تبليغاتX
بررسی مساله هولوکاست(Holocaust)
خانهایمیلآرشیوRss
مقام معظم رهبری * اطلاعات ما خبر از اين مى‏دهد كه دستهاى خبيث صهيونيست‏ها و عوامل دشمنان اسلام، در همه‏ى حوادثى كه انسان در گوشه و كنار دنياى اسلام مى‏بيند، با واسطه‏يا بى‏واسطه دخالت دارند * مقام معظم رهبری * رژيم صهيونيستى رژيمى گستاخ و وحشى و بى‏اعتنا به قوانين انسانى و مقررات بين‏المللى است. * مقام معظم رهبری * غده سرطانى اسرائيل را تنها از طريق همين مبارزات مى‏توان ريشه‏كن ساخت مقام معظم رهبری * مسلمان ها ننشينند كه حكومت هاشان برايشان عمل بكنند ، و اسلام را از دست صهيونيسم نجات بدهند ، ننشينند كه سازمان هاي بين المللي براي آنها كار بكند ، ملت ها خودشان بايد قيام كنند در مقابل اسرائيل ، ملت ها بايد خودشان قيام كنند و حكومت هاي خودشان را وادار كنند كه در مقابل اسرائيل بايستند و اكتفا نكنند به محكوم كردن . همان هائي كه با اسرائيل عقد اخوت هم دارند ، آنها هم محكوم مي كنند اسرائيل را لكن يك محكوميتي كه با صورت جدي و به حسب واقع شوخي است . *امام خمینی (ره) * ما امروز بايد ابتكار عمل را به دست گيريم. تا كنون همواره دشمن ابتكار عمل را در دست داشته و ما، حدّاكثر شكوه و گله كرده‏ايم. فلسطين در يك فرآيند تاريخىِ متشكّل از دهها ابتكار عمل از سوى دشمن، به ملك طلقِ صهيونيستها بدل شده است. نخست خريدن زمينهاى فلسطينيان، سپس مسلّح شدن صهيونيستهاى مهاجر، بعد از آن جنگ داخلى و اعلام تجزيه فلسطين، سپس تصرّف بخشهاى جديدى از آن كشور اسلامى و عربى و در نهايت تصرّف همه آن و افزودن بخشهايى از كشورهاى مصر و سوريه و اردن به آن * تا اين‏جا فقط يكبار همسايگان عرب فلسطين، ابتكار عمل را به دست گرفتند و آن حمله رمضان سال هزار و سيصد و نود و سه هجرىِ كشورهاى سوريه و مصر بود، كه اگر چه بر اثر همراهى امريكا با اسرائيل و كم همّتى كشورهاى اسلامى به نتايج كامل نرسيد، ولى باز مايه افتخار جبهه عرب و رهاسازى بخشى از سرزمينهاى عربى شد. پس از آن، باز همواره تا امروز صهيونيستها و حاميانشان و در رأس همه امريكا، ابتكار عمل را در دادن شعارهاى سازش و عموماً در جهت تحكيم تصرّف غاصبانه فلسطين در دست داشته و حريفهاى خود را تا هر جا توانسته‏اند، به دنبال خويش كشانده‏اند * ما دولتهاى مسلمان، در راه نجات فلسطين بايد به كشورهاى خط مقدّم، كمكهاى جدّيترى مى‏كرديم. در گذشته بعضى از دولتهاى ما حتّى از پشت هم به جبهه كشورهاى خط مقدّم، خنجر زده‏اند! نمونه بارز آن، دولت ايران در عهد پهلوى است. متأسفانه در آن روزگار، ايران خانه امن صهيونيستها و همكار صميمى دولت غاصب بود! *
Search

دیدگاه رهبر حکیم انقلاب درباره هولوکاست  

موضوع: پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 19:59

مقام معظم رهبري در سال 79 و در خطبه هاي نمازجمعه براي اولين بار با تاييد ضمني نظرات روژه گارودي دانشمند تاريخ دان فرانسوي،  از ضرورت آزادي دانشمندان غرب براي طرح نظراتشان در مورد تاريخ‌سازي صهيونيست‌ها دفاع كردند.

