79 و در خطبه هاي نمازجمعه براي اولين بار با تاييد ضمني نظرات روژه گارودي دانشمند تاريخ دان فرانسوي،  از ضرورت آزادي دانشمندان غرب براي طرح نظراتشان در مورد تاريخ‌سازي صهيونيست‌ها دفاع كردند.

همچنین رهبر حکیم انقلاب در بخشي از خطبه نمازجمعه در تاريخ 23/2/79 فرموده اند:  اگر يك نفر پيدا شد و عليه صهيونيسم حرف زد - مثل آن آقاى فرانسوى كه چند جلد كتاب عليه صهيونيستها نوشت و گفت اين كه مى‏گويند يهوديان را در كوره‏هاى آدم‏سوزى سوزاندند، واقعيت ندارد - طور ديگرى با او رفتار مى‏كنند! اگر كسى وابسته به سرمايه‏داران نباشد و مراكز قدرت سرمايه‏دارى نباشد، نه حرفش زده مى‏شود، نه صدايش به گوش كسى مى‏رسد و نه آزادى بيان دارد! آرى؛ سرمايه‏داران آزادند كه به‏وسيله روزنامه‏ها و راديوها و تلويزيونهاى خودشان، هرچه را كه دلشان مى‏خواهد، بگويند! اين آزادى، ارزش نيست؛ اين آزادى، ضدّارزش است. مردم را به بى‏بندوبارى و به بى‏ايمانى بكشند؛ هرجا مى‏خواهند، جنگ درست كنند؛ هرجا مى‏خواهند، صلح تحميلى درست كنند؛ هرجا مى‏خواهند، اسلحه بفروشند. آزادى يعنى اين!

ايشان همچنين در افتتاحيه اولين كنفرانس بين المللي دفاع از مردم فلسطين در سالن اجلاس سران در تاريخ 4/2/80 فرموده اند: اشغال اين سرزمين براساس يك طرح چندجانبه، پيچيده و با هدف جلوگيرى از اتّحاد و پيوستگى مسلمانان و پيشگيرى از تأسيس مجدّد حكومتهاى قدرتمند مسلمان بود. دلايلى در دست است كه نشان مى‏دهد صهيونيستها با نازيهاى آلمان روابط نزديك داشتند و ارائه آمارهاى اغراق‏آميز از كشتار يهوديان، خود وسيله‏اى براى جلب ترحّم افكار عمومى و زمينه‏سازى براى اشغال فلسطين و توجيه جنايات صهيونيستها بوده است. حتّى دلايلى در دست است كه عدّه‏اى از اراذل و اوباشِ غيريهودىِ شرق اروپا را به نام يهودى به فلسطين كوچانيدند تا با پوشش حمايت از بازماندگان قربانيان نژادپرستى، يك حكومت معاند اسلام را در قلب جهان اسلام نصب كنند و پس از سيزده قرن، يك گسستگى بين مشرق و مغرب اسلامى ايجاد نمايند.

همچنين  در تاريخ 18/11/84  رهبر حكيم انقلاب اسلامي به صراحت هولوكاست را افسانه خواندند و افزودند: آزادى بيان - كه آنها دم از آن مى‏زنند - به آنها اجازه نمى‏دهد كه در باب افسانه‏ى كشتار يهوديان - معروف به هلوكاست - كسى ترديد بكند. در آن قضيه، جاى آزادى بيان نيست! در كشورهاى اروپايى، افراد زيادى - از دانشمند و محقق و مورخ و مطبوعاتى و غيره - از ترس جرأت نمى‏كنند ترديدى را كه نسبت به اين قضيه در دل‏شان هست، ابراز كنند. بعضى‏ها هم معتقدند قضيه از اصل دروغ است، اما جرأت نمى‏كنند بگويند؛ چون ديده‏اند هر كس بگويد، مجازات خواهد شد؛ زندان مى‏اندازند، تعقيب مى‏كنند، از حقوق محرومش مى‏كنند.

ايشان همچنين در تاريخ 8/10/85 و در ‍يام به كنگره عظيم حج رفتار دوگانه غرب را در برابر آزادي بيان به شدت مورد انتقاد قرار دادند و نوشته اند: حمایت از اهانت‌كنندگان به مقدسات اسلام و حتی افتراء و اهانت صریح بلندپایگان غربی ازقبیل پاپ به این آئین الهی و متقابلاً جرم شمردن تحقیق و تردید درباره‌ی هولوكاست و كیان صهیونیستی.

نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |

شش میلیون قربانی یک واقعیت یا داستان  

موضوع: سه شنبه هفدهم بهمن 1385 17:9


اولین بحثی که در موضوع هولوکاست مطرح می شود مسئله کشته شدن شش میلیون یهودی است.
این آمار در سال 1946 از سوی دادگاه بین‌المللی نظامی در نورنبرگ و با استناد به شهادت "رودولف هس" افسر نیروی مخصوصی پلیس آلمان نازی است که فرماندهی آشویتس را برعهده داشت، اعلام شد.
به نظر می رسد که شهادت بسیار مهم هس همچنین اعترافات وی که در دادگاه بین‌المللی نورنبرگ نیز مورد استفاده قرار گرفته است دروغ بوده و
این اعتراضات با ضرب و شتم هس، گرفته شده است و همسر و فرزندان وی نیز به مرگ و تبعید در سیبری تهدید شدند.
امروزه بسیاری از مورخین حتی مورخین یهودی همچون "تونی جودیت"، "خاخام مایکل گلدبرگ"، " نورمن فینکل استاین "پاولا هایمن" این میزان را زیر سؤال برده اند و اگر چنین باشد چندین تن از برجسته‌ترین مورخان (یهودی) هولوکاست را باید از جمله "منکرین" آن قلمداد نمود.
پروفسور "رائول هیلبرگ" نویسنده کتاب مرجع " نابودی یهودیان اروپا"، کشته شدن شش میلیون یهودی را نمی‌ پذیرد. وی کل مرگ و میرها را به هر دلیل 1/5 میلیون نفر می‌داند."جرالد ریتلینگر" نویسنده کتاب "راه‌ حل نهایی"، نیز تعداد شش میلیون نفر را نمی ‌پذیرد.
براساس برآوردهای وی تعداد کشته شدگان یهودی زمان جنگ حداکثر 6/4 میلیون نفر است، وی تاکید کرد که این رقم به دلیل فقدان اطلاعات موثق، فرضی است.
روزی ، اگر فردی می گفت که هیتلر دستور ریشه‌کنی یهودیان اروپا را صادر نکرده است، جزء منکرین هولوکاست بود
، اما این موضوع دیگر امروزه صدق نمی کند.
به عنوان مثال رائول هیلبرگ در ویرایش سال 1961 کتاب خود به نام "نابودی یهودیان اروپا" می‌نویسد که هیتلر در دو نوبت دستور ریشه‌کنی یهودیان را صادر کرده است ؛ اول در بهار سال 1941 و بار دوم اندکی پس از آن، اما هیلبرگ در سه جلد تجدید نظرشده کتابش در سال 1985 این مطالب را حذف کرده است.
کریستوفر براونینگ، مورخ هولوکاست نیز در ویرایش جدید این کتاب تمام "رفرنسها" به دستور یا تصمیم هیتلر برای "راه‌حل نهایی" را حذف کرده است.
امروزه حتی تعداد تقریبی افرادی که در آشویتس- مرکز اصلی کشتار یهودیان- جان باخته‌اند، نیز مشخص نیست.
در دادگاه بین‌المللی نورنبرگ متفقین ادعا کردند که آلمان‌ها چهار میلیون نفر را در آشویتس کشته‌اند. تا اینکه در سال 1990 یک لوح یادبود در آشویتس نصب و از این امر حکایت نمود که:
"چهار میلیون نفر به دست قاتلان نازی بین سالهای 1940 تا 1945 مورد شکنجه قرار گرفته و کشته شده‌اند".
پاپ ژان پل دوم در جریان بازدید خود از این مکان در سال 1979، در مقابل این مکان یادبود ایستاد و برای چهار میلیون قربانی طلب آمرزش نمود.
با این وجود موزه دولتی آشویتس لهستان در ژوییه سال 1990 همگام با مرکز هولوکاست یادواشم اسرائیل تأکید کردند که رقم چهار میلیون نفر اغراق‌آمیز بوده است و به همین علت ارجاع به آن از یادبود آشویتس برداشته شده است.
مقامات لهستان و اسرائیل، رقم احتیاط ‌آمیز 1/1 میلیون کشته در آشویتس را اعلام کردند." ژان کلود پرساک" محقق فرانسوی در کتاب خود در مورد آشویتس خاطرنشان کرد که حدود 775 هزار نفر در سالهای جنگ کشته شده ‌اند.
در نتیجه می توان چنین عنوان کرد که رقم شش میلیون در اعتراف بحث انگیز هس تبدیل به رقمی مقدس شده است رقمی است که بحث های بسیاری در باره آن وجود دارد.

از جمله مسائلی بحث برانگیز دیگر می توان به نوشته شدن اعترافات هس به زبان انگلیسی اشاره کرد در حالی که وی اصلا انگلیسی نمی دانست.

در این مورد همچنان پرسش های زیر وجود دارد :
چرا داستانهای بازماندگان در آرشیو موزه ها نگهداری می شوند و در معرض دید عموم قرار نمی گیرند؟
چرا کسی دلایل علمی مورخین را مبنی بر اینکه از اتاقهای گاز موجود در اردوگاهها نمی توان برای کشتار استفاده کرد، هنوز رد نکرده است؟
چرا در اردوگاهی که ادعا می شد اردوگاه مرگ می باشد، بیمارستانی برای معالجه بیماران وجود داشته و اینکه چرا بیماران از افراد سالم در این اردوگاه قرنطینه می شدند که این اقدامات با ماهیت و طبیعت اردوگاههای مرگ ناسازگار است.

و اینکه چرا هرگونه بحث، تحقیق وتفحص در باره این موضوع منع شده است و آیا این مساله سست بودن پایه های استدلال این بحث را نشان نمی دهد.
نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |

قوانين ضد تحقيق در مورد هولوکاست 

موضوع: سه شنبه هفدهم بهمن 1385 16:59

در 13 ژوئيه 1990، قانونی دربار آزادی رسانه ها در فرانسه وضع شد كه بر اساس مفاد آن، زير سؤال بردن مسئله «هولوكاست»، در سه فرضيه اساسی مربوط به آن، يعنی كشتار ادعايی يهودی ها، اتاق های ادعايی كشتار با گاز و آمار ادعايی شش ميليون كشته يهودي در جنگ جهانی دوم، جرم تلقي مي شود. هر كس در فرانسه از اين قانون تخلّف كند به يك ماه تا يك سال زندان و پرداخت خسارت و جريمه اي بين 2000 تا 300000 فرانك (333 تا 50000 دلار) محكوم مي شود0
به راستي چه مي توان گفت؟ جالب آنجاست كه فرانسه را مهد آزاد
ی و دموكراسی می دانند حال آنكه وضع چنين قانونی، با ابتدايی ترين آزادی هاي انسانی و اجتماعی در تضاد آشكار است. چگونه است كه در غرب می توان مقدسات را زير سؤال برد، حتي در وجود حضرت مسيح(ع) تشكيك كرد ولی درباره كوره های آدم سوزی و يا اتاقهای گاز نمی شود تحقيق كرد و ترديد وارد نمود. چه اراده ای در سطح بين الملل وجود دارد كه می خواهد مانع تحقيق و كشف حقايق در اين زمينه شود؟ به راستی چه دست هايی در پی تأثيرگذاری بر فضاي دنياي امروز هستند كه حتی تحقيق برای كشف حقايق موجب آشفتگی آنها می شود؛ اصولا اثبات ادعاي فاحش و بزرگي همچون هولوكاست تا چه حد مي تواند منافع لابی نشينان صهيونيست را فراهم آورد كه حتي در كشورهاي به اصطلاح متمدن و آزاد هم نمی توان به تحقيق و پژوهش پيرامون واقعه ای تاريخی
آن هم مربوط به تنها نيم قرن پيش، پرداخت.
امّا «روبرت فوريسون» پرسش اول را اينگونه جواب می
دهد:
«تهيّه و تصويب چنين قانونی
در فرانسه، ناشی از القائات و اعمال فشار اسرائيل است. طرح اين موضوع در سال 1968، از سوي چند نفر مورخ يهودي، از جمله «پی ير ويدال ناكه»، «سرژ ولرز»، «فرانسوا بداريدا»، با همكاری و همراهی «رنه ساموئل سيرات» خاخام بزرگ فرانسه، ارايه شد. قانون ياد شده در سال 1990 و به ابتكار «لوران فابيوس»، نخست وزير سابق فرانسه وضع شد. فابيوس قبلاً عضو دولت سوسياليستی و رئيس مجلس ملی فرانسه بود و به عنوان يك مبارز يهودي كه در راه آرمان يهوديت تلاش می كرد، شناخته می شد. در خلال همان دوره زمانی (ماه مه 1990)، يك مورد بي حرمتي به چند سنگ قبر در گورستان يهوديان «كار پنتراس» واقع در ناحیه پروونس، جنجال و غوغايی را در رسانه هاي گروهی برانگيخت؛ اين جنجال هر نوع تمايل و اقدام قانونگذاران وابسته به جناح مخالف را برای ابراز و اعلان مقاومت در برابر لايحه قانونی مزبور، خنثی
كرد.
حدود دويست هزار نفر از راهپيمايان يهود
ی، در شهر پاريس در حالي كه تعداد زيادی پرچم اسرائيل را با خود حمل مي كردند، عليه جرياني كه آن را «بازگشت شتابزده گله ای از حيوانات وحشی» می ناميدند، به تظاهرات پرداختند. ناقوس بزرگ كليساي نتردام، درست مانند اين كه حادثه مهم و غم انگيز استثنايي در تاريخ فرانسه روي داده باشد به صدا درآمد. متن اين قانون در تاريخ 41 ژوئيه 1990 كه در فرانسه تعطيل ملی است در نشريه رسمي به اطلاع عموم رسيد.

