بررسی مساله هولوکاست(Holocaust)
|
|
|
دیدگاه رهبر حکیم انقلاب درباره هولوکاست مقام معظم رهبري در سال 79 و در خطبه هاي نمازجمعه براي اولين بار با تاييد ضمني نظرات روژه گارودي دانشمند تاريخ دان فرانسوي، از ضرورت آزادي دانشمندان غرب براي طرح نظراتشان در مورد تاريخسازي صهيونيستها دفاع كردند.
ايشان همچنين در افتتاحيه اولين كنفرانس بين المللي دفاع از مردم فلسطين در سالن اجلاس سران در تاريخ 4/2/80 فرموده اند: اشغال اين سرزمين براساس يك طرح چندجانبه، پيچيده و با هدف جلوگيرى از اتّحاد و پيوستگى مسلمانان و پيشگيرى از تأسيس مجدّد حكومتهاى قدرتمند مسلمان بود. دلايلى در دست است كه نشان مىدهد صهيونيستها با نازيهاى آلمان روابط نزديك داشتند و ارائه آمارهاى اغراقآميز از كشتار يهوديان، خود وسيلهاى براى جلب ترحّم افكار عمومى و زمينهسازى براى اشغال فلسطين و توجيه جنايات صهيونيستها بوده است. حتّى دلايلى در دست است كه عدّهاى از اراذل و اوباشِ غيريهودىِ شرق اروپا را به نام يهودى به فلسطين كوچانيدند تا با پوشش حمايت از بازماندگان قربانيان نژادپرستى، يك حكومت معاند اسلام را در قلب جهان اسلام نصب كنند و پس از سيزده قرن، يك گسستگى بين مشرق و مغرب اسلامى ايجاد نمايند. همچنين در تاريخ 18/11/84 رهبر حكيم انقلاب اسلامي به صراحت هولوكاست را افسانه خواندند و افزودند: آزادى بيان - كه آنها دم از آن مىزنند - به آنها اجازه نمىدهد كه در باب افسانهى كشتار يهوديان - معروف به هلوكاست - كسى ترديد بكند. در آن قضيه، جاى آزادى بيان نيست! در كشورهاى اروپايى، افراد زيادى - از دانشمند و محقق و مورخ و مطبوعاتى و غيره - از ترس جرأت نمىكنند ترديدى را كه نسبت به اين قضيه در دلشان هست، ابراز كنند. بعضىها هم معتقدند قضيه از اصل دروغ است، اما جرأت نمىكنند بگويند؛ چون ديدهاند هر كس بگويد، مجازات خواهد شد؛ زندان مىاندازند، تعقيب مىكنند، از حقوق محرومش مىكنند. ايشان همچنين در تاريخ 8/10/85 و در يام به كنگره عظيم حج رفتار دوگانه غرب را در برابر آزادي بيان به شدت مورد انتقاد قرار دادند و نوشته اند: حمایت از اهانتكنندگان به مقدسات اسلام و حتی افتراء و اهانت صریح بلندپایگان غربی ازقبیل پاپ به این آئین الهی و متقابلاً جرم شمردن تحقیق و تردید دربارهی هولوكاست و كیان صهیونیستی. نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |
سخن امروز قبله اول مسلمین، به دست اسرائیل این غده سرطانی خاورمیانه افتاده است امام خمینی(ره) نوشته شده توسط Soul Keeper.Ast | لینک ثابت
شش میلیون قربانی یک واقعیت یا داستان
از جمله مسائلی بحث برانگیز دیگر می توان به نوشته شدن اعترافات هس به زبان انگلیسی اشاره کرد در حالی که وی اصلا انگلیسی نمی دانست. چرا داستانهای بازماندگان در آرشیو موزه ها نگهداری می شوند و در معرض دید عموم قرار نمی گیرند؟ چرا کسی دلایل علمی مورخین را مبنی بر اینکه از اتاقهای گاز موجود در اردوگاهها نمی توان برای کشتار استفاده کرد، هنوز رد نکرده است؟ چرا در اردوگاهی که ادعا می شد اردوگاه مرگ می باشد، بیمارستانی برای معالجه بیماران وجود داشته و اینکه چرا بیماران از افراد سالم در این اردوگاه قرنطینه می شدند که این اقدامات با ماهیت و طبیعت اردوگاههای مرگ ناسازگار است. و اینکه چرا هرگونه بحث، تحقیق وتفحص در باره این موضوع منع شده است و آیا این مساله سست بودن پایه های استدلال این بحث را نشان نمی دهد. نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |
قوانين ضد تحقيق در مورد هولوکاست در 13 ژوئيه 1990، قانونی دربار آزادی رسانه ها در فرانسه وضع شد كه بر اساس مفاد آن، زير سؤال بردن مسئله «هولوكاست»، در سه فرضيه اساسی مربوط به آن، يعنی كشتار ادعايی يهودی ها، اتاق های ادعايی كشتار با گاز و آمار ادعايی شش ميليون كشته يهودي در جنگ جهانی دوم، جرم تلقي مي شود. هر كس در فرانسه از اين قانون تخلّف كند به يك ماه تا يك سال زندان و پرداخت خسارت و جريمه اي بين 2000 تا 300000 فرانك (333 تا 50000 دلار) محكوم مي شود0 بخشی از مقاله «هولوكاست، منطقه ممنوعه محققان» در روزنامه کیهان. نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |
سرگذشت یک مخالف هولوکاست :: روبر فوريسون پس از بيان عقايدش روبـر فـریسـون، مـورخ فـرانسـوی، سخنان رئیس جـمهـوری ایـران را دربـاره ادعـای كشتار جمعی یهودیان در جنگ جهانـی دوم ستود و آن را حــادثــهای شـگــرف و مهـم در تاریخ دانست. این استاد سابق دانـشگـاه فـرانـسـه همچنین به تشریح دلایـل غیـر واقعـی بـودن كشتار یهودیان پرداخته است. به گزارش واحد مركزی خبر، فوریسون با رد كشتـار یهـودیـان بـه دسـت آلمانیها طی جنگ جهانـی دوم افــزود: بـرای اولین بار پس از پایان جنگ جهـانـی دوم و گذشـت 60سـال از آن یـك دولتـمـرد سیاسـی كـه از اهـمیـت ویـژهای در جـهـان سیاست برخــوردار اسـت، مسـئلـه كشـتـار یهودیان را زیـر سـوال برد كه تا كنون هیچ یك از روسـای جمـهـوری آمریكا و كشورهـای غربـی حتـی واتیـكـان و كاتـولیـك هـا از چنین شهامتی برای بیان ایـن مطلب برخوردار نبودهاند.