همچنین رهبر حکیم انقلاب در بخشي از خطبه نمازجمعه در تاريخ 23/2/79 فرموده اند:  اگر يك نفر پيدا شد و عليه صهيونيسم حرف زد - مثل آن آقاى فرانسوى كه چند جلد كتاب عليه صهيونيستها نوشت و گفت اين كه مى‏گويند يهوديان را در كوره‏هاى آدم‏سوزى سوزاندند، واقعيت ندارد - طور ديگرى با او رفتار مى‏كنند! اگر كسى وابسته به سرمايه‏داران نباشد و مراكز قدرت سرمايه‏دارى نباشد، نه حرفش زده مى‏شود، نه صدايش به گوش كسى مى‏رسد و نه آزادى بيان دارد! آرى؛ سرمايه‏داران آزادند كه به‏وسيله روزنامه‏ها و راديوها و تلويزيونهاى خودشان، هرچه را كه دلشان مى‏خواهد، بگويند! اين آزادى، ارزش نيست؛ اين آزادى، ضدّارزش است. مردم را به بى‏بندوبارى و به بى‏ايمانى بكشند؛ هرجا مى‏خواهند، جنگ درست كنند؛ هرجا مى‏خواهند، صلح تحميلى درست كنند؛ هرجا مى‏خواهند، اسلحه بفروشند. آزادى يعنى اين!

ايشان همچنين در افتتاحيه اولين كنفرانس بين المللي دفاع از مردم فلسطين در سالن اجلاس سران در تاريخ 4/2/80 فرموده اند: اشغال اين سرزمين براساس يك طرح چندجانبه، پيچيده و با هدف جلوگيرى از اتّحاد و پيوستگى مسلمانان و پيشگيرى از تأسيس مجدّد حكومتهاى قدرتمند مسلمان بود. دلايلى در دست است كه نشان مى‏دهد صهيونيستها با نازيهاى آلمان روابط نزديك داشتند و ارائه آمارهاى اغراق‏آميز از كشتار يهوديان، خود وسيله‏اى براى جلب ترحّم افكار عمومى و زمينه‏سازى براى اشغال فلسطين و توجيه جنايات صهيونيستها بوده است. حتّى دلايلى در دست است كه عدّه‏اى از اراذل و اوباشِ غيريهودىِ شرق اروپا را به نام يهودى به فلسطين كوچانيدند تا با پوشش حمايت از بازماندگان قربانيان نژادپرستى، يك حكومت معاند اسلام را در قلب جهان اسلام نصب كنند و پس از سيزده قرن، يك گسستگى بين مشرق و مغرب اسلامى ايجاد نمايند.

همچنين  در تاريخ 18/11/84  رهبر حكيم انقلاب اسلامي به صراحت هولوكاست را افسانه خواندند و افزودند: آزادى بيان - كه آنها دم از آن مى‏زنند - به آنها اجازه نمى‏دهد كه در باب افسانه‏ى كشتار يهوديان - معروف به هلوكاست - كسى ترديد بكند. در آن قضيه، جاى آزادى بيان نيست! در كشورهاى اروپايى، افراد زيادى - از دانشمند و محقق و مورخ و مطبوعاتى و غيره - از ترس جرأت نمى‏كنند ترديدى را كه نسبت به اين قضيه در دل‏شان هست، ابراز كنند. بعضى‏ها هم معتقدند قضيه از اصل دروغ است، اما جرأت نمى‏كنند بگويند؛ چون ديده‏اند هر كس بگويد، مجازات خواهد شد؛ زندان مى‏اندازند، تعقيب مى‏كنند، از حقوق محرومش مى‏كنند.