متأسفانه در ديگر كشورها
ی اروپايی وضع بهتر از فرانسه نيست. بر اثر اعمال فشار سازمان های يهودی محلی و بين المللی و به تقليد از فرانسه، كشورهايي نظير آلمان، اتريش، بلژيك، سوئيس، اسپانيا و ليتوانی نيز قوانين مشابهی را تنظيم و تصويب كردند.

 

 

بخشی از مقاله «هولوكاست، منطقه ممنوعه محققان» در روزنامه کیهان.

نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |

مونظر یکی از موافقان هولوکاست 

موضوع: یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 20:59

مطمئنا برای بررسی دقیق مساله هولوکاست  باید با نظرات موافقان آن نیز آشنا شد. متن زیر خلاصه مقاله ای از محمدرضا نیکفر با عنوان «دو جنبه انکار هولوکاست» است. این مقاله در تایید هولوکاست نوشته شده و نویسنده آن هولوکاست را یک واقعیت تاریخی می داند.  : 

هولوکاست واژه‌ای است یونانی به معنای همه‌سوزانی، قربانی کردنِ همگان در آتش. این فاجعه کشتارِ شش میلیون یهودی به دستِ رژیمِ نژادپرستِ تمامیت‌گرای آلمانِ نازی به رهبریِ آدولف هیتلر است. کسانِ بسیار دیگری نیز همراه با یهودیان به قتل رسیدند: کمونیست‌ها و سوسیال‌دموکرات‌ها، کاتولیک‌ها، کولی‌ها، همجنس‌گرایان، معلولان و آدمیانی از هر آن گروه که نازیها به دلیلِ سیاسی دشمن یا به دلیلِ نژادی پستشان می‌شمردند.

در موردِ هولوکاست از این منابعِ دستِ اول خبر داریم: گزارشهای نجات‌یافتگان از اردوگاههای مرگ که نزدیک به ۵۰ هزار نفر بوده‌اند، گزارشهای دیگر بازماندگان، هزاران سندِ مکتوبی که رژیم فرصت از بین بردنشان را نیافت، انبوهی از جسدهای به جا مانده در اردوگاههاو... .

 هیچ جنایتی در طولِ تاریخ همانندِ هولوکاست با دقت و ریزبینی بررسی نشده است.هولوکاست را نه یک گروهِ شوریده ‌سر، بلکه یک دستگاهِ دیوانیِ عظیم پیش برده است، دستگاهی که همه چیز را با دقت وامی‌رسیده و با حوصله ثبت می‌کرده است.

هولوکاست اوجِ کینه‌ورزی به یهودیان است. زمینه‌سازِ آن یهودستیزیِ شکل‌گرفته در طولِ تاریخ است.

در موردِ زمینه‌های بروزِ هولوکاست می‌توان بسیار نوشت. می‌توان مجموعه‌ای از عاملهای دینی و غیرِ دینی، کهن و جدید، فکری و اجتماعی، و اقتصادی و سیاسی را برشمرد که هولوکاست را باعث شدند. با این کار می‌توان نشان داد که طبیعی بود حادثه‌ها چه جهتی بیابند، اما نمی‌توان بر این مبنا همه چیز را توضیح‌پذیر پنداشت. عنصری وجود دارد که از فهمِ انسانی فراتر می‌رود، عنصری که در جریانِ پویش عاملها و ترکیبِ فاجعه‌آمیز آنها ایجاد شده و با هیچ تحلیلی نمی‌توان بدان رسید.

با وجودِ کنکاشهای فراوان از زاویه‌های گوناگون، هنوز بابِ پژوهش در موردِ هولوکاست باز است، نه فقط در زمینه‌ی تفسیرِ داده‌ها، که کاری است همیشگی و هیچ نسلی و دورانی بی‌نیاز از پرداختن به آن نخواهد بود، بلکه در زمینه‌ی کشفِ داده‌های تازه و پردازشِ دقیقترِ داده‌های پیشین. بحث میانِ کاردانانِ علومِ انسانی در موردِ هولوکاست همواره گرم بوده است. در عرصه‌ی بحث میان آنانی که حیثیتِ برشناخته‌ی علمی دارند، در دانشگاههای معتبر تدریس می‌کنند و مقاله‌هایشان در نشریه‌های معتبر و کتابهایشان توسطِ انتشاراتی‌های معتبر چاپ می‌شوند، هیچ سخنی از انکارِ واقعیتِ هولوکاست در میان نیست.