نوشته شده توسط zeus | لینک ثابت |
مونظر یکی از موافقان هولوکاست مطمئنا برای بررسی دقیق مساله هولوکاست باید با نظرات موافقان آن نیز آشنا شد. متن زیر خلاصه مقاله ای از محمدرضا نیکفر با عنوان «دو جنبه انکار هولوکاست» است. این مقاله در تایید هولوکاست نوشته شده و نویسنده آن هولوکاست را یک واقعیت تاریخی می داند. : هولوکاست واژهای است یونانی به معنای همهسوزانی، قربانی کردنِ همگان در آتش. این فاجعه کشتارِ شش میلیون یهودی به دستِ رژیمِ نژادپرستِ تمامیتگرای آلمانِ نازی به رهبریِ آدولف هیتلر است. کسانِ بسیار دیگری نیز همراه با یهودیان به قتل رسیدند: کمونیستها و سوسیالدموکراتها، کاتولیکها، کولیها، همجنسگرایان، معلولان و آدمیانی از هر آن گروه که نازیها به دلیلِ سیاسی دشمن یا به دلیلِ نژادی پستشان میشمردند. در موردِ هولوکاست از این منابعِ دستِ اول خبر داریم: گزارشهای نجاتیافتگان از اردوگاههای مرگ که نزدیک به ۵۰ هزار نفر بودهاند، گزارشهای دیگر بازماندگان، هزاران سندِ مکتوبی که رژیم فرصت از بین بردنشان را نیافت، انبوهی از جسدهای به جا مانده در اردوگاههاو... . هیچ جنایتی در طولِ تاریخ همانندِ هولوکاست با دقت و ریزبینی بررسی نشده است.هولوکاست را نه یک گروهِ شوریده سر، بلکه یک دستگاهِ دیوانیِ عظیم پیش برده است، دستگاهی که همه چیز را با دقت وامیرسیده و با حوصله ثبت میکرده است. هولوکاست اوجِ کینهورزی به یهودیان است. زمینهسازِ آن یهودستیزیِ شکلگرفته در طولِ تاریخ است. در موردِ زمینههای بروزِ هولوکاست میتوان بسیار نوشت. میتوان مجموعهای از عاملهای دینی و غیرِ دینی، کهن و جدید، فکری و اجتماعی، و اقتصادی و سیاسی را برشمرد که هولوکاست را باعث شدند. با این کار میتوان نشان داد که طبیعی بود حادثهها چه جهتی بیابند، اما نمیتوان بر این مبنا همه چیز را توضیحپذیر پنداشت. عنصری وجود دارد که از فهمِ انسانی فراتر میرود، عنصری که در جریانِ پویش عاملها و ترکیبِ فاجعهآمیز آنها ایجاد شده و با هیچ تحلیلی نمیتوان بدان رسید. با وجودِ کنکاشهای فراوان از زاویههای گوناگون، هنوز بابِ پژوهش در موردِ هولوکاست باز است، نه فقط در زمینهی تفسیرِ دادهها، که کاری است همیشگی و هیچ نسلی و دورانی بینیاز از پرداختن به آن نخواهد بود، بلکه در زمینهی کشفِ دادههای تازه و پردازشِ دقیقترِ دادههای پیشین. بحث میانِ کاردانانِ علومِ انسانی در موردِ هولوکاست همواره گرم بوده است. در عرصهی بحث میان آنانی که حیثیتِ برشناختهی علمی دارند، در دانشگاههای معتبر تدریس میکنند و مقالههایشان در نشریههای معتبر و کتابهایشان توسطِ انتشاراتیهای معتبر چاپ میشوند، هیچ سخنی از انکارِ واقعیتِ هولوکاست در میان نیست. انکار دو جنبه دارد: جنبهای از آن به نفسِ موضوع مربوط میشود و جنبهی دیگر به آگاهی و ارادهای که در برخورد با موضوع برای ممانعت از تکرار آن شکل گرفته است.. جنبهی نخستِ انکار، نادیده گرفتنِ فاجعهای است که نه فقط گسستی تمدنی، بلکه گسستی در انسانیت است.جنبه دوم این است که با انکارِ واقعیتِ هولوکاست، ذهنِ خود را به روی اندیشههایی میبندیم که با تأمل بر این فاجعه برآناند مانعِ تکرارِ آن شوند. متاسفانه کسانی که خود میبایست به آموزهی اخلاقیِ برخاسته از اندیشه دربارهی هولوکاست وفاداریِ نمونهواری نشان دهند، به شکلی خشن آن را نقض کردند. جریانهای افراطی در میانِ یهودیان دست بالا را گرفتند و به فلسطینیان جنگ و آوارگی تحمیل کردند و گروه بزرگی از فلسطینیان سرزمین خود را از دست دادند.
برای دریافت کامل این مقاله به صورت pdf اینجا را کلیک کنید نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |
مروری بر جنایات صیهونیست ها شبه نظامیان صهیونیست در طول سالهای گذشته صدها اقدام غیر قانونی علیه «دشمنان» واقعی یا فرضی خود انجام دادهاند از جمله خرابكاری، آزار و اذیت و تهدیدات تلفنی. در زیر شما با چند نمونه از این جنایات به طور مفصل تر آشنا خواهید شد. در بسیاری از موارد زیر نقش JDL به طور قطع و یقین اثبات شده اما در همه موارد نمی توان این گروه را دخیل دانست. ***در 26 ژانویه سال 1972 یك گروه JDL ، دفاتر آژانس مبادلات فرهنگی آمریكا و شوروی در نیویورك را بمبگذاری كردند كه در آن یك منشی 27 ساله (كه اتفاقاً یهودی بود) كشته شد و 13 نفر نیز زخمی شدند. یكی از عاملان این بمبگذاری به نام شلدون سیگل به پلیس گفت كه وی بمب را ساخته است. وی نام دیگر عاملان جنایت را نیز فاش كرد. چند سال بعد، كاهان اقرار كرد كه JDL مسئول این جنایت بوده است. با وجود این، پرونده JDL در این حادثه در نهایت به دلایل فنی مختومه اعلام شد. ***در ماه می 1972، ده تبهكار وابسته به JDL وارد كنسولگری اتریش در واشینگتون شدند و كارل گروبر، سفیر اتریش در آمریكا و دربان ساختمان را مضروب كردند. ***در ماه می 1974، اعضای JDL با یك لوله فلزی به یكی از فعالان جامعه اعراب آمریكا كه دكتر محمد مهدی نام داشت؛ حملهور شدند كه منجر به شكستگی استخوان كمر وی شد. یك سال طول كشید تا پلیس فردی را بازداشت كرد كه وی در تلویزیون ظاهر شد و با افتخار از عمل خود یاد كرد. اندكی بعد، دفاتر دكتر مهدی در مانهاتان و در اثر حریق های عمدی تقریباً به طور كامل ویران شدند. ***در 21 فوریه 1975 ، یك دادگاه فدرال كاهان را به دلیل نقض اصول آزادی تعلیقی در دوران محكومیت و ساخت بمب آتشزا در سال 1971، مجرم و گناهكار شناخت . وی از ساخت بمب، دینامیت یا دیگر تسلیحات و اقدامات خشونتآمیز منع شده بود. قاضی با استناد به نامهای كه كاهان در آن از طرفداران خود خواسته بود تا دیپلماتهای عرب و روس را ترور كنند، وی را به یك سال زندان محكوم كرد. كاهان 8 ماه از این محكومیت را در خانهای در جاده مانهاتان سپری كرد و مجاز بود تا هر روز برای صرف غذا به رستورانهای «كوشر» برود. وی از این دوران حبس برای اداره و اجرای امور تجاری JDL استفاده كرد. ***در سال 1975 ،دیوید كامایكو، یك عضو 21 ساله JDL ،یك بالگرد غیرنظامی را در نیویورك ربود و در ازاء آن با هدف خرید اسلحه برای JDL دو میلیون دلار پول درخواست كرد. وی پیش از دستیگری ، خلبان را هدف قرار داد. ***در سال 1978 ژوزف شاكتر، رهبر JDL در كانادا، منزل دونالد آندروز فعال راستگرا را بمبگذاری كرد. ***در 11 آوریل 1982، آلن گودمن با یك اسلحه خودكار به طرف مسجدی در اورشلیم آتش گشود كه دو فلسطینی كشته شدند. وی بعد از ورود به مسجد دوباره اقدام به تیراندازی كرد كه چند نفر دیگر مجروح شدند. گودمن كه اهل بالتیمور ایالت مریلند بود، آموزش های شبه نظامی را در اردوگاه جِدِل متعلق به JDL در نیویورك فرا گرفته بود. كاهان در مصاحبهای پیرامون این جنایت گفت : «او هیچ كار اشتباهی انجام نداد. كار او كاملاً صحیح بود.» ***در سال 1987، سه عضو JDL به خاطر دخالت در حداقل شش رشته حملات بمبگذاری در نیویورك بین سالهای 1984 تا 1987 بازداشت شدند. متهمان جیكوهن، شارون كاتز و ویكتور وانسیر رییس JDL در نیویورك بودند. وی بعد از اقرار به نقش خود در این بمبگذاری در اكتبر 1987 به ده سال زندان محكوم شد. موری یانگ دیگر عضو JDL نیز به 5 سال زندان محكوم شد. ***مسؤولان FBI معتقدند كه JDL پشت پرده انفجار بمب در اواسط اوت 1985 قرار دارد كه طی آن شریم سوبزوكف در پترسون ایالت نیوجرسی به قتل رسید. همچنین پلیس این گروه را مسئول حملهای مشابه در اوایل سپتامبر 1985 میداند كه علیه المارس اسپروجیس در برنت وود ایالت نیویورك صورت گرفت . هر دو به ناحق متهم به ارتكاب جنایات جنگی بودند. ***در ژانویه 1991، كورت هابر كه در روزنامهها به عنوان بازمانده نسلكشی یهودیان معرفی شده بود؛ متهم به تهدید كمیته ضد تبعیض نژادی اعراب آمریكا شد.