ايشان همچنين در تاريخ 8/10/85 و در ‍يام به كنگره عظيم حج رفتار دوگانه غرب را در برابر آزادي بيان به شدت مورد انتقاد قرار دادند و نوشته اند: حمایت از اهانت‌كنندگان به مقدسات اسلام و حتی افتراء و اهانت صریح بلندپایگان غربی ازقبیل پاپ به این آئین الهی و متقابلاً جرم شمردن تحقیق و تردید درباره‌ی هولوكاست و كیان صهیونیستی.

نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |

سخن 

موضوع: یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 16:57

 

امروز قبله اول مسلمین، به دست اسرائیل این غده سرطانی خاورمیانه افتاده است

امام خمینی(ره)

نوشته شده توسط Soul Keeper.Ast | لینک ثابت

پیام 

موضوع: سه شنبه هفدهم بهمن 1385 19:7

    انقلاب اسلامي بزرگترين انفجار تاريخ بعد از ظهور اسلام است.
نوشته شده توسط zeus | لینک ثابت |

شش میلیون قربانی یک واقعیت یا داستان  

موضوع: سه شنبه هفدهم بهمن 1385 17:9


اولین بحثی که در موضوع هولوکاست مطرح می شود مسئله کشته شدن شش میلیون یهودی است.
این آمار در سال 1946 از سوی دادگاه بین‌المللی نظامی در نورنبرگ و با استناد به شهادت "رودولف هس" افسر نیروی مخصوصی پلیس آلمان نازی است که فرماندهی آشویتس را برعهده داشت، اعلام شد.
به نظر می رسد که شهادت بسیار مهم هس همچنین اعترافات وی که در دادگاه بین‌المللی نورنبرگ نیز مورد استفاده قرار گرفته است دروغ بوده و
این اعتراضات با ضرب و شتم هس، گرفته شده است و همسر و فرزندان وی نیز به مرگ و تبعید در سیبری تهدید شدند.
امروزه بسیاری از مورخین حتی مورخین یهودی همچون "تونی جودیت"، "خاخام مایکل گلدبرگ"، " نورمن فینکل استاین "پاولا هایمن" این میزان را زیر سؤال برده اند و اگر چنین باشد چندین تن از برجسته‌ترین مورخان (یهودی) هولوکاست را باید از جمله "منکرین" آن قلمداد نمود.
پروفسور "رائول هیلبرگ" نویسنده کتاب مرجع " نابودی یهودیان اروپا"، کشته شدن شش میلیون یهودی را نمی‌ پذیرد. وی کل مرگ و میرها را به هر دلیل 1/5 میلیون نفر می‌داند."جرالد ریتلینگر" نویسنده کتاب "راه‌ حل نهایی"، نیز تعداد شش میلیون نفر را نمی ‌پذیرد.
براساس برآوردهای وی تعداد کشته شدگان یهودی زمان جنگ حداکثر 6/4 میلیون نفر است، وی تاکید کرد که این رقم به دلیل فقدان اطلاعات موثق، فرضی است.
روزی ، اگر فردی می گفت که هیتلر دستور ریشه‌کنی یهودیان اروپا را صادر نکرده است، جزء منکرین هولوکاست بود
، اما این موضوع دیگر امروزه صدق نمی کند.
به عنوان مثال رائول هیلبرگ در ویرایش سال 1961 کتاب خود به نام "نابودی یهودیان اروپا" می‌نویسد که هیتلر در دو نوبت دستور ریشه‌کنی یهودیان را صادر کرده است ؛ اول در بهار سال 1941 و بار دوم اندکی پس از آن، اما هیلبرگ در سه جلد تجدید نظرشده کتابش در سال 1985 این مطالب را حذف کرده است.
کریستوفر براونینگ، مورخ هولوکاست نیز در ویرایش جدید این کتاب تمام "رفرنسها" به دستور یا تصمیم هیتلر برای "راه‌حل نهایی" را حذف کرده است.
امروزه حتی تعداد تقریبی افرادی که در آشویتس- مرکز اصلی کشتار یهودیان- جان باخته‌اند، نیز مشخص نیست.
در دادگاه بین‌المللی نورنبرگ متفقین ادعا کردند که آلمان‌ها چهار میلیون نفر را در آشویتس کشته‌اند. تا اینکه در سال 1990 یک لوح یادبود در آشویتس نصب و از این امر حکایت نمود که:
"چهار میلیون نفر به دست قاتلان نازی بین سالهای 1940 تا 1945 مورد شکنجه قرار گرفته و کشته شده‌اند".
پاپ ژان پل دوم در جریان بازدید خود از این مکان در سال 1979، در مقابل این مکان یادبود ایستاد و برای چهار میلیون قربانی طلب آمرزش نمود.
با این وجود موزه دولتی آشویتس لهستان در ژوییه سال 1990 همگام با مرکز هولوکاست یادواشم اسرائیل تأکید کردند که رقم چهار میلیون نفر اغراق‌آمیز بوده است و به همین علت ارجاع به آن از یادبود آشویتس برداشته شده است.
مقامات لهستان و اسرائیل، رقم احتیاط ‌آمیز 1/1 میلیون کشته در آشویتس را اعلام کردند." ژان کلود پرساک" محقق فرانسوی در کتاب خود در مورد آشویتس خاطرنشان کرد که حدود 775 هزار نفر در سالهای جنگ کشته شده ‌اند.
در نتیجه می توان چنین عنوان کرد که رقم شش میلیون در اعتراف بحث انگیز هس تبدیل به رقمی مقدس شده است رقمی است که بحث های بسیاری در باره آن وجود دارد.