انکار دو جنبه دارد: جنبه‌ای از آن به نفسِ موضوع مربوط می‌شود و جنبه‌ی دیگر به آگاهی و اراده‌ای که در برخورد با موضوع برای ممانعت از تکرار آن شکل گرفته است.. جنبه‌ی نخستِ انکار، نادیده گرفتنِ فاجعه‌ای است که نه فقط گسستی تمدنی، بلکه گسستی در انسانیت است.جنبه دوم این است که با انکارِ واقعیتِ هولوکاست، ذهنِ خود را به روی اندیشه‌هایی می‌بندیم که با تأمل بر این فاجعه برآن‌اند مانعِ تکرارِ آن شوند.

 متاسفانه کسانی که خود می‌بایست به آموزه‌ی اخلاقیِ برخاسته از اندیشه درباره‌ی هولوکاست وفاداریِ نمونه‌واری نشان دهند، به شکلی خشن آن را نقض کردند. جریانهای افراطی در میانِ یهودیان دست بالا را گرفتند و به فلسطینیان جنگ و آوارگی تحمیل کردند و گروه بزرگی از فلسطینیان سرزمین خود را از دست دادند.


 برای دریافت کامل این مقاله به صورت pdf اینجا را کلیک کنید

نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |

عدهای از منتقدین هولوکاست(بخش دوم)  

موضوع: سه شنبه دهم بهمن 1385 16:22

1.روژه گارودی :
روژه گارود
ی فيلسوف، اديب، شاعر، هنرشناس و مرد سياست است. در17 ژوئيه سال 1917 در مارسی

گارودیفرانسه متولد شد. دكترای ادبيات را از سوربن (1952) و دكترای علوم را از آكادمی علوم شوروی (1954) اخذ كرد. در طول زندگی خود همواره مبارز راه آزادی و جستجوگر حقيقت بوده است. در مبارزه با فاشيسم هيتلری شركت كرد و از 1940 تا 1943 در اردوگاه اسرای جنگی زندانی شد.... او سالهاي 1945 تا 1958 را در نمايندگی مجلس عوام فرانسه و 1959 تا 1926 را در نمايندگی مجلس سنا گذراند. در سال 1970 از حزب كمونيست استعفا داد و چندی بعد پس از انتشار چندين كتاب درباره حقايق والا و جهان شمول اسلام، در سال 1981 به اسلام گرويد و از آن پس، علی رغم حمله ها و دشمنی ها، ديدگاه های خويش را از اسلام و قرآن مطرح و موج بزرگي از پيش داوری زدايی در اذهان غربی ها ايجاد كرد. اين فيلسوف مسلمان كتاب های زيادی در حوزه های مختلف تأليف كرده است كه از جمله معروف ترين آنها كه او را به دادگاه فرانسه كشاند، كتاب «اسطوره های بنيانگذار سياست اسرائيل» بود.
البته دو بخش از كتاب حسّاسيت بيشتر
ی ايجاد كرد كه گويا موارد اتهام
او در دادگاه همين دو بخش بودند:
 در مورد اوّل و
ی در صلاحيّت دادگاه جنايتكاران جنگی جنگ جهانی دوم شک كرده و با بيان دلايل مختلف به ردّ آن پرداخته است. در بخش بعدی رقم شش ميليون قرباني يهودی در اتاق های گاز را با شواهد و دلايل رد می كند.

انتشار اين كتاب در فرانسه با واكنش شديد محافل صهيونيست
ی روبرو شد. تقريباً تمام احزاب و گروه ها و اشخاصي كه طي 50  سال گذشته تحت نفوذ تبليغات و اسطوره سازی های صهيونيستي قرار داشتند، اين كتاب و نويسنده آن را طرد و لعن كردند و بدين ترتيب، در فرانسه نوعي تحريم نانوشته بر آن اعمال شد تا آنجا كه امروزه به سختی می توان يك نسخه آن را از كتاب فروشی های رسمی يا صاحب نام به دست آورد. خود روژه گارودی در بخشهايی ازاین کتاب خود
مي گويد:
«در برابر تاريخ دانان منتقد، هيچ گونه ردّيه و يا بحث علم
ی ناقضی قرار داده نشد؛ تنها در بهترين حالت با سكوت و در بدترين حالت با فشار و آزار روبرو شدند....»

2.پل رازينيه :
رازينيه، در زمان جنگ جهان
ی دوم از اعضای جنبش مقاومت فرانسه بود كه به وسيله گشتاپو دستگير و به اردوگاه «بوخنوالد» اعزام شد و تاپايان جنگ در اردوگاههای مختلف نازی زندانی بود.
پس از جنگ، وي عالی
ترين نشان مقاومت را از دولت فرانسه دريافت كرد و سپس به عرصه تحقيقات تاريخی روي آورد، در زمين جنگ دوم جهانی به تحقيق و انتشار كتاب پرداخت و از جمله به ترسيم وضع اسفناك اردوگاههای جنگي نازی
دست زد.
پل رازينيه به تدريج در جريان تحقيق
اتش به نظراتی رسيد كه تصوير رسمی را كاملاً نفی می كرد. او اعلام كرد كه اولاً، افسانه ی اتاق های گاز برای كشتار زندانيان ـ اعم از يهودی و غير يهودی ـ مطلقاً صحت ندارد. ثانياً، در دوران جنگ هيچ سياستی از سوی آلمان براي كشتار جمعی يهوديان اروپا وجود نداشته است. ثالثاً، يهوديان كشته شده در دوران جنگ بين ۹۰۰ هزار تا 5/1 ميليون نفر هستند، نه 6 ميليون نفر و اين افراد مانند ديگران در جريان جنگ در اثر بيماريهای مسری
به ويژه تيفوس از بين رفته اند.
معمولاً از پل رازينيه به عنوان بنيانگذار مكتب «تجديد نظرطلب
ی
» ياد مي كنند..
۳.ديويد ايروينگ :