نوشته شده توسط Arkilus | لینک ثابت |
اتحادیه دفاع یهود مهم ترین تشكل غیردولتی و تروریستی صهیونیست، «اتحادیه دفاع یهود» نام دارد كه فعالیتهای جنایی وسیعی .را صورت داده است این اتحادیه در سال 1968 توسط «خاخام میركاهان» بنیان نهاده شد
مارتین دیویدكاهان در سال 1932 در بروكلین نیویورك متولد شد. وی پسر ارشد یك خاخام ارتدوكس و عضو جنبش اصلاح طلبانه «زئویابوتینسكی» افراطی صهیونیست بود. یابوتینسكی و دیگر سران این جنبش هنگامی كه مارتین (میر) یك پسر بچه بود، فعالیت های خود را در منزل كاهان صورت میدادند. كاهان در جوانی به عضویت جنبش «بتار» كه یك جنبش سلطهطلب یهودی بود درآمد. این جنبش در سال 1925 به دست یابوتینسكی بنیان نهاده شد. وی اولین بار در سال 1947 در سن 15 سالگی به خاطر رهبری گروهی از جوانان «بتار» در حمله به ارنست بوین وزیر خارجه بریتانیا بازداشت شد. دو تن از فعال ترین پیروان یابوتینسكی كه به ریاست گروههای ترور صهیونیستی درآمده و از این راه به سوء شهرت رسیده بودند، بعدها به سمت نخستوزیری اسراییل رسیدند. «مناخیم بگین» كه زمانی ریاست گروه ایرگان را به عهده داشت و «اسحاق شامیر» كه رییس گروه Lehi (گروه Stern) بود. برای مثال شامیر نقش مهمی در قتل لرد موین فرستادهی خاورمیانه ای بریتانیا در نوامبر 1944 و توطئه قتل كنت فولكه برنادوت، میانجی سوئدی صلح سازمان ملل در سپتامبر 1948 داشت. كاهان برای مدتی در دهه 1960 زندگی مخفی در پیش گرفت. وی تحت نام «میخاییل كینگ» زندگی و كار میكرد و این هویت را حتی از همسرش مخفی نگه میداشت. وی طی این دوره برای CIA و FBI كار میكرد. او به عنوان عضو FBI در حزب راستگرای جان بیرچ و همین طور در بعضی گروه های دانشجویی چپگرا به جاسوسی پرداخت. كاهان با هویت میخاییل كینگ و ظاهری غیر یهودی، با بعضی از زنان جوان كه از میكدههای نیویورك انتخاب میكرد رابطه داشت. یكی از این زنان گلوریا جین دی آرجینو نام داشت كه 22 ساله غیر یهودی بود و با نام «استله ایوانز» كار میكرد. آنها بعد از آشنایی در سال 1966 سریعاً با هم صمیمی شدند. كاهان كه هرگز هویت واقعی خویش را فاش نكرد، بعدها به وی پیشنهاد ازدواج داد. چند هفته بعد كه روابط آنها به هم خورد، گلوریا با انداختن خود در رودخانه ایست ریور اقدام به خودكشی كرد وبعداز دو روز (همزمان با جشن 34 سالگی كاهان) فوت كرد. زندگی كاهان در سال 1968 یعنی هنگامی كه او با چند تن از هم دانشگاهیهای خود «اتحادیه دفاع یهود» را تاسیس كرد، دچار تحولات چشمگیری شد. این اتحادیه با شمشیرهای آخته و شعارهای تحریك كننده به سرعت توانست توجه رسانههای جمعی را به خود جلب كند. وی از احساسات فزاینده ضد سیاهان در میان یهودیان منطقه نیویورك سوء استفاده میكرد. وی و سازمان جدیدش پشتیبانی و كمك قابل ملاحظه ای از سوی دو متحد قدرتمند یعنی حزب راستگرای «هروت» اسراییل و مافیای نیویورك دریافت كردند. اتحادیه دفاع یهود بین دسامبر 1969 و اوت 1972 - با حمایت قابل ملاحظه ای از سوی حزب هروت اسراییل به رهبری مناخیم بگین، افسران ارشد سرویس مخفی موساد و بعضی تجار ثروتمند و یهودی آمریكایی - حملات متعددی علیه دیپلماتهای شوروی و دیگر اهداف این كشور در ایالات متحده صورت داد. هدف اتحادیه ابراز توجه و لطف و ترحم به یهودیان شوروی و تخریب روابط آمریكا و شوروی سابق بود. كاهان و تعدادی از اعضای اتحادیه در 12 ماه می 1971 به اتهام تهیه مواد منفجره از سوی پلیس فدرال بازداشت شدند. وی یك روز بعد به همكاری با یك گروه تحت فرمان ژوزف كلمبو كه رییس «سندیكای جنایی كلمبو» بود و سابقه قتل نیز داشت اعتراف كرد. یاییر كولتر روزنامه نگار اسراییلی در زندگینامه كاهان به عنوان بنیانگذار JDL مینویسد: «كاهان كمكهای قابل ملاحظهای از مافیای نیویورك دریافت نموده است.» روابط بین كاهان و رییس مافیای نیویورك تا زمان قتل كلمبو در سال 1971 بسیار گرم و نزدیك بود و این دو به عنوان رییس گروههای جنایی در كنار هم به فعالیت مشغول بودند. به ادعای كاهان وی در مجموع سه سال به خاطر فعالیتهای مسلحانه، در زندانهای آمریكا به سر برده است. كاهان در اوایل دهه 1970 ، JDL را تعطیل و به اسراییل نقل مكان كرد. وی به عنوان رهبر JDL و بر اساس سوء شهرتی كه در سطح بینالمللی به دست آورده بود در سال 1976 حزب رادیكال كاچ را بنا نهاد. وی در سال 1984 به عنوان تنها نامزد حزب خود توانست به كنست (پارلمان اسراییل) راه یابد. در همین زمان شعبه JDL در نیویورك از هم پاشید و گروههای انشعابی با نامهایی چون «اقدام مستقیم یهود» ، «شبكه متحد زیرزمینی یهود»، «سرزمینمان اسراییل را نجات دهیم» و «مدافعان یهود» ظاهر شدند. كاهان در 5 نوامبر 1990 و به هنگام ایراد سخنرانی برای حامیان خود در هتلی در مركز مانهاتان نیویورك ترور شد. نوشته شده توسط Arkilus | لینک ثابت |
پیام تقارن ايام الله دهه ي فجروماه محرم( ماه مردانگي وايثار) گرامي باد .