از جمله مسائلی بحث برانگیز دیگر می توان به نوشته شدن اعترافات هس به زبان انگلیسی اشاره کرد در حالی که وی اصلا انگلیسی نمی دانست.

در این مورد همچنان پرسش های زیر وجود دارد :
چرا داستانهای بازماندگان در آرشیو موزه ها نگهداری می شوند و در معرض دید عموم قرار نمی گیرند؟
چرا کسی دلایل علمی مورخین را مبنی بر اینکه از اتاقهای گاز موجود در اردوگاهها نمی توان برای کشتار استفاده کرد، هنوز رد نکرده است؟
چرا در اردوگاهی که ادعا می شد اردوگاه مرگ می باشد، بیمارستانی برای معالجه بیماران وجود داشته و اینکه چرا بیماران از افراد سالم در این اردوگاه قرنطینه می شدند که این اقدامات با ماهیت و طبیعت اردوگاههای مرگ ناسازگار است.

و اینکه چرا هرگونه بحث، تحقیق وتفحص در باره این موضوع منع شده است و آیا این مساله سست بودن پایه های استدلال این بحث را نشان نمی دهد.
نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |

قوانين ضد تحقيق در مورد هولوکاست 

موضوع: سه شنبه هفدهم بهمن 1385 16:59

در 13 ژوئيه 1990، قانونی دربار آزادی رسانه ها در فرانسه وضع شد كه بر اساس مفاد آن، زير سؤال بردن مسئله «هولوكاست»، در سه فرضيه اساسی مربوط به آن، يعنی كشتار ادعايی يهودی ها، اتاق های ادعايی كشتار با گاز و آمار ادعايی شش ميليون كشته يهودي در جنگ جهانی دوم، جرم تلقي مي شود. هر كس در فرانسه از اين قانون تخلّف كند به يك ماه تا يك سال زندان و پرداخت خسارت و جريمه اي بين 2000 تا 300000 فرانك (333 تا 50000 دلار) محكوم مي شود0
به راستي چه مي توان گفت؟ جالب آنجاست كه فرانسه را مهد آزاد
ی و دموكراسی می دانند حال آنكه وضع چنين قانونی، با ابتدايی ترين آزادی هاي انسانی و اجتماعی در تضاد آشكار است. چگونه است كه در غرب می توان مقدسات را زير سؤال برد، حتي در وجود حضرت مسيح(ع) تشكيك كرد ولی درباره كوره های آدم سوزی و يا اتاقهای گاز نمی شود تحقيق كرد و ترديد وارد نمود. چه اراده ای در سطح بين الملل وجود دارد كه می خواهد مانع تحقيق و كشف حقايق در اين زمينه شود؟ به راستی چه دست هايی در پی تأثيرگذاری بر فضاي دنياي امروز هستند كه حتی تحقيق برای كشف حقايق موجب آشفتگی آنها می شود؛ اصولا اثبات ادعاي فاحش و بزرگي همچون هولوكاست تا چه حد مي تواند منافع لابی نشينان صهيونيست را فراهم آورد كه حتي در كشورهاي به اصطلاح متمدن و آزاد هم نمی توان به تحقيق و پژوهش پيرامون واقعه ای تاريخی
