بررسی مساله هولوکاست(Holocaust)
|
|
|
دیدگاه رهبر حکیم انقلاب درباره هولوکاست مقام معظم رهبري در سال 79 و در خطبه هاي نمازجمعه براي اولين بار با تاييد ضمني نظرات روژه گارودي دانشمند تاريخ دان فرانسوي، از ضرورت آزادي دانشمندان غرب براي طرح نظراتشان در مورد تاريخسازي صهيونيستها دفاع كردند.
ايشان همچنين در افتتاحيه اولين كنفرانس بين المللي دفاع از مردم فلسطين در سالن اجلاس سران در تاريخ 4/2/80 فرموده اند: اشغال اين سرزمين براساس يك طرح چندجانبه، پيچيده و با هدف جلوگيرى از اتّحاد و پيوستگى مسلمانان و پيشگيرى از تأسيس مجدّد حكومتهاى قدرتمند مسلمان بود. دلايلى در دست است كه نشان مىدهد صهيونيستها با نازيهاى آلمان روابط نزديك داشتند و ارائه آمارهاى اغراقآميز از كشتار يهوديان، خود وسيلهاى براى جلب ترحّم افكار عمومى و زمينهسازى براى اشغال فلسطين و توجيه جنايات صهيونيستها بوده است. حتّى دلايلى در دست است كه عدّهاى از اراذل و اوباشِ غيريهودىِ شرق اروپا را به نام يهودى به فلسطين كوچانيدند تا با پوشش حمايت از بازماندگان قربانيان نژادپرستى، يك حكومت معاند اسلام را در قلب جهان اسلام نصب كنند و پس از سيزده قرن، يك گسستگى بين مشرق و مغرب اسلامى ايجاد نمايند. همچنين در تاريخ 18/11/84 رهبر حكيم انقلاب اسلامي به صراحت هولوكاست را افسانه خواندند و افزودند: آزادى بيان - كه آنها دم از آن مىزنند - به آنها اجازه نمىدهد كه در باب افسانهى كشتار يهوديان - معروف به هلوكاست - كسى ترديد بكند. در آن قضيه، جاى آزادى بيان نيست! در كشورهاى اروپايى، افراد زيادى - از دانشمند و محقق و مورخ و مطبوعاتى و غيره - از ترس جرأت نمىكنند ترديدى را كه نسبت به اين قضيه در دلشان هست، ابراز كنند. بعضىها هم معتقدند قضيه از اصل دروغ است، اما جرأت نمىكنند بگويند؛ چون ديدهاند هر كس بگويد، مجازات خواهد شد؛ زندان مىاندازند، تعقيب مىكنند، از حقوق محرومش مىكنند. ايشان همچنين در تاريخ 8/10/85 و در يام به كنگره عظيم حج رفتار دوگانه غرب را در برابر آزادي بيان به شدت مورد انتقاد قرار دادند و نوشته اند: حمایت از اهانتكنندگان به مقدسات اسلام و حتی افتراء و اهانت صریح بلندپایگان غربی ازقبیل پاپ به این آئین الهی و متقابلاً جرم شمردن تحقیق و تردید دربارهی هولوكاست و كیان صهیونیستی. نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |
شش میلیون قربانی یک واقعیت یا داستان
از جمله مسائلی بحث برانگیز دیگر می توان به نوشته شدن اعترافات هس به زبان انگلیسی اشاره کرد در حالی که وی اصلا انگلیسی نمی دانست. چرا داستانهای بازماندگان در آرشیو موزه ها نگهداری می شوند و در معرض دید عموم قرار نمی گیرند؟ چرا کسی دلایل علمی مورخین را مبنی بر اینکه از اتاقهای گاز موجود در اردوگاهها نمی توان برای کشتار استفاده کرد، هنوز رد نکرده است؟ چرا در اردوگاهی که ادعا می شد اردوگاه مرگ می باشد، بیمارستانی برای معالجه بیماران وجود داشته و اینکه چرا بیماران از افراد سالم در این اردوگاه قرنطینه می شدند که این اقدامات با ماهیت و طبیعت اردوگاههای مرگ ناسازگار است. و اینکه چرا هرگونه بحث، تحقیق وتفحص در باره این موضوع منع شده است و آیا این مساله سست بودن پایه های استدلال این بحث را نشان نمی دهد. نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |
قوانين ضد تحقيق در مورد هولوکاست در 13 ژوئيه 1990، قانونی دربار آزادی رسانه ها در فرانسه وضع شد كه بر اساس مفاد آن، زير سؤال بردن مسئله «هولوكاست»، در سه فرضيه اساسی مربوط به آن، يعنی كشتار ادعايی يهودی ها، اتاق های ادعايی كشتار با گاز و آمار ادعايی شش ميليون كشته يهودي در جنگ جهانی دوم، جرم تلقي مي شود. هر كس در فرانسه از اين قانون تخلّف كند به يك ماه تا يك سال زندان و پرداخت خسارت و جريمه اي بين 2000 تا 300000 فرانك (333 تا 50000 دلار) محكوم مي شود0 بخشی از مقاله «هولوكاست، منطقه ممنوعه محققان» در روزنامه کیهان. نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |
مونظر یکی از موافقان هولوکاست مطمئنا برای بررسی دقیق مساله هولوکاست باید با نظرات موافقان آن نیز آشنا شد. متن زیر خلاصه مقاله ای از محمدرضا نیکفر با عنوان «دو جنبه انکار هولوکاست» است. این مقاله در تایید هولوکاست نوشته شده و نویسنده آن هولوکاست را یک واقعیت تاریخی می داند. : هولوکاست واژهای است یونانی به معنای همهسوزانی، قربانی کردنِ همگان در آتش. این فاجعه کشتارِ شش میلیون یهودی به دستِ رژیمِ نژادپرستِ تمامیتگرای آلمانِ نازی به رهبریِ آدولف هیتلر است. کسانِ بسیار دیگری نیز همراه با یهودیان به قتل رسیدند: کمونیستها و سوسیالدموکراتها، کاتولیکها، کولیها، همجنسگرایان، معلولان و آدمیانی از هر آن گروه که نازیها به دلیلِ سیاسی دشمن یا به دلیلِ نژادی پستشان میشمردند. در موردِ هولوکاست از این منابعِ دستِ اول خبر داریم: گزارشهای نجاتیافتگان از اردوگاههای مرگ که نزدیک به ۵۰ هزار نفر بودهاند، گزارشهای دیگر بازماندگان، هزاران سندِ مکتوبی که رژیم فرصت از بین بردنشان را نیافت، انبوهی از جسدهای به جا مانده در اردوگاههاو... . هیچ جنایتی در طولِ تاریخ همانندِ هولوکاست با دقت و ریزبینی بررسی نشده است.هولوکاست را نه یک گروهِ شوریده سر، بلکه یک دستگاهِ دیوانیِ عظیم پیش برده است، دستگاهی که همه چیز را با دقت وامیرسیده و با حوصله ثبت میکرده است. هولوکاست اوجِ کینهورزی به یهودیان است. زمینهسازِ آن یهودستیزیِ شکلگرفته در طولِ تاریخ است. در موردِ زمینههای بروزِ هولوکاست میتوان بسیار نوشت. میتوان مجموعهای از عاملهای دینی و غیرِ دینی، کهن و جدید، فکری و اجتماعی، و اقتصادی و سیاسی را برشمرد که هولوکاست را باعث شدند. با این کار میتوان نشان داد که طبیعی بود حادثهها چه جهتی بیابند، اما نمیتوان بر این مبنا همه چیز را توضیحپذیر پنداشت. عنصری وجود دارد که از فهمِ انسانی فراتر میرود، عنصری که در جریانِ پویش عاملها و ترکیبِ فاجعهآمیز آنها ایجاد شده و با هیچ تحلیلی نمیتوان بدان رسید. با وجودِ کنکاشهای فراوان از زاویههای گوناگون، هنوز بابِ پژوهش در موردِ هولوکاست باز است، نه فقط در زمینهی تفسیرِ دادهها، که کاری است همیشگی و هیچ نسلی و دورانی بینیاز از پرداختن به آن نخواهد بود، بلکه در زمینهی کشفِ دادههای تازه و پردازشِ دقیقترِ دادههای پیشین. بحث میانِ کاردانانِ علومِ انسانی در موردِ هولوکاست همواره گرم بوده است. در عرصهی بحث میان آنانی که حیثیتِ برشناختهی علمی دارند، در دانشگاههای معتبر تدریس میکنند و مقالههایشان در نشریههای معتبر و کتابهایشان توسطِ انتشاراتیهای معتبر چاپ میشوند، هیچ سخنی از انکارِ واقعیتِ هولوکاست در میان نیست. انکار دو جنبه دارد: جنبهای از آن به نفسِ موضوع مربوط میشود و جنبهی دیگر به آگاهی و ارادهای که در برخورد با موضوع برای ممانعت از تکرار آن شکل گرفته است.. جنبهی نخستِ انکار، نادیده گرفتنِ فاجعهای است که نه فقط گسستی تمدنی، بلکه گسستی در انسانیت است.جنبه دوم این است که با انکارِ واقعیتِ هولوکاست، ذهنِ خود را به روی اندیشههایی میبندیم که با تأمل بر این فاجعه برآناند مانعِ تکرارِ آن شوند. متاسفانه کسانی که خود میبایست به آموزهی اخلاقیِ برخاسته از اندیشه دربارهی هولوکاست وفاداریِ نمونهواری نشان دهند، به شکلی خشن آن را نقض کردند. جریانهای افراطی در میانِ یهودیان دست بالا را گرفتند و به فلسطینیان جنگ و آوارگی تحمیل کردند و گروه بزرگی از فلسطینیان سرزمین خود را از دست دادند.
برای دریافت کامل این مقاله به صورت pdf اینجا را کلیک کنید نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |
عدهای از منتقدین هولوکاست(بخش دوم) 1.روژه گارودی :
2.پل رازينيه : يكی از دانشمندانی كه در اصل وقوع هولوكاست شک كرده است، تاريخ نويس نامدار «ديويد ايروينگ» است نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |
عده ای از منتقدین هولوکاست ۱.فردريك توبن :
دکتر "فردريك توبن" کارشناس استرالیائی، دکترای فلسفه و مدیر موسسه آدلاید در استرالیا يكی از منتقدين هولوكاست قلمداد مي شود كه به جرم زير سؤال بردن كشتار جمعي يهوديان به وسيله اتاقهای گاز، زندانی هم شده است.وی در تحليل هولوكاست مي گويد: «هولوكاست بر سه ادعا كه شامل ادعای كشتار سيستماتيك يهوديان از سوي آلمان هيتلری، اتاق های گاز و قتل عام 6 ميليون يهودی استوار است كه هيچ كدام صحت ندارد. اقدامات هيتلر مشخصاً نه در جهت كشتار سيستماتيك بلكه در راستای انتقال يهوديان با همدستي صهيونيست ها بود و آنان كمك كردند تا يهوديان آلمان به همراه دارائی هايشان به فلسطين اشغالي منتقل شوند.» توبن تأكيد مي كند: «هولوكاست يك دروغ است و واكنش هيستريك برخی مقامات سياسی جهان به مخالفت با آن نشان مي دهد كه صهيونيست ها بر اين افراد و دولت ها، نفوذ زيادی دارند. اين پديده در كشورهای اروپايی تبديل به مذهب شده است، در اروپا می توان به حضرت مسيح(ع) و مريم مقدس افترا بست اما نمی توان از يهوديان و هولوكاست انتقاد كرد.» ۲.ارنو.ج.ماير : ۴.روبرت فوريسون : عدم امكان انتشار مقالات و پاسخهای فوريسون، وی را به جمع آوري مقالات و پاسخها در قالب كتابی با عنوان «اتاق هاي گاز در جنگ جهانی دوم؛ واقعيت يا افسانه؟» ترغیب کرد. اصل محتوای كتاب را مقالات فوريسون در نشريه لوموند و انتقادهای مخالفان و سپس پاسخهای وی به اين انتقادها، تشكيل می دهد.فوریسون پس از انتشار اولين سری از کتاب، مورد حمله گروههای يهودي در فرانسه قرار گرفت به طوری که حتی مورد ضرب و شتم نیز قرار گرفت. نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |
آیا زیکلون ب می تواند برای کشتارهای گروهی به کار رود؟ زیکلون ب نوعی گاز است که از اسید پروسیک متبلور(هیدروسیانید اسید ) حاصل می شود . این گاز توسط فریتز هاربر برای کشتن حشرات اختراع شد. زیکلون ب ماده ای بسیار سمی است که می تواند باعث مرگ انسان شود.