نوشته شده توسط zeus | لینک ثابت |
عدهای از منتقدین هولوکاست(بخش دوم) 1.روژه گارودی :
2.پل رازينيه : يكی از دانشمندانی كه در اصل وقوع هولوكاست شک كرده است، تاريخ نويس نامدار «ديويد ايروينگ» است نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |
عده ای از منتقدین هولوکاست ۱.فردريك توبن :
دکتر "فردريك توبن" کارشناس استرالیائی، دکترای فلسفه و مدیر موسسه آدلاید در استرالیا يكی از منتقدين هولوكاست قلمداد مي شود كه به جرم زير سؤال بردن كشتار جمعي يهوديان به وسيله اتاقهای گاز، زندانی هم شده است.وی در تحليل هولوكاست مي گويد: «هولوكاست بر سه ادعا كه شامل ادعای كشتار سيستماتيك يهوديان از سوي آلمان هيتلری، اتاق های گاز و قتل عام 6 ميليون يهودی استوار است كه هيچ كدام صحت ندارد. اقدامات هيتلر مشخصاً نه در جهت كشتار سيستماتيك بلكه در راستای انتقال يهوديان با همدستي صهيونيست ها بود و آنان كمك كردند تا يهوديان آلمان به همراه دارائی هايشان به فلسطين اشغالي منتقل شوند.» توبن تأكيد مي كند: «هولوكاست يك دروغ است و واكنش هيستريك برخی مقامات سياسی جهان به مخالفت با آن نشان مي دهد كه صهيونيست ها بر اين افراد و دولت ها، نفوذ زيادی دارند. اين پديده در كشورهای اروپايی تبديل به مذهب شده است، در اروپا می توان به حضرت مسيح(ع) و مريم مقدس افترا بست اما نمی توان از يهوديان و هولوكاست انتقاد كرد.» ۲.ارنو.ج.ماير : ۴.روبرت فوريسون : عدم امكان انتشار مقالات و پاسخهای فوريسون، وی را به جمع آوري مقالات و پاسخها در قالب كتابی با عنوان «اتاق هاي گاز در جنگ جهانی دوم؛ واقعيت يا افسانه؟» ترغیب کرد. اصل محتوای كتاب را مقالات فوريسون در نشريه لوموند و انتقادهای مخالفان و سپس پاسخهای وی به اين انتقادها، تشكيل می دهد.فوریسون پس از انتشار اولين سری از کتاب، مورد حمله گروههای يهودي در فرانسه قرار گرفت به طوری که حتی مورد ضرب و شتم نیز قرار گرفت. نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |
آیا زیکلون ب می تواند برای کشتارهای گروهی به کار رود؟ زیکلون ب نوعی گاز است که از اسید پروسیک متبلور(هیدروسیانید اسید ) حاصل می شود . این گاز توسط فریتز هاربر برای کشتن حشرات اختراع شد. زیکلون ب ماده ای بسیار سمی است که می تواند باعث مرگ انسان شود.
اولین بار در جنگ جهانی اول این گاز توسط سازمان کنترل آفات آلمان برای نابودی شپش تولید شد.در جنگ جهانی دوم به دلیل شیوع بیماری تیفوس از این گاز برای شپش زدایی و ضدعفونی در اردوگاه ها استفاده می شد.موافقان هولوکاست معتقدند که دولت نازی از این گاز برای کشتن یهودیان نیز استفاده کرده است. طبق ادعای این دسته از مورخان ابتدا یهودیان را به اتاقهایی می بردند و سپس با انتشار گاز در این اتاقها آنها را می کشتند. پس از این مرحله اجساد را در کوره های بزرگی می سوزاندند و خاکسترشان را دفن می کردند. مورخان معتقدند که یهودیان به بهانه حمام به این اتاقها منتقل می شدند و آنها از سرنوشتی که در انتظارشان بود اطلاعی نداشتند. انکارکنندگان هولوکاست(تجدید نظر طلبان) برای رد این نظریه دلایل زیر را مطرح می کنند: ۱. در حالی که آلمانها گاز اعصاب سارین را اختراع کرده بودند(که بسیار موثرتر از زیکلون ب است)دلیلی نداشت که از این گاز استفاده کنند. ۲. انتشار این گاز حدود ۲تا ۳ ساعت طول می کشد (در هوای سرد لهستان از این هم بیشتر طول می کشد). در حالی که در تمام مدارک صحبت از مرگ آنی شده است. ۳ . این گاز باعث تولید رسوب سختی از ترکیبات سیانید می شود(پروشن آبی) که قاعدتا باید بر روی دیوارها به جا بماند. محققان میزان این رسوب را در اتاقهایی که در آن از زیکلون ب برای ضدعفونی لباسها و پتوها استفاده می شدبا اتاقهای معروف به مرگ، مقایسه کردند.روی دیوارهای اتافهی ضدعفونی غلظت این رسوب ۱۳۵۰۰ قسمت در یک میلیون بوده است. در حالی که در اتاقهای مرگ تنها ۲ قسمت در میلیون بوده، که تقریبا برابرمقدار عادی آن در ساختمانهای دیگر کمپ است . نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |
همایش هولوکاست به نقل از وبلاگ http://www.naqdfilm.blogfa.com تيسير بوشه:جنگ جهاني دوم براي ساختن دولت صهيونيسم ايجاد شد. محقق اردني هولوكاست با بيان اين كه عرب و يهود داراي يك جد مشترك (سام) هستند، خاطرنشان كرد: ولي يهوديان براي اين كه خود را تنها بازماندگان سام بدانند، عرب را غيرسامي معرفي كردهاند تا جايي كه جهانيان نيز سام را جد يهود ميدانند .