آن هم مربوط به تنها نيم قرن پيش، پرداخت.
امّا «روبرت فوريسون» پرسش اول را اينگونه جواب می
دهد:
«تهيّه و تصويب چنين قانونی
در فرانسه، ناشی از القائات و اعمال فشار اسرائيل است. طرح اين موضوع در سال 1968، از سوي چند نفر مورخ يهودي، از جمله «پی ير ويدال ناكه»، «سرژ ولرز»، «فرانسوا بداريدا»، با همكاری و همراهی «رنه ساموئل سيرات» خاخام بزرگ فرانسه، ارايه شد. قانون ياد شده در سال 1990 و به ابتكار «لوران فابيوس»، نخست وزير سابق فرانسه وضع شد. فابيوس قبلاً عضو دولت سوسياليستی و رئيس مجلس ملی فرانسه بود و به عنوان يك مبارز يهودي كه در راه آرمان يهوديت تلاش می كرد، شناخته می شد. در خلال همان دوره زمانی (ماه مه 1990)، يك مورد بي حرمتي به چند سنگ قبر در گورستان يهوديان «كار پنتراس» واقع در ناحیه پروونس، جنجال و غوغايی را در رسانه هاي گروهی برانگيخت؛ اين جنجال هر نوع تمايل و اقدام قانونگذاران وابسته به جناح مخالف را برای ابراز و اعلان مقاومت در برابر لايحه قانونی مزبور، خنثی
كرد.
حدود دويست هزار نفر از راهپيمايان يهود
ی، در شهر پاريس در حالي كه تعداد زيادی پرچم اسرائيل را با خود حمل مي كردند، عليه جرياني كه آن را «بازگشت شتابزده گله ای از حيوانات وحشی» می ناميدند، به تظاهرات پرداختند. ناقوس بزرگ كليساي نتردام، درست مانند اين كه حادثه مهم و غم انگيز استثنايي در تاريخ فرانسه روي داده باشد به صدا درآمد. متن اين قانون در تاريخ 41 ژوئيه 1990 كه در فرانسه تعطيل ملی است در نشريه رسمي به اطلاع عموم رسيد.

متأسفانه در ديگر كشورها
ی اروپايی وضع بهتر از فرانسه نيست. بر اثر اعمال فشار سازمان های يهودی محلی و بين المللی و به تقليد از فرانسه، كشورهايي نظير آلمان، اتريش، بلژيك، سوئيس، اسپانيا و ليتوانی نيز قوانين مشابهی را تنظيم و تصويب كردند.

 

 

بخشی از مقاله «هولوكاست، منطقه ممنوعه محققان» در روزنامه کیهان.

نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |

سرگذشت یک مخالف هولوکاست 

موضوع: دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 16:50

:: روبر فوريسون پس از بيان عقايدش
مورد ضرب و شتم گروه‌هاي فشار صهيونيست قرار گرفت
.