اولین بار در جنگ جهانی اول این گاز توسط سازمان کنترل آفات آلمان برای نابودی شپش تولید شد.در جنگ جهانی دوم به دلیل شیوع بیماری تیفوس از این گاز برای شپش زدایی و ضدعفونی در اردوگاه ها استفاده می شد.موافقان هولوکاست معتقدند که دولت نازی از این گاز برای کشتن یهودیان نیز استفاده کرده است. طبق ادعای این دسته از مورخان ابتدا یهودیان را به اتاقهایی می بردند و سپس با انتشار گاز در این اتاقها آنها را می کشتند. پس از این مرحله اجساد را در کوره های بزرگی می سوزاندند و خاکسترشان را دفن می کردند. مورخان معتقدند که یهودیان به بهانه حمام به این اتاقها منتقل می شدند و آنها از سرنوشتی که در انتظارشان بود اطلاعی نداشتند. انکارکنندگان هولوکاست(تجدید نظر طلبان) برای رد این نظریه دلایل زیر را مطرح می کنند: ۱. در حالی که آلمانها گاز اعصاب سارین را اختراع کرده بودند(که بسیار موثرتر از زیکلون ب است)دلیلی نداشت که از این گاز استفاده کنند. ۲. انتشار این گاز حدود ۲تا ۳ ساعت طول می کشد (در هوای سرد لهستان از این هم بیشتر طول می کشد). در حالی که در تمام مدارک صحبت از مرگ آنی شده است. ۳ . این گاز باعث تولید رسوب سختی از ترکیبات سیانید می شود(پروشن آبی) که قاعدتا باید بر روی دیوارها به جا بماند. محققان میزان این رسوب را در اتاقهایی که در آن از زیکلون ب برای ضدعفونی لباسها و پتوها استفاده می شدبا اتاقهای معروف به مرگ، مقایسه کردند.روی دیوارهای اتافهی ضدعفونی غلظت این رسوب ۱۳۵۰۰ قسمت در یک میلیون بوده است. در حالی که در اتاقهای مرگ تنها ۲ قسمت در میلیون بوده، که تقریبا برابرمقدار عادی آن در ساختمانهای دیگر کمپ است . نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |
حل نهایی(Final Solution) حل نهایی نقشه دولت نازی برای نابود کردن یهودیان بود که وجود آن همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد.بعد از قدرت گرفتن حزب نازی در ژوئن 1933 جو ضد یهودی در آلمان به وجود آمد و دولت نازی کوشید یهودیان را از جامعه آلمانی محو کند . پس از شروع جنگ و قدرت گرفتن هیتلر در اروپا او طرحی را با نام «حل نهایی» برای از بین بردن یهودیان مطرح کرد. تاییدکنندگان هولوکاست معتقداندکه میزان زیادی از کشتارهای مربوط به هولوکاست با اجرای این برنامه صورت گرفته است. متن زیر بخشی از کتاب «ظهور و سقوط رایش سوم» نوشته ویلیام شایرر و نظر او درباره این مسئله می باشد: حل نهایی همان چیزی بود که هیتلر مدتهای مدیدی در نظر داشت و حتی پیش از شروع جنگ علناً اظهار کرده بود.او در نطق 30 ژانویه 1939خود در رایشتاگ(مجلس آلمان)، چنین گفته بود :اگر سوداگران یهود بین الملل...بار دیگر در کشیدن ملت ها به یک جنگ جهانی توفیق یابند، نتیجه عبارت خواهد بود از ...نابودی نژاد یهود در اروپا.
اما لامرس مانند بسیاری از متهمان، ادعا کرد که تا هنگامی که دادستان متفقین اظهاری درباره آن در دادگاه نورمبرگ نکرده بود، چیزی از آن نمی دانست. هر چه جنگ بیشتر ادامه می یافت استعمال این اصطلاح در اسناد نازی بیشتر می شد، زیرا که ظاهر آراسته آن رهبران نازی را از رنج به کار بردن لغت اصلی برای یکدیگر آسوده می کرد، و شاید به گمان آنها پوششی برای جنایتشان فراهم می کرد که در صورت آفتابی شدن آن اسناد از آشکار شدن موضوع جلوگیری کند. «یهودیان اکنون در جریان حل نهایی باید به شرق آورده شوند...تا در کارهای پر مشقت به کار روند. یهودیانی که قادر به کار کردن هستند در دسته های بزرگ و با جدا کردن مردان و زنان از یکدیگر، باید به این نواحی آورده و به کارهای راهسازی گمارده شوند که در آن مسلما از طریق تقلیل طبیعی از توالد آنها کاسته می شود. قسمتی که سرانجام بتواند از همه این مشقات جان بدر برد- چون بدون شک در نتیجه قویتر یودن زنده مانده است و این خود دلیل انتخاب طبیعی است- باید از میان رود، زیرا اگر باقی بماند هسته رشد نژاد دیگر خواهد شد. به عبارت دیگر، یهودیان اروپا می بایست نخست به شرق اروپا برده شوند و چندان زیر فشار کار سخت قرار گیرند تا بمیرند، و از میان آنها افراد قوی و پرطاقتی که باقی می مانندباید صاف و ساده کشته شوند. اما میلیون ها یهود که در شرق می زیستند، چگونه باید از بین بروند؟ دکتر یوزف بوهلر نماینده استاندار لهستان، پیشنهاد آماده ای برای این منظور داشت.او می گفت تقریباًدو و نیم میلیون یهود در لهستان هستند که خطر بزرگی را تشکیل می دهند. این ها ناقلان مرض و عاملان بازار سیاه هستند و برای کار هم نامناسبند. برای این عده زحمت حمل و نقل وجود نداشت، زیرا در همان محلی بودند که می بایست از میان بروند. دکتر بوهلر پیشنهاد خود را اینگونه پایان داد: «من فقط یک تقاضا دارم، و آن اینکه مسئله یهودان در حوزه ماموریت من هر چه زودتر حل شود.» آن مشاور سرشناس نوعی بی صبری از خود نشان می دادکه خاص تمام محافل نازی از پایین به بالا تا خود هیتلر بود. در آن هنگام هیچیک از آنها نمی دانست که آن میلیون ها یهود چگونه ممکن بود برای کار برده وار لازم باشند. نازی ها فقط تشخیص داده بودند که کار کشیدن ازمیلیون ها یهود در راهسازی در روسیه ممکن است مرگ آنها را مدتها به تعویق بیاندازد.به این جهت خیلی دیر پیش از آنکه آنها را کار پر مشقت نابود کند، هیتلر و هیملر تصمیم گرفتند آن ها را با وسایل سریعتری نابود کنند.
به طور عمده دو طریق وجود داشت . یکی از آن ها کشتار یهودیان به وسیله جوخه های آتش بود.عده این گونه کشتگان به ربع میلیون بالغ شد. راه دیگر کشتار به وسیله اتاقهای گاز بود. نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |
بان کی مون،دبیر کل سازمان ملل انکار هولوکاست را محکوم کرد.
او افزود:« ميل دارم همه اعضای جامعه بين المللی، چه در گفتار و چه در کردار، از این اصل پیروی کنند.» جان بولتون، نماينده پيشين آمريکا درسازمان ملل همراه با نمايندگان پيشين کانادا و اسرائيل خواستار محاکمه رئیس جمهور ایران در دادگاه جنايی بين المللی سازمان ملل به اتهام تشویق و دعوت به نابودی اسرائيل شد. دور گولد، نماينده پيشين اسرائيل در سازمان ملل، اين کنفرانس را «تحريف تاريخ»، و «تلاش برای پنهان کردن حقيقت» دانست. ايروين کاتلر، وزير دادگستری و دادستان کل پيشين کانادا نفی هولو کاست را تهديدی برای اسرائيل و صلح و امنيت شمرد. 25 کشور عضو اتحاديه اروپا نیز در پايان نشستی که در بروکسل برگزار شد، بیانیه ای در این زمینه منتشر کردند. دراين بيانيه رهبران اروپايی هرگونه نفی هولوکاست را، چه به تمامی و چه به صورت بخشی از آن را محکوم کردند و به رئیس جمهور ایران هشدار دادند که با سياست های خود از جمله در مورد نفی هولوکاست و دعوت به نابودی اسرائيل بر ثبات خاورميانه « تأثيری منفی» می گذارد. در بيانيهای هم که از سوی فنلاند، رييس دوره ای اتحاديه اروپا، صادر شد آمده است: «اتحاديه اروپا عميقا درباره برگزاری کنفرانس هولوکاست نگران است و به شدت هرگونه اقدامی با انگيزههای سياسی يا استفاده از اقدامات پژوهشی در رد يا زير سوال بردن واقعه هولوکاست را محکوم میکند.» نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |
نظر یک محقق درباره هلوکاست دفتر مطالعات سیاسی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در روزهای بیستم و بیست و یکم آذر کنفرانسی را با عنوان " هولوکاست:چشم انداز جهانی" برگزار کرد و درآن 67 شرکت کننده از 30 کشور جهان گرد هم آمده و به ارائه مقاله پرداختند.
فوریسون معتقد است:«...بر اساس ادعاهای یهودیان،آلمانی ها در طول جنگ جهانی دوم میان سال های 1941 تا 1945 به قتل عام یهودیان مبادرت کردند و آنها را در اتاقهای گاز اردوگاه های خود می کشتند و سپس اجساد آنها را در کوره های آدم سوزی می سوزاندند. اسناد و مستنداتی هم که به عنوان شاهد و دلیل وقوع هولوکاست ارائه می شود عبارت است از موهای سوخته ،کفشهای پاره همراه خاکستر وعینکهایی که از شدت حرارت و آتش از ریخت افتاده اند و تشخیص آنها غیر ممکن است. این در حالی است که پیش از جنگ جهانی دوم وقتی کفشها پاره می شدند و قابل استفاده نبودند به پادگان ها برده می شدند یا اینکه با بازسازی آنها،مجددأ از آنها استفاده می شد.همین مسئله درباره عینک وجود داشته است.درباره موها هم رسم بوده است که آرایشگاه ها و آرایشگرها،موهای سر را نگه می داشتند و از آنها استفاده می کرده اند...با این وصف نمی توان موهای سوخته،عینکهای آب شده و کفشهای پاره را دلیلی بر وقوع هولوکاست دانست.» او در مورد برخورد جامعه و رسانه های غرب با مسئله هلوکاست وافرادی که درباره آن تحقیق می کنند می گوید:«...ما و به طور کلی بازنگران تاریخ در اروپا و فرانسه که ظاهرأ مهد آزادی بیان هم است، از سوی تمامی رسانه ها با محدودیت روبرو هستیم و اجازه ای هم برای طرح مستقل آنچه تحقیق می کنیم برایمان وجود ندارد.حصاری بلند به دور افکار ما کشیده شده است و ما در محدودیت کامل قرار داریم. اگر ما تلاش کنیم نظرات خود را در رسانه ها و روزنامه ها منعکس کنیم، به عنوان مجرم شناخته خواهیم شد .رسانه ها درباره هر چیز بجز هولوکاست اظهار نظر می کنند.هیچ نقدی در این مورد پذیرفته شده نیست و کسانی که در این مورد تحقیق می کنند ناشناخته اند .محققان مخالف هولوکاست همواره از سوی محافل صهیونیستی مورد آزار قرار می گیرند و حتی |