دکتر فردريک توبن با بيان اين كه در سالهاي 1997 و 1999 در اين منطقه حضور يافته تصريح كرد:در اين پژوهش ميداني، متوجه شدم كه با توجه به امكانات موجود، اعداد و ارقام قربانيان در مدت زمان مذكور به هيچ وجه با واقعيت سازگار نيست، بلكه اگر حادثهاي هم اتفاق افتاده فقط براي 2007 نفر بوده است نه شش میلیون نفر...! ارقام مربوط به مهاجرت يهوديان نيز با واقعيت سازگار نيست،تنها يك مسير راه آهن براي انتقال آنها وجود داشته كه به هيچ وجه توان انتقال اين تعداد را نداشته است تابلوي شش ميليون کشته شده که در بيرون اردوگاه آشويتس درلهستان نصب شده بود توسط خودشان از آنجا برداشته شده و رقم کمتري بر روي آن نوشته شده است . ديويد هوك استاد آمريكايي دانشگاه اوكراين: افراطيهاي صهيونيست آمريكا را دچار مشكل كردهاند. من يك آمريكايي هستم و آمريكا را دوست دارم و از اين كه افراطيهاي صهيونيست آمريكا را دچار مشكل كردهاند احساس نگراني ميكنم. بسياري از افرادي كه در اين همايش حضور دارند قبلاً به خاطر سؤال در مورد هولوكاست به زندان افتادهاند، يكي از حضار اين جلسه دكتر روبرت فوريسون كسي است كه به زندان افتاده، حتي روي وي اسيد ريختهاند و استخوانهاي دنده او را شكستهاند. وي در ادامه از حضار خواست براي روبرت فوريسون قيام كنند . ورونيكا كلارك محقق آمريكايي تاريخ اروپا : بر خلاف تصور رايج هيتلر رابطه خوبي با يهوديان داشته است. امروز بيش از يك ميليون نفر يهودي باقيمانده از جنگ جهاني دوم بايد از خودشان متنفر باشند چرا كه به هموطنان آلماني خود كه جانشان را به خاطر آنها از دست دادهاند تهمت ناروا زدهاند . نوشته شده توسط zeus | لینک ثابت |
دادگاه نورنبرگ ظهور هیتلر در اروپا زنگ خطر را برای بسیاری از کشور ها به صدا در آورد اما آنها آنقدر دست دست کردند تا او توانست با نقض معاهده ورسای اعلام تجهیز قشون و سرباز گیری دهد و سپس ماشین جنگی خود را در اروپا به حرکت در آورد .
جنگ جهانی دوم غم انگیز ترین واقعه تاریخ انسانی است ، بیش از پنجاه میلیون نفر قربانی جنگی شدند که به تمامی جنونی عده ای قدرت طلب دیوانه بود ! . جنگی که از شرق تا غرب عالم را در بر گرفت ، و در نهایت جز تغییر در وزنه های سیاسی به نفع ابرقدرتهای جدید نتیجه ای برای خلقهای محروم نداشت . وسعت جنایت آنقدر بود که امروز پس از گذشت بیش از 60 سال از آن هنوز هم جای تحلیل و بررسی های دقیق تاریخی در آن خالی است . اما در این میان و در کشاکش مجادلات تاریخی تنها یک خط قرمز وجود دارد : هولوکاست ! صهیونیستها پس از پایان جنگ و به دست گرفتن زمام سرزمینهای اشغالی فلسطین همواره با توسل به این واقعه تاریخی مجامع جهانی را در مورد جنایات بیشمارشان در فلسطین وادار به سکوت کرده اند ، و با در دست داشتن چنین حربه تا چهل سال بعد از جنگ جهانی هر حرکتی بر ضد اسرائیل را به حکم ارتباط با نازیها می کوبیدند . ما نژاد پرست نیستیم !!! ممکن است از این نوشتار چنین استنباط گردد که ما علیه یک نژاد و له نژاد دیگر داد سخن می دهیم ، اما نگارنده این سطور با اطمینان به این تصور نه ! خواهد گفت . ما به حکم دین و ایمانمان هرگز تابع مسائل نژادپرستانه نیستیم ، آنچه ما را به بررسی هولوکاست فرا می خواند ، دوست داشتن هیتلر نیست ! بلکه ما به دنبال این موضوع هستیم تا نشان دهیم مسئله کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم – که بیشک واقعه ای مانند سایر قتل عامها بوده و آنها هم همانقدر محق در ادعای خسارت هستند که سایر ملتها – چگونه امروز به یک ابزار سیاسی در جهت بسط روابط دیپلماتیک و استفاده از سیاست مظلوم نمایی رژیم اشغالگر قدس تبدیل شده و امروز قاتلان واقعی را در لباس دادستانها میبینیم که پول خون مقتولان خویش را از جهانیان مطالبه می کنند . ما ضمن احترام به تمامی قربانیان جنگ عامگیر دوم هرگز حاضر نیستیم از این عامل در جهت پوشاندن جنایات دیگران بهره بگیریم. نورنبرگ 2- هدف دادگاه : تعقیب و مجازات جنایتکاران جنگی متعلق به قدرتهای اروپایی محور 3- ماده 19 : دادگاه خود را به قوانین فنی مربوط به تامین براهین مقید نخواهد کرد . دادگاه تا آنجا که ممکن است یک روند اقامه دعوای سریع ( متن انگلیسی : EXPEDITIVE ) و غیر تشریفاتی را خواهد پذیرفت و به کار خواهد برد و هر وسیله ای را که دارای ارزش اجتماعی ارزیابی کند قبول خواهد کرد . 4- ماده 21 : دادگاه طلب نخواهد کرد که برای اموری با شهرت عمومی دلیل آورده شود . همچنین مدارک و گزارشهای رسمی حکومتهای متفقین را به عنوان براهین اصیل تلقی خواهد کرد *. مطالعه و بررسی منابع دادگاه نورنبرگ نشان می دهد که این دادگاه نه محلی برای بازستاندن حقوق ملتها ، بلکه مکانی برای تصفیه حسابهای سیاستمداران و جنگ سالاران بوده است ؛ این را می توان با نگاهی به هدف تشکیل دادگاه فهمید . در صندلی متهمان این دادگاهها هرگز سران متفقین که خود را رهایی بخش ملتها می دانستند اما دستشان به خون خلق آلوده بود به چشم نمی خورد .
نوشته شده توسط zeus | لینک ثابت |
يهوديان کنفرانس هولوکاست که بودند؟ شصت و هفت شرکت کننده از سی کشور جهان در همايشی با عنوان "هولوکاست، چشم انداز جهانی" در تهران گرد هم آمدند که در ميان آنها عده ای يهودی ارتودکس نيز حضور داشتند.
اما انگيزه اين يهوديان از حضور در اين همايش انکار هولوکاست نبوده است. بلکه آنها می گويند با اين مخالفند که از اين واقعه برای توجيه ايجاد کشور اسراييل استفاده شود. اين يهوديان با کلاه سياه و ريش بلندشان، در ظاهر تفاوت چندانی با ساير يهوديان ارتودکس ندارند، اما در واقع آنها متعلق به شاخه های خاصی از دين يهود هستند. برخی از اين يهوديان ارتودکس به گروهی موسوم به "نتورای کارتا" يا "پاسداران شهر" متعلق هستند. از ديد چند هزار يهودی ارتودکسی که عضو اين گروه هستند، صهيونيسم "سمی" است که "يهوديان واقعی" را تهديد می کند. خاخام آرون کوهن، از اعضای همين گروه، طی سخنانی در کنفرانس هولوکاست در تهران گفت که او دعا می کند "ريشه درگيری و خونريزی در خاورميانه، يعنی کشور اسراييل، بطور صلح آميز از ميان برچيده شود." او افزود که جای اسراييل را بايد حکومتی بگيرد که "با آرزوهای فلسطينيان سازگاری کامل دارد، بطوری که اعراب و يهوديان بتوانند با صلح و صفا کنار هم زندگی کنند، همانطور که قرنها اين کار را می کردند." "پاسداران شهر" معتقد هستند که نفس ايجاد کشور اسراييل اساسا با مذهب يهوديت در تضاد است. آنها می گويند، بر اساس تلمود يا کتاب قوانين يهوديت، يهوديان نبايد تا پيش از ظهور "ماشيح" يا "منجی جهان" برای ايجاد يک کشور يهودی به زور متوسل شوند. در کنار اعضايی از گروه "پاسداران شهر" که به تهران آمده بودند يهوديان ارتودوکس ديگری هم ديده می شدند. کسانی مانند خاخام موشه آير فريدمان، ساکن اتريش. او به بی بی سی گفت که قصدش از سفر به تهران بحث در مورد واقعی يا غير واقعی بودن "هولوکاست" نبوده، بلکه هدفش بررسی درسهايی بوده که از اين واقعه می توان آموخت. خاخام فريدمان می گويد که هولوکاست تبديل به ابزاری شده که اقداماتی را که مايه رنج ديگران است، مشروع جلوه دهد. به اعتقاد او هدف از به ميان کشيدن مسئله هولوکاست، نشان دادن درد و رنج يهوديان در گذشته نيست، بلکه استفاده ابزاری از آن برای به دست آوردن "قدرت تجاری، نظامی و رسانه ای" است. خاخام کوهن از گروه "پاسداران شهر" طی سخنرانی خود در تهران گفت که هيچ ترديدی در مورد اينکه هولوکاست اتفاق افتاده وجود ندارد و افزود "هرگونه تلاش در جهت کوچک جلوه دادن گناه اين جنايت، توهينی است بسيار بد به خاطره قربانيان آن." با اين حال او نسل کشی هولوکاست را مشيت الهی خواند و گفت "صهيونيستها به خود جرات می دهند که بگويند هولوکاست هرگز نبايد تکرار شود. آنها می خواهند جلوی خواست خدا بايستند و اين کفر است." جنبش "پاسداران شهر" توسط ساير يهوديان ارتودکس محکوم شده اند. پارلمان اسراييل نيز کنفرانس تهران را محکوم کرده است نوشته شده توسط zeus | لینک ثابت |
حل نهایی(Final Solution) حل نهایی نقشه دولت نازی برای نابود کردن یهودیان بود که وجود آن همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد.بعد از قدرت گرفتن حزب نازی در ژوئن 1933 جو ضد یهودی در آلمان به وجود آمد و دولت نازی کوشید یهودیان را از جامعه آلمانی محو کند . پس از شروع جنگ و قدرت گرفتن هیتلر در اروپا او طرحی را با نام «حل نهایی» برای از بین بردن یهودیان مطرح کرد. تاییدکنندگان هولوکاست معتقداندکه میزان زیادی از کشتارهای مربوط به هولوکاست با اجرای این برنامه صورت گرفته است. متن زیر بخشی از کتاب «ظهور و سقوط رایش سوم» نوشته ویلیام شایرر و نظر او درباره این مسئله می باشد: حل نهایی همان چیزی بود که هیتلر مدتهای مدیدی در نظر داشت و حتی پیش از شروع جنگ علناً اظهار کرده بود.او در نطق 30 ژانویه 1939خود در رایشتاگ(مجلس آلمان)، چنین گفته بود :اگر سوداگران یهود بین الملل...بار دیگر در کشیدن ملت ها به یک جنگ جهانی توفیق یابند، نتیجه عبارت خواهد بود از ...نابودی نژاد یهود در اروپا.
اما لامرس مانند بسیاری از متهمان، ادعا کرد که تا هنگامی که دادستان متفقین اظهاری درباره آن در دادگاه نورمبرگ نکرده بود، چیزی از آن نمی دانست. هر چه جنگ بیشتر ادامه می یافت استعمال این اصطلاح در اسناد نازی بیشتر می شد، زیرا که ظاهر آراسته آن رهبران نازی را از رنج به کار بردن لغت اصلی برای یکدیگر آسوده می کرد، و شاید به گمان آنها پوششی برای جنایتشان فراهم می کرد که در صورت آفتابی شدن آن اسناد از آشکار شدن موضوع جلوگیری کند. «یهودیان اکنون در جریان حل نهایی باید به شرق آورده شوند...تا در کارهای پر مشقت به کار روند. یهودیانی که قادر به کار کردن هستند در دسته های بزرگ و با جدا کردن مردان و زنان از یکدیگر، باید به این نواحی آورده و به کارهای راهسازی گمارده شوند که در آن مسلما از طریق تقلیل طبیعی از توالد آنها کاسته می شود. قسمتی که سرانجام بتواند از همه این مشقات جان بدر برد- چون بدون شک در نتیجه قویتر یودن زنده مانده است و این خود دلیل انتخاب طبیعی است- باید از میان رود، زیرا اگر باقی بماند هسته رشد نژاد دیگر خواهد شد. به عبارت دیگر، یهودیان اروپا می بایست نخست به شرق اروپا برده شوند و چندان زیر فشار کار سخت قرار گیرند تا بمیرند، و از میان آنها افراد قوی و پرطاقتی که باقی می مانندباید صاف و ساده کشته شوند. اما میلیون ها یهود که در شرق می زیستند، چگونه باید از بین بروند؟ دکتر یوزف بوهلر نماینده استاندار لهستان، پیشنهاد آماده ای برای این منظور داشت.او می گفت تقریباًدو و نیم میلیون یهود در لهستان هستند که خطر بزرگی را تشکیل می دهند. این ها ناقلان مرض و عاملان بازار سیاه هستند و برای کار هم نامناسبند. برای این عده زحمت حمل و نقل وجود نداشت، زیرا در همان محلی بودند که می بایست از میان بروند. دکتر بوهلر پیشنهاد خود را اینگونه پایان داد: «من فقط یک تقاضا دارم، و آن اینکه مسئله یهودان در حوزه ماموریت من هر چه زودتر حل شود.» آن مشاور سرشناس نوعی بی صبری از خود نشان می دادکه خاص تمام محافل نازی از پایین به بالا تا خود هیتلر بود. در آن هنگام هیچیک از آنها نمی دانست که آن میلیون ها یهود چگونه ممکن بود برای کار برده وار لازم باشند. نازی ها فقط تشخیص داده بودند که کار کشیدن ازمیلیون ها یهود در راهسازی در روسیه ممکن است مرگ آنها را مدتها به تعویق بیاندازد.به این جهت خیلی دیر پیش از آنکه آنها را کار پر مشقت نابود کند، هیتلر و هیملر تصمیم گرفتند آن ها را با وسایل سریعتری نابود کنند.
به طور عمده دو طریق وجود داشت . یکی از آن ها کشتار یهودیان به وسیله جوخه های آتش بود.عده این گونه کشتگان به ربع میلیون بالغ شد. راه دیگر کشتار به وسیله اتاقهای گاز بود. نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |
یک تحقیق نسبتا جامع مطالبی زیر بر گرفته از برخی روزنامه ها- مقالات و سایت ها می باشد .(pdf می باشد)
برای دریافت : اینجا را کلیک(click)کنید. نوشته شده توسط Soul Keeper.Ast | لینک ثابت |
هو لو کاست از نظر برخی مورخان ماجرا از کجا آغاز شد؟ ماجرا در نهایت به هیتلر مربوط است. فردی دیوانه و ماجراجو و متعصب و بنیادگرا! هیتلر تحت تاثیر افکار کشیش متعصبی به نام ((جورج لانز)) معتقد بود که نژاد آریایی برتر از دیگر نژادهاست و بقیه اقوام خصوصا یهودیان حق حیات ندارند، باید بمیرند و کشته شوند تا نژاد برتر تنها درجهان باقی بماند. او مدتی که قبل از حکومت در زندان به سر می برد، در کتابی به نام ((نبرد من)) این عقاید را نوشت و اجمالا مورد تمسخر دیگران قرار گرفت. اما وقتی با تاسیس حزب نازی در آلمان و شوراندن مردم در حمایت از خود به حکومت رسید، به تدریج این عقیده را عملی کرد. بعد از برپا کردن جنگ جهانی دوم، هیتلر در هر فرصتی به کشتار غیر آریایی ها خصوصا یهودی ها می پرداخت اما یکی از جبهه های مهم، لهستان بود که در بعضی متون تاریخی ذکر شده،۹۰ درصد مردم آن یهودی بودند و به عنوان کشوری یهودی شناخته می شد، بعد از تصرف لهستان توسط ارتش نازی آلمان، بین سال های ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ مردم در وضع بدی به سر می بردند و خصوصا یهودی ها از هیچ گونه حقوقی برخوردار نبودند و به تدریج در این سالها در اردوگاه های مختلف خصوصا اردوگاه ((آشویتس))، شکنجه شده و کشته می شدند. واقعه هولوکاست، اما مسئله ویژه ای بود ، طبق اسنادی که در دادگاه جنایت جنگی موجود بود، هیتلر دریک جلسه خاص برای کاهش زمان و هزینه کشتار یهودیان به ((چاره نهایی)) متوسل شد، یعنی کشتن هر کس که خون یهودی دارد توسط گاز Zyklon به شکل عریان و بعد سوزاندن آنها! این اقدام حیوانی و غیر انسانی صدها هزار انسان (به ادعای غرب و یهودیان ۶ میلیون نفر) را از حق حیات محروم کرد و به بدترین وضع به کشتن داد. تاریخ آن زمان بی شک، شاهد پست ترین اقدامات از سوی انسان است! انسانی که عقل و احساس و عاطفه دارد، به واسطه مسخ شدن توسط یک ایدئولوژی خاص به چه جنایاتی که دست نزد! درباره وجود هولوکاست طبق عکس ها و اسناد و ادعای شاهدان، هیچ شکی روا نیست. اما نکته اینجاست که اولا تمامی کشته شدگان یهودی نبوده اند، و تعداد زیادی از اسلاوها، کولی ها، معلولین، همجنس گراها، کمونیست ها و... که یهودی نیز نبوده اند کشته شده اند. ثانیا در مورد تعداد کشته شدگان شک وجود دارد واغلبا کسانی که در این مسئله شک کرده اند نیز به کشته شدن ۱ تا ۵/۱ میلیون نفر در واقعه هولوکاست اذعان دارند. ثالثا نکته مهم تر سوء استفاده صهیونیست ها و مظلوم نمایی اسرائیل از این واقعه است که گهگاه بر این اساس برای خود حقوقی قائل می شوند. اما فارغ از این مسئله کشته شدن حتی یک نفر بی جهت و بدون هر گناهی، امری حیوانی است، چه برسد شکنجه، عریان کردن، کشتن توسط گاز و سوزاندن صد ها هزار انسان ، مرد ، زن، کودک، پیر، جوان و... همه توسط انسان، اشرف مخلوقات خدا! نوشته شده توسط Soul Keeper.Ast | لینک ثابت |
بان کی مون،دبیر کل سازمان ملل انکار هولوکاست را محکوم کرد.
او افزود:« ميل دارم همه اعضای جامعه بين المللی، چه در گفتار و چه در کردار، از این اصل پیروی کنند.» جان بولتون، نماينده پيشين آمريکا درسازمان ملل همراه با نمايندگان پيشين کانادا و اسرائيل خواستار محاکمه رئیس جمهور ایران در دادگاه جنايی بين المللی سازمان ملل به اتهام تشویق و دعوت به نابودی اسرائيل شد. دور گولد، نماينده پيشين اسرائيل در سازمان ملل، اين کنفرانس را «تحريف تاريخ»، و «تلاش برای پنهان کردن حقيقت» دانست. ايروين کاتلر، وزير دادگستری و دادستان کل پيشين کانادا نفی هولو کاست را تهديدی برای اسرائيل و صلح و امنيت شمرد. 25 کشور عضو اتحاديه اروپا نیز در پايان نشستی که در بروکسل برگزار شد، بیانیه ای در این زمینه منتشر کردند. دراين بيانيه رهبران اروپايی هرگونه نفی هولوکاست را، چه به تمامی و چه به صورت بخشی از آن را محکوم کردند و به رئیس جمهور ایران هشدار دادند که با سياست های خود از جمله در مورد نفی هولوکاست و دعوت به نابودی اسرائيل بر ثبات خاورميانه « تأثيری منفی» می گذارد. در بيانيهای هم که از سوی فنلاند، رييس دوره ای اتحاديه اروپا، صادر شد آمده است: «اتحاديه اروپا عميقا درباره برگزاری کنفرانس هولوکاست نگران است و به شدت هرگونه اقدامی با انگيزههای سياسی يا استفاده از اقدامات پژوهشی در رد يا زير سوال بردن واقعه هولوکاست را محکوم میکند.» نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |
نظر یک محقق درباره هلوکاست دفتر مطالعات سیاسی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در روزهای بیستم و بیست و یکم آذر کنفرانسی را با عنوان " هولوکاست:چشم انداز جهانی" برگزار کرد و درآن 67 شرکت کننده از 30 کشور جهان گرد هم آمده و به ارائه مقاله پرداختند.
فوریسون معتقد است:«...بر اساس ادعاهای یهودیان،آلمانی ها در طول جنگ جهانی دوم میان سال های 1941 تا 1945 به قتل عام یهودیان مبادرت کردند و آنها را در اتاقهای گاز اردوگاه های خود می کشتند و سپس اجساد آنها را در کوره های آدم سوزی می سوزاندند. اسناد و مستنداتی هم که به عنوان شاهد و دلیل وقوع هولوکاست ارائه می شود عبارت است از موهای سوخته ،کفشهای پاره همراه خاکستر وعینکهایی که از شدت حرارت و آتش از ریخت افتاده اند و تشخیص آنها غیر ممکن است. این در حالی است که پیش از جنگ جهانی دوم وقتی کفشها پاره می شدند و قابل استفاده نبودند به پادگان ها برده می شدند یا اینکه با بازسازی آنها،مجددأ از آنها استفاده می شد.همین مسئله درباره عینک وجود داشته است.درباره موها هم رسم بوده است که آرایشگاه ها و آرایشگرها،موهای سر را نگه می داشتند و از آنها استفاده می کرده اند...با این وصف نمی توان موهای سوخته،عینکهای آب شده و کفشهای پاره را دلیلی بر وقوع هولوکاست دانست.» او در مورد برخورد جامعه و رسانه های غرب با مسئله هلوکاست وافرادی که درباره آن تحقیق می کنند می گوید:«...ما و به طور کلی بازنگران تاریخ در اروپا و فرانسه که ظاهرأ مهد آزادی بیان هم است، از سوی تمامی رسانه ها با محدودیت روبرو هستیم و اجازه ای هم برای طرح مستقل آنچه تحقیق می کنیم برایمان وجود ندارد.حصاری بلند به دور افکار ما کشیده شده است و ما در محدودیت کامل قرار داریم. اگر ما تلاش کنیم نظرات خود را در رسانه ها و روزنامه ها منعکس کنیم، به عنوان مجرم شناخته خواهیم شد .رسانه ها درباره هر چیز بجز هولوکاست اظهار نظر می کنند.هیچ نقدی در این مورد پذیرفته شده نیست و کسانی که در این مورد تحقیق می کنند ناشناخته اند .محققان مخالف هولوکاست همواره از سوی محافل صهیونیستی مورد آزار قرار می گیرند و حتی به زندان هم می افتند.من در حال حاضر به این فکر می کنم که آیا هنگام بازگشت به فرانسه دچار مشکل خواهم شد یا نه؟ با توجه به اینکه به ایران آمده و در همایشی با موضوع هولوکاست شرکت کرده ام؟! نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |
هولوکاست چیست؟ هولوکاست از دو واژه يوناني "Holos" به معني "همه" و "Kaustos" (در بعضي از متون به جاي واژه Kaustos از واژه Kaiein استفاده شده است) به معني سوزاندن و نابود کردن ترکيب يافته است. اين واژه روي هم رفته به معني همه سوزي است و در اصطلاح از آن به قرباني و يا قرباني بزرگ ياد مي شود و به واقعه اي اطلاق مي شود که در فاصله سالهاي 1944 تا 1939 (در جنگ جهاني دوم) قريب به 6 ميليون يهودي از سراسر اروپا جمع آوري و به اردوگاههاي مرگ در آلمان و لهستان مانند اردوگاه " آشويتس : که مهمترين آنها بود ، فرستاده و در کوره ها سوزانده شدند . همچنين قتلهاي دسته جمعي رده دومي هم وجود داشت که يهودي ها را وارد اتاقهاي بزرگي ميکردند که دوشهايي در سقف داشتند و پس از بستن درها ؛ از دوشها گازي به نام" زيلکون ب " خارج ميشد و موجب خفگي همه ميگرديد. در اواخر جنگ جهاني دوم صحنه هاي دلخراش بعضي از اردوگاه هاي اسرا، و اجساد روي هم انباشته شده كه از بيماري تيفوس جان داده بودند، زمزمه هاي كوره هاي آدم سوزي را افزايش داد و صهيونيست ها با ابزار تبليغاتي خود به طور گسترده روي اين مسأله سرمايه گذاري كردند. اما حقيقت امر چيز ديگري بود. از نيمه دوم قرن 19 ميلادي و چند سال بعد از پايان جنگ جهاني دوم، واژه «هولوكاست» در فرهنگ سياسي، مفهوم و معناي ويژه اي يافته و تقريباً به يك اسم خاص بدل شده است. از آن هنگام به بعد، ماجراي كشتار 6 ميليون يهودي در جريان جنگ جهاني دوم از سوي نازي ها كه يك داستان ساختگي است را «هولوكاست» مي نامند. (واژه هولوکاست را در تمامي متون با حرف H بزرگ نشان ميدهند) در اوايل دهه 80 قرن نوزدهم، تعدادي از اعضاي آژانس بين المللي صهيونيست ها، از جمله، «پي ير ويدال ناكه»، «سرژ ولز»، «فرانسوا براريدا» تحت سرپرستي «رنه ساموئل سپرات» خاخام معروف فرانسه، با استناد به داستان ساختگي كشتار 6 ميليون يهودي در جنگ جهاني دوم و به عنوان پيشگيري از فراموش شدن مظلوميت اين قوم! پيش نويس قانوني را تهيه كرده و در ژوئيه سال 1990 ميلادي در فرانسه به تصويب رساندند كه براساس آن «هرگونه ترديد در باره «هولوكاست»، اعم از ترديد درباره كشتار -مورد ادعاي- يهوديان در جنگ جهاني دوم، وجود اتاق هاي گاز و حتي كمترين ترديد در رقم 6 ميليوني يهوديان كشته شده، جرم تلقي مي شود! و هركس در فرانسه از اين قانون تخلف كرده و در سه موضوع ياد شده ترديد كند به يك ماه تا يكسال زندان و پرداخت 2هزار تا 300هزار فرانك جريمه محكوم مي شود.»
بعدها با فشار آمريكا، انگليس، فرانسه و آژانس صهيونيستي، اين قانون در ساير كشورهاي اروپايي نيز به تصويب رسيد. به طوري كه امروزه هرگونه ترديد درباره هولوكاست مورد ادعا و ابعاد و اجزاء آن در اروپا جرم تلقي مي شود!
واژه هولوکاست هر ساله با فرارسيدن 27 ژانويه روز جهاني يادبود هولوکاست بطور گسترده تري در رسانه ها منعکس مي شود و رژيم غاصب اسرائيل هر ساله با استفاده از تبليغات مربوط به آن جهانيان را نسبت به ظلمي که به ادعاي آنها در گذشته بر يهوديان روا داشته شده سرزنش مي کند.
هولوکاست امروزه ابعاد پيچيده اي دارد شايد بتوان اين پديده سراسر اغراق و بزرگنمائي شده را قطعنامه وجدان آزرده اروپائيها براي تسليم کردن سرزمين ملت فلسطين به ملتي که گمان مي کنند بر آنها ستم کرده اند، مي باشد.
صهیونیستها با به تصوير کشيدن اتاقهاي دروغين گاز و کورههاي آدم سوزي اين نکته را به جهانيان القا کردند که ستمهاي بسياري براين قوم رفته ووجدان جهانيان بايد براي جبران گناه و ظلمي که بر يهوديان اعمال کرده بيدارشود وخدمتي را به اين مردم نمايد تا از اين پس اين قوم به اصطلاح برگزيده خداوند ديگر در هيچ برهه از تاريخ مورد ظلم ديگران واقع نشود.
براي اين منظور غرب به سرکردگي انگليس و آمريکا دست به کار شد و نطفه فساد و غارت زمين را در فلسطين مظلوم کاشت و ملت فلسطين را در خاورميانه طي حکمي محکوم کرد تا تاوان گناهي مشکوک را که به اصطلاح اروپائيان عامل ارتکاب آن بودند بپردازند. لذا امروز ما در سرزمين فلسطين شاهد اين هستيم که اين قوم به اصطلاح برگزيده و ستمديده آنچه که مدعي هستند در طول تاريخ بر سر آنها آمده بر ملت فلسطين اعمال مي کنند اين امر ميسر نگشته مگر اينکه غرب خود را محکوم و مديون به گناهي مي داند که بايد ملتي ديگر در نقطه اي ديگراز جهان تاوان آن را جبران کند.
نوشته شده توسط zeus | لینک ثابت |
|
Google Searcher
|