روبـر فـریسـون،‎ مـورخ‎ فـرانسـوی،‎ سخنان‎ رئیس‎ جـمهـوری‎ ایـران‎ را دربـاره‎ ادعـای‎ كشتار جمعی‎‎ یهودیان‎ در جنگ‎ جهانـی دوم‎ ستود و آن‎ را حــادثــه‎‌ای‎ شـگــرف‎ و مهـم‎ در تاریخ‎ دانست‎.  این‎ استاد سابق‎ دانـشگـاه‎‎ فـرانـسـه همچنین‎‎ به‎ تشریح‎ دلایـل‎ غیـر واقعـی‎ بـودن كشتار یهودیان‎ پرداخته‎ است.

به گزارش واحد مركزی خبر، فوریسون‎‎ با رد كشتـار یهـودیـان بـه‎ دسـت‎ آلمانی‎‎‎ها طی جنگ‎ جهانـی دوم‎ افــزود: بـرای‎ اولین‎‎ بار پس‎ از پایان جنگ‎ جهـانـی‎ دوم‎ و گذشـت ‎ 60سـال‎ از آن‎ یـك‎ دولتـمـرد سیاسـی‎ كـه‎‎ از اهـمیـت‎ ویـژه‌ای‎ در جـهـان‎ سیاست‎‎ برخــوردار اسـت‌، مسـئلـه‎ كشـتـار یهودیان‎‎ را زیـر سـوال‎ برد كه‎ تا كنون هیچ‎ یك‎ از روسـای‎‎‎ جمـهـوری آمریكا و كشورهـای غربـی‎‎ حتـی واتیـكـان‎ و كاتـولیـك‎ هـا از چنین‎‎‎ شهامتی‎ برای ‎بیان ایـن مطلب‎ برخوردار نبوده‎اند.
نویسنده کتاب مشهور «اتاق‌های گاز، واقعیت یا افسانه؟» كه ‎ 76 سـال‎ ســن‎ دارد و دارای دو ملـیــت‎‎ انـگلـیسـی‎ و فـرانســوی‎ اســت، پیـشتـر استـاد دانشگاه‎‎ لیون‎ در فـرانـسـه بود، امــا در ســال ‎ 1979دولـت‎ فـرانـسـه‎ فعالیت‎‎ كـاری‎‎‎ وی را بـه‎‎ علت عقایدی كه در زمینه‎ هولوكاست‎ و كـشتـار یهـودیـان‎ دارد متوقف‎ كرد.
فوریسون‎ كه‎ در كار بازنگری‎ در تاریخ‎ نیـز فعالیت‎ دارد، می‎ گـویـد: بــر اســاس‎ ادعاهای‎ یهودیان، آلمانی‎ها در طول‎ جـنـگ‎ جهانی‎ دوم‎ و در بیـن‎ سـال‎هــای 1941 تــا 1945 به‎ قتل‎ عام‎ یهودیان‎ مبادرت‎ كردنـد و آن‎ هـــا را در اتــــاق‎ هــــای‎‎ گــــاز اردوگـاه‎هـای‎ خـود می‎كشتند و سپس‎ اجـسـاد آن‎‌ها ‌را در كوره‎های‎‎ آدم‎ سوزی می‌سوزاندند كه‎‎‎ از نظر بازنگـران‎‎ تاریخ‎ این مساله بـه طور كامـل‎ غلـط و غــیــر منـطقـی‎ و دروغ است‎.