يكی از دانشمندانی كه در اصل وقوع هولوكاست شک كرده است، تاريخ نويس نامدار «ديويد ايروينگ» است دیوید ایروینگكه تقريباً هيچ يك از كتابخانه های دنيا نيست كه كتاب های او را در خود نگنجانده باشد. او سی جلد كتاب دربار جنگ جهانی دوم نوشته و در دوازده كشور مهم غربی منتشر كرده است. كتاب هاي او را بسياري از ناشران معتبر اروپا چاپ كرده اند. همچنين او به عنوان پژوهشگر در آرشيو دولت آلمان به مدّت سی سال و در آرشيو ملی آمريكا و دفتر اسناد عمومي انگلستان و آرشيو حكومت استراليا، فرانسه، ايتاليا و كانادا و حتّی در آرشيو سرّی دولت اتحاد جماهير شوروی سابق مشغول كار و تحقيق بوده و نخستين تاريخ نويسی است كه درستی «خاطرات روزانه هيتلر» را كه در سراسر جهان منتشر شده بود، زير سؤال برد.
او در ميان پژوهشها و مطالعات فراوانش پرده از اسنادی برداشته است كه برخی يا بيشتر سخنان مدعيان هولوكاست را زير سؤال برده است. از جمله هنگامی كه وی در آلمان به سر می برد، به اعترافات مسئول امنيتی موزه آشويتس، دكتر «فانسيزيك باير» كه بر روی نوار ويدئويی ضبط شده بود، دسترسی پيدا كرد و از آن نسخه ای برداشت. در آن نوار باير اعتراف كرده بود كه اتاقك های گاز و همچنين تأسيساتی كه در طول چهل سال به نمايشي عمومی گذاشته شده بود و حدود چهل ميليون نفر از سراسر دنيا ازآن بازديد كرده بودند، محلي برای مسموم كردن يهوديان يا سوزاندن آنها نبوده است. زيرا كسان
ی كه اين تأسيسات و دستگاهها را ساخته بودند همان كمونيست هاي لهستان پس از جنگ بوده اند.
به مجرد بر ملا شدن اعترافات باير توسط ديويد ايروينگ، دولت آلمان
وی را به لكه دار كردن و بدنام كردن ياد و خاطره كشته شدگان متهم كرد. وي همچنين به پرداخت سی هزار مارك محكوم و از ادامه فعاليت در آرشيو دولتي آلمان، با وجود فعاليت هاي سی ساله اش، محروم شد. هم اكنون دولت آلمان وی را از ورود به كشور منع و بالتبع دولتهاي فرانسه، اتريش، ايتاليا، آفريقای جنوبی، استراليا، كانادا و ديگر دولتها از ورود او به كشورهايشان به سبب درخواست يهوديان امتناع مي كنند. ايروينگ همچنين مورد ضرب و شتم بدني نيز قرار گرفت و در كانادا بنا به درخواست مركز سايمون و پسينتال، بازداشت و دست بسته از كشور اخراج شد.


نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |

عده ای از منتقدین هولوکاست 

موضوع: چهارشنبه چهارم بهمن 1385 20:23

۱.فردريك توبن :
دکتر "فردريك توبن" کارشناس استرالیائی، دکترای فلسفه و مدیر موسسه آدلاید در استرالیا يكی از توبنمنتقدين هولوكاست قلمداد مي شود كه به جرم زير سؤال بردن كشتار جمعي يهوديان به وسيله اتاقهای گاز، زندانی هم شده است.
وی در تحليل هولوكاست مي گويد:
«هولوكاست بر سه ادعا كه شامل ادعای كشتار سيستماتيك يهوديان از سوي آلمان هيتلری، اتاق های گاز و قتل عام 6 ميليون يهودی استوار است كه هيچ كدام صحت ندارد. اقدامات هيتلر مشخصاً نه در جهت كشتار سيستماتيك بلكه در راستای انتقال يهوديان با همدستي صهيونيست ها بود و آنان كمك كردند تا يهوديان آلمان به همراه دارائی هايشان به فلسطين اشغالي منتقل شوند

توبن تأكيد مي كند:
«هولوكاست يك دروغ است و واكنش هيستريك برخی مقامات سياسی جهان به مخالفت با آن نشان مي دهد كه صهيونيست ها بر اين افراد و دولت ها، نفوذ زيادی دارند. اين پديده در كشورهای اروپايی تبديل به مذهب شده است، در اروپا می توان به حضرت مسيح(ع) و مريم مقدس افترا بست اما نمی توان از يهوديان و هولوكاست انتقاد كرد.»

۲.ارنو.ج.ماير :
پروفسور «ارنو.ج.ماير» از دانشگاه برنستون در كتابش «چرا آلمان تيره و تار نشد؟ آخرين راه حل در تاريخ» به وجود پرسشهایگوناگونی پيرامون هولوكاست اشاره مي كند. «ماير» كه خود يك يهودی است، می گويد:
«پرسش هايم هم چنان پابرجاست. تعداد يهوديانی كه از سال 1942 تا 1945 در آشويتس و ديگر اردوگاهها با مرگ طبيعی از دنيا رفته اند، از يهوديانی كه با مرگ غير طبيعی و از راه های مختلف كشته شده اند بيشتر است. هم اكنون منابع بررسی اتاق های گاز، كم و غير مطمئن است. بيشتر آن چه به عنوان حقايق تا كنون پذيرفته شده، بر اساس اعترافات مسئولان نازی، مجريان محاكمه های پس از جنگ و خاطرات كسانی است كه از اين اردوگاه ها نجات يافته يا آزاد شده اند. بنابراين، شهادت ها بايد با دقت بررسی شود، زيرا ممكن است انگيزه های شخصی متفاوت و پيچيده ای در اين گونه ادعاها تأثير داشته باشد.»
۳.پل فرام :
وی كه خود يكی از منتقدين هولوكاست می باشد و بهای اين انتقاد را نيز پرداخته است، در مصاحبه با خبرگزاری «مهر» مي گويد:
«زير سؤال بردن هولوكاست، مزايا و موضع قدرتمند صهيونيست ها را كه در بسياری از كشورهاي غربی از آن برخوردارند، قطع خواهد كرد. بنابراين هر كسي در اين باره بحث كند و يا ابعادي از داستان هولوكاست را زير سؤال ببرد، بايد ساكت شود.... يهوديان برخوردهاي خشني با تجديد نظر طلبان دارند، آنان باعث شدند تا من از مؤسسّه و هيأت آموزشی «پيل» كه در آن كار مي كردم اخراج شوم و دليل آن هم اين بود كه از حق آزادی بيان افرادی از جمله «دوكالينز»، قهرمان جنگ و روزنامه نگار انگليسي، كه برخی از ابعاد داستان هولوكاست را در فيلم تبليغاتی «فهرست شيندلر» متعلّق به «استيون اسپيلبرگ» زير سؤال برده بود، دفاع كرده بودم.»

۴.روبرت فوريسون :
پروفسور روبرت فوريسون در سال 1929 در فرانسه به دنيا آمد. او تحصيلات تكميلی خود را در دانشگاه فوریسونسوربن پاريس گذراند و از سال 1974 تا 19۷9 استاد دانشگاه ليون فرانسه بوده است. فوريسون متخصص و كارشناس عالی رتبه بررسی، ارزيابی و شناخت اسناد و مدارك تاريخی است. او پس از سالها مطالعه، بررسی و تحقيق بر روی اسناد جنگ جهانی دوم، در مراكز و مؤسسه های بزرگ مطالعاتی و پژوهشی، به اين نتیجه رسید كه مسأله اتاق های كشتار با گاز و قتل عام يهودی ها (هولوكاست) غیرواقعی است. به عقيد فوريسون اين موضوع از سوی بعضی مجامع و سازمانهای يهودی و كانون های صهيونيستی، با اغراض كاملاً سياسی و اقتصادی ساخته و پرداخته شده است.
فوريسون كه پس از تحقيقات فراوان با نگارش مقالاتی در نشريه لوموند به نقد اسناد مورد استفاده مدعيان هولوكاست پرداخت. اين كار موجب اعتراض مخالفين شد و انتقادها در همان نشريه مطرح شدند. وی نيز آنها را پاسخ داد اما نشریه از انتشار آن خودداری کرد.

عدم امكان انتشار مقالات و پاسخهای فوريسون، وی را به جمع آوري مقالات و پاسخها در قالب كتابی با عنوان «اتاق هاي گاز در جنگ جهانی دوم؛ واقعيت يا افسانه؟» ترغیب کرد. اصل محتوای كتاب را مقالات فوريسون در نشريه لوموند و انتقادهای مخالفان و سپس پاسخهای وی به اين انتقادها، تشكيل می دهد.فوریسون پس از انتشار اولين سری از کتاب، مورد حمله گروههای يهودي در فرانسه قرار گرفت به طوری که حتی مورد ضرب و شتم نیز قرار گرفت.

نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |

آیا زیکلون ب می تواند برای کشتارهای گروهی به کار رود؟  

موضوع: چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 17:57

زیکلون ب نوعی گاز است که از اسید پروسیک متبلور(هیدروسیانید اسید ) حاصل می شود . این گاز توسط فریتز هاربر برای کشتن حشرات اختراع شد. زیکلون ب ماده ای بسیار سمی است که می تواند باعث مرگ انسان شود.

قوطی های  خالی گاز زیکلون ب

 اولین بار در جنگ جهانی اول این گاز توسط سازمان کنترل آفات آلمان برای نابودی شپش تولید شد.در جنگ جهانی دوم به دلیل شیوع بیماری تیفوس از این گاز برای شپش زدایی و ضدعفونی در اردوگاه ها استفاده می شد.موافقان هولوکاست معتقدند که دولت نازی از این گاز برای کشتن یهودیان نیز استفاده کرده است. طبق ادعای این دسته از مورخان ابتدا یهودیان را به اتاقهایی می بردند و سپس با انتشار گاز در این اتاقها آنها را می کشتند. پس از این مرحله اجساد را در کوره های بزرگی می سوزاندند و خاکسترشان را دفن می کردند. مورخان معتقدند که یهودیان به بهانه حمام به این اتاقها منتقل می شدند و آنها از سرنوشتی که در انتظارشان بود اطلاعی نداشتند.

انکارکنندگان هولوکاست(تجدید نظر طلبان)

برای رد این نظریه دلایل زیر را مطرح  می کنند:

۱. در حالی که آلمانها گاز اعصاب سارین را اختراع کرده بودند(که بسیار موثرتر از زیکلون ب است)دلیلی نداشت که از این گاز استفاده کنند.

۲. انتشار این گاز حدود ۲تا ۳ ساعت طول می کشد (در هوای سرد لهستان از این هم بیشتر طول می کشد). در حالی که در تمام مدارک صحبت از مرگ آنی شده است.

۳ . این گاز باعث تولید رسوب سختی از ترکیبات سیانید می شود(پروشن آبی) که قاعدتا باید بر روی دیوارها به جا بماند. محققان میزان این رسوب را در اتاقهایی که در آن از زیکلون ب برای ضدعفونی لباسها و پتوها استفاده می شدبا اتاقهای معروف به مرگ، مقایسه کردند.روی دیوارهای اتافهی ضدعفونی غلظت این رسوب ۱۳۵۰۰ قسمت در یک میلیون بوده است. در حالی که در اتاقهای مرگ تنها ۲ قسمت در میلیون بوده، که تقریبا برابرمقدار عادی آن در ساختمانهای دیگر کمپ است .

نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |

حل نهایی(Final Solution) 

موضوع: جمعه هشتم دی 1385 11:30

حل نهایی نقشه دولت نازی برای نابود کردن یهودیان بود که وجود آن همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد.بعد از قدرت گرفتن حزب نازی در ژوئن 1933 جو ضد یهودی در آلمان به وجود آمد و دولت نازی کوشید یهودیان را از جامعه آلمانی محو کند . پس از شروع جنگ و قدرت گرفتن هیتلر در اروپا او طرحی را با نام «حل نهایی»  برای از بین بردن یهودیان مطرح کرد. تاییدکنندگان هولوکاست معتقداندکه میزان زیادی از کشتارهای مربوط به هولوکاست با اجرای این برنامه صورت گرفته است. متن زیر بخشی از کتاب «ظهور و سقوط رایش سوم» نوشته ویلیام شایرر و نظر او درباره این مسئله می باشد:

حل نهایی همان چیزی بود که هیتلر مدتهای مدیدی در نظر داشت و حتی پیش از شروع جنگ علناً اظهار کرده بود.او در نطق 30 ژانویه 1939خود در رایشتاگ(مجلس آلمان)، چنین گفته بود :اگر سوداگران یهود بین الملل...بار دیگر در کشیدن ملت ها به یک جنگ جهانی توفیق یابند، نتیجه عبارت خواهد بود از ...نابودی نژاد یهود در اروپا.
او این جملات را در نطقهای بعدی خود عیناْ تکرار کرد.برای او این موضوع فرقی نداشت که نه سوداگران یهود بین الملل، بلکه خود او بود که این جهان را به کشمکش مسلحانه انداخت.آنچه برای هیتلر مهم بود این بود که حال که یک جنگ بین الملل به راه افتاده و به او قدرت داده بود که در شرق اروپا،که بیشتر یهودان آن قاره ذر آن می زیستند، یهودیان را نابود کند. تا هنگامی که نبرد روسیه آغاز شد، او فرمان خود را صادر کرده بود.

آنچه در محافل عالی نازی به عنوان فرمان پیشوا برای« حل نهایی » شناخته شده بود، ظاهرا هرگز روی کاغذ نیامد - لااقل هیچ نسخه ای از آن تاکنون در اسناد بدست آمده نازی یافت نشده است.تمام شواهد دال بر این است که آن فرمان شفاهاْ به گورینگ(فرمانده نیروی هوایی آلمان)، هیملر(رئیس اس.اس) و هایدریش(رئیس پلیس و معاون گشتاپو) داده شده بود و آنها بعدا آن را در تابستان 1941 به زیردستان خود منتقل کردند. عده ای از گواهان در دادگاه نورمبرگ شهادت دادند که آن را شنیده اند اما دیدن آنرا هیچیک اقرار نکردند.بدینگونه هانس لامرس، رئیس دفتر صدارت عظمای آلمان، وقتی در جایگاه گواهان دادگاه نورمبرگ سوال پیچ شد، چنین گفت:«من می دانستم که فرمان پیشوا به وسیله گورینگ به هایدریش ابلاغ شد... این فرمان« حل نهایی » مسئله یهودیان نامیده شد.»

اما لامرس مانند بسیاری از متهمان، ادعا کرد که تا هنگامی که دادستان متفقین اظهاری درباره آن در دادگاه نورمبرگ نکرده بود، چیزی از آن نمی دانست.

هر چه جنگ بیشتر ادامه می یافت استعمال این اصطلاح در اسناد نازی بیشتر می شد، زیرا که ظاهر آراسته آن رهبران نازی را از رنج به کار بردن لغت اصلی برای یکدیگر آسوده می کرد، و شاید به گمان آنها پوششی برای جنایتشان فراهم می کرد که در صورت آفتابی شدن آن اسناد از آشکار شدن موضوع جلوگیری کند.

نا آغاز سال 1942، چنانچه هایدریش گفت، وقت روشن کردن مسائل اساسی« حل نهایی » فرا رسیده بود تا بتوان سرانجام آنرا به پایان رساند.به این منظور هایدریش روز 20 ژانویه 1942 جلسه ای از نمایندگان وزارتخانه های ادارات اس.اس در« وانه زه»، در حومه بزلین تشکیل داد که صورت جلسه آن در محاکمه بعدی دادگاه نورمبرگ نقش مهمی ایفا کرد.علیرغم ناکامیهای ارتش آلمان در روسیه، صاحبمنصبان نازی معتقد بودند که جنگ تقریبا به پیروزی آلمان انجامیده و آن کشور به زودی بر تمام اروپا، از جمله انگلستان و ایرلند، فرمان خواهد راند.  هایدریش ارقام مربوط به تعداد یهودیان هر کشور را ذکر کرد. در سرزمین رایش فقظ 131800 نفر یهود وجود داشت، اما ذر اتخاد جماهیر شوروی پنج میلیون، در اوکراین سه میلیون، در استان لهستان دو میلیون، در فرانسه سه ربع میلیون و در انگلستان ثلث میلیون بود.آنگاه توضیح داد که باید آنها را نابود کرد:

«یهودیان اکنون در جریان حل نهایی باید به شرق آورده شوند...تا در کارهای پر مشقت به کار روند. یهودیانی که قادر به کار کردن هستند در دسته های بزرگ و با جدا کردن مردان و زنان از یکدیگر، باید به این نواحی آورده و به کارهای راهسازی گمارده شوند که در آن مسلما از طریق تقلیل طبیعی از توالد آنها کاسته می شود.

قسمتی که سرانجام بتواند از همه این مشقات جان بدر برد- چون بدون شک در نتیجه قویتر یودن زنده مانده است و این خود دلیل انتخاب طبیعی  است- باید از میان رود، زیرا اگر باقی بماند هسته رشد نژاد دیگر خواهد شد.

به عبارت دیگر، یهودیان اروپا می بایست نخست به شرق اروپا برده شوند و چندان زیر فشار کار سخت قرار گیرند تا بمیرند، و از میان آنها افراد قوی و پرطاقتی که باقی می مانندباید صاف و ساده کشته شوند. اما میلیون ها یهود که در شرق می زیستند، چگونه باید از بین بروند؟

دکتر یوزف بوهلر نماینده استاندار لهستان، پیشنهاد آماده ای برای این منظور داشت.او می گفت تقریباًدو و نیم میلیون یهود در لهستان هستند که خطر بزرگی را تشکیل می دهند. این ها ناقلان مرض و عاملان بازار سیاه  هستند و برای کار هم نامناسبند. برای این عده زحمت حمل و نقل وجود نداشت، زیرا در همان محلی بودند که می بایست از میان بروند.

دکتر بوهلر پیشنهاد خود را اینگونه پایان داد: «من فقط یک تقاضا دارم، و آن اینکه مسئله یهودان در حوزه ماموریت من هر چه زودتر حل شود.»

 آن مشاور سرشناس نوعی بی صبری از خود نشان می دادکه خاص تمام محافل نازی از پایین به بالا تا خود هیتلر بود. در آن هنگام هیچیک از آنها نمی دانست که آن میلیون ها یهود چگونه ممکن بود برای کار برده وار لازم باشند.  نازی ها فقط تشخیص داده بودند که کار کشیدن ازمیلیون ها یهود در راهسازی در روسیه ممکن است مرگ آنها را مدتها به تعویق بیاندازد.به این جهت خیلی دیر پیش از آنکه آنها را کار پر مشقت نابود کند، هیتلر و هیملر تصمیم گرفتند آن ها را با وسایل سریعتری نابود کنند.

 

به طور عمده دو طریق وجود داشت . یکی از آن ها کشتار یهودیان به وسیله جوخه های آتش بود.عده این گونه کشتگان به ربع میلیون بالغ شد.

راه دیگر کشتار به وسیله اتاقهای گاز بود.

نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |

بان کی مون،دبیر کل سازمان ملل انکار هولوکاست را محکوم کرد. 

موضوع: چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 19:42

 دبيرکل جديد سازمان ملل، بان کی مون، در نخستين کنفرانس خبری که روزپنجشنبه پس از ادای سوگند دربرابر مجمع عمومی سازمان ملل متحد برگزار کرد، همايش «هولوکاست: چشم انداز جهانی» را که روزهای دوشنبه و سه شنبه، ۲۰ و ۲۱ آذر، در تهران برگزار شد، محکوم کرد.

بان کی مون گفت:« انکار واقعيت های تاريخی، بويژه درمورد موضوع مهمی چون هولوکاست، به هيچ وجه قابل قبول نیست.»

او افزود:« ميل دارم همه اعضای جامعه بين المللی، چه در گفتار و چه در کردار، از این اصل پیروی کنند

جان بولتون، نماينده پيشين آمريکا درسازمان ملل همراه با نمايندگان پيشين کانادا و اسرائيل خواستار محاکمه رئیس جمهور ایران در دادگاه جنايی بين المللی سازمان ملل به اتهام تشویق و   دعوت به نابودی اسرائيل شد.

دور گولد، نماينده پيشين اسرائيل در سازمان ملل، اين کنفرانس را «تحريف تاريخ»، و «تلاش برای پنهان کردن حقيقت» دانست.

ايروين کاتلر، وزير دادگستری و دادستان کل پيشين کانادا نفی هولو کاست را تهديدی برای اسرائيل و صلح و امنيت شمرد.

25 کشور عضو اتحاديه اروپا نیز در پايان نشستی که در بروکسل برگزار شد، بیانیه ای در این زمینه منتشر کردند. دراين بيانيه رهبران اروپايی هرگونه نفی هولوکاست را، چه به تمامی و چه به صورت بخشی از آن را محکوم کردند و به رئیس جمهور ایران هشدار دادند که با سياست های خود از جمله در مورد نفی هولوکاست و دعوت به نابودی اسرائيل بر ثبات خاورميانه         « تأثيری منفی» می گذارد.

در بيانيه‌ای هم که از سوی فنلاند، رييس دوره ای اتحاديه اروپا، صادر شد آمده است: «اتحاديه اروپا عميقا درباره برگزاری کنفرانس هولوکاست نگران است و به شدت هرگونه اقدامی با انگيزه‌های سياسی يا استفاده  از اقدامات پژوهشی در رد يا زير سوال بردن واقعه هولوکاست را محکوم می‌کند.»

نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |

نظر یک محقق درباره هلوکاست 

موضوع: سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385 14:41

 دفتر مطالعات سیاسی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در روزهای بیستم و بیست و یکم آذر کنفرانسی را با عنوان " هولوکاست:چشم انداز جهانی" برگزار کرد و درآن 67 شرکت کننده از 30 کشور جهان گرد هم آمده و به ارائه مقاله پرداختند.

   پروفسور روبرت فوریسون یکی از مهمترین میهمانان این کنفرانس بود.وی نویسنده کتاب "اتاقهای گاز،واقعیت یا افسانه؟"می باشد و پیشتر استاد دانشگاه لیون در فرانسه بوده  اما در سال 1979 دولت فرانسه فعالیت کاری او را به علت عقا یدی که در مورد هولوکاست و کشتار یهودیان داشت متوقف کرد.

فوریسون معتقد است:«...بر اساس ادعاهای یهودیان،آلمانی ها در طول جنگ جهانی دوم میان سال های 1941 تا 1945 به قتل عام یهودیان مبادرت کردند و آنها را در اتاقهای گاز اردوگاه های خود می کشتند و سپس اجساد آنها را در کوره های آدم سوزی می سوزاندند. اسناد و مستنداتی هم که به عنوان شاهد و دلیل وقوع هولوکاست ارائه می شود عبارت است از موهای سوخته ،کفشهای پاره همراه خاکستر وعینکهایی که از شدت حرارت و آتش از ریخت افتاده اند و تشخیص آنها غیر ممکن است.  

این در حالی است که پیش از جنگ جهانی دوم وقتی کفشها پاره می شدند و قابل استفاده نبودند به پادگان ها برده می شدند یا اینکه با بازسازی آنها،مجددأ از آنها استفاده می شد.همین مسئله درباره عینک وجود داشته است.درباره موها هم رسم بوده است که آرایشگاه ها و آرایشگرها،موهای سر را نگه می داشتند و از آنها استفاده  می کرده اند...با این وصف نمی توان موهای سوخته،عینکهای آب شده و کفشهای پاره را دلیلی بر وقوع هولوکاست دانست.»

او در مورد برخورد جامعه و رسانه های غرب با مسئله هلوکاست وافرادی که درباره آن تحقیق می کنند می گوید:«...ما و به طور کلی بازنگران تاریخ در اروپا و فرانسه که ظاهرأ مهد آزادی بیان هم است، از سوی تمامی رسانه ها با محدودیت روبرو هستیم و     اجازه ای هم برای طرح مستقل آنچه تحقیق می کنیم برایمان وجود ندارد.حصاری بلند به دور افکار ما کشیده شده است و ما در محدودیت کامل قرار داریم.

اگر ما تلاش کنیم نظرات خود را در رسانه ها و روزنامه ها منعکس کنیم، به عنوان مجرم  شناخته خواهیم شد .رسانه ها درباره هر چیز بجز هولوکاست اظهار نظر می کنند.هیچ نقدی در این مورد پذیرفته شده نیست و کسانی که در این مورد تحقیق می کنند ناشناخته اند .محققان مخالف هولوکاست همواره از سوی محافل صهیونیستی مورد آزار قرار می گیرند و حتی