این‎‎ تاریخ‎ شناس‎ افزود: بــازنـگــران تـاریـخ‎ دلایل‎ بسیاری‎‎ برای رد این‎ مـطلـب‎ دارند كـه‎‎‎ از آن‎‎ جـملـه ایــن كــه اگــر نـظامیــان‎‎‎ و فرماندهان آلمانی، یهودیان را به‎ كمپ‎ خود در آلمان‎ باز می‎گرداندند و سپس‎‎ می‎كشـتنـد باید پس از گـذشـت‎ سـه‎ تـا چهار سال‎ اشغالگـری‎ آلمـان‎، دیگـر هـیـچ‎ یهودی‎ وجود نداشته‎‎ باشد، در حالی‎ كه همچنان‎ تعداد زیـادی‎‎ یهـودی در روسیه، لهستان، فرانسه‎ و حتـی‎ آلمـان‎ و دیگر كشورها وجود دارد.
استاد سابق‎ دانشگاه‎‎ فرانسه همچنـیـن‎ تاكیـد می‎ كند كه‎ از نـظر علـم‎ فیـزیـك‎ و شـیمـی‎‎ نیـز ایـن‎ مسـالـه‎ منـتفـی اسـت، زیــرا یهــودیــان‎ ادعــا مـی‎كـننـد كـه‎ آلمانی‎ها عـده ‎زیـادی‎‎ از یهـود‌‌ی‌هــا را در اتاق‎ بزرگی‎ كه‎ از شكاف‎‎‌ها‌ی‎ سقـف آن، گاز سیكلون‎ كه‎‎ گازی‎ بـسیـار خـطرنـاك‎ و كشنده است،‎ منتشر می‎كردند و پـس‎ از آن‎‎ كـه‎ مطمئن می‎شدند این‎‎ افراد مرده‎اند وارد این اتـاق‎ مـی‎شــدنــد و اجســاد آن‎ هــا را بــرای‎ سـوزانـدن‎‎ در كـوره‎هـای‎‎ آدم‎سـوزی بـیـرون می‎آوردند.
وی‎‎ می‎ افزاید: سیـكلـون‎ گـازی اسـت‎ بسیار قـوی‎ كـه‎ در جسـم‎ و پـوسـت‎ انـسـان‎ نفوذ می‎كند و دارای‎ قابلیـت‎ نـفـوذ بسیار بالایی‎‎ است‎‎ به‎‎ طوری‎ كه حتی بـا دســت زدن‎ به‎ اجساد نیز این‎ گاز قابـلیـت‎ انتـقــال‎ دارد و سبب‎ مرگ‎ می‎‎شود و همین‎ طور فضـایـی كه‎‎‎ در آن‎‎ این گاز پراكنده شده باشد بـرای‎ هـر كسی‎ كه‎‎ در آن‎ وارد شود، كشنده خـواهـد بــود بـه‎ ایـن‎ تـرتیـب‎ مـی‎بـایسـت‎ خــود فـرمـانـدهـان‎‎ و نظامیان آلمانی‎ نیز كشته‎ شده‎ باشنـد.
ایـن‎‎ بازنگر تاریخ‎ همچنیـن می‎ گوید: در آن‎‎ زمـان بیمـاری‎‎هـای ویـروسـی‎ كـه‎ بـر اثر جنگ‎ ایجاد شده‎ بود مانند وبا و تیفـوس‎ زیـاد شـده‎ بـود و بـسیـاری‎ از اجســاد را بـه‎ ایــن‎ دلــیــل‎ می‎سوزاندند. اما یهودیان‎‎ ادعا می‎كنند ایـن افـراد بـه‎ دست‎ آلمانی‎‌ها ‌و نـه‎‎ بـه دلیـل‎ بیـمــاری‎ سـوزانـده‎‎ شـده‌انـد.
همچنین‎‎ در زمـان جنـگ‎ جهـانـی‎ دوم، آلمانی‎ها از یهودیان‎ در اردوگاه‎هـای‎ خـود بـه ‎‎‎عـنـوان‎ برده استفاده می‌كردند و دلیلی برای‎ كشتار آن‌ها وجود نداشت‎.
فوریسـون‎‎ در ادامـه‎ گفـت:‎ مخـالـفـان بازنـگـران‎‎ تاریخ، تاكنون نتوانستـه‎انـد دلایل‎‎ واضـح‎ و روشنی‎ برای‎ رد دلـایـل مـا بیاورند و آن‌هـا تنها از طریـق‎ تـشكـیـل‎ دادگاه، محكـومـیــت‎، شـكنـجـه و آزار و اذیت‎ با مـا بـه‎‎‎ مـبـارزه پرداخته‌اند.
وی‎‎ افزود مـن‎ بـارهـا از سـوی دولـت‎ فـرانـسـه‎‎‎ دادگاهی‎ شده‌ام‎ و مورد شـكنـجـه و آزار و اذیت‎ یهودیان‎ قـرار گـرفـتـه‎ام‎ و تمامی‎ بازنـگـران‎ تاریخ‎ كـه‎ در كشـورهـای‎ مختلف‎ غربی‎ آمریكــا، آلمـان‎، سـوئیـس، كانادا، فرانسه‎‎ و غیـره قرار دارنــد در چـنیـن‎ وضـع‎ دشـواری‎ به‎سر می‎ برند.
این‎ بازنگر تاریخ‎ در ادامـه‎ گـفـت‎: مـا حتی‎ حق‎ چاپ‎ هیچ‎ كتـاب‎ و مقـالـه‎ای‎ را نداریـم، كتاب‌های‎ ما را می‎سوزانند و حق‎ خـروج‎ از مرز كشور را نداریم‎ و در حالــی‎ كـه‎ ملـیـت‎‎ اصلی‎‎ من‎ انگلیسی است، امـا حـق‎ رفتن‎ به‎ محـل‎ تـولـد خـود و خـروج‎ از مـرز فرانسه‎‎ را ندارم‎ و رسانه‌ها نیز این‎ قضایا را پنهان‎ می‎كنند. فوریسون‎ می‎ گوید: پـس‎ از 13 ژوئیـه‎ ســال‎ 1990 قانون‎‎ ویژه‎‎ای‎ در پارلمـان فـرانســه بر ضد تاریخ‎ نگاران‎ تصویب‎ شــد كــه‎ بــر اسـاس‎ آن‎‎‎ تاریـخ‎ نگـاران حـق‎ بـیـان افكار خـود را نـدارنـد و در صـورت‎ ابـراز عقیده‎‎، به یك‎‎ مـاه تـا یـك سـال‎ حـبـس‎ و همچنین‎ جریمه‎ نقدی‎ محكوم‎ خواهند شد.
فوریسون‎ بیانات‎ اخیر رئیس‎ جمـهــوری‎ ایــران‎‎ را بـرای‎ بــازنگــران تــاریــخ‎ بسیار دلگرم‎ كننده‎‎ و امیدواركننده دانســت‎ و از روشـنفـكـران‎‎‎ جهان عـرب‎ و مـسلـمـان خواسـت‎‎ تـا شجـاعـانـه‎‎ هولوكـاسـت را كـه یـك‎ دروغ تـاریخـی‎‎ اسـت‎ و بهـانـه‎ اصـلـی اسرائیل‎ است،‎ محكوم‎ كنند.
این‎‎ بازنگر تاریخ‎ در پایــان گـفــت:‎ كشـتـار یهودیان‎ در طول‎ جنـگ‎ جهـانـی‎ دوم‎ همانطور كـه‎‎‎ آقای‎‎ احمدی نژاد به آن‎ اشاره كرد بهانه‎‎‎ای‎ است‎ تا یهودیان‎ به خود اجازه دهند تا حقوق‎ دیگران‎ را نادیده‎ بگیرنـد و حاكمیت‎‎‎ ملت‌هـا را تحـت سلـطه‎ خـود قـرار دهند.
در فــوریــه‎ ســال ‎ ،2005پـــس‎ از مصاحبـه ‎‎شـبكـه سحر با فـوریسـون‎، شـورای‎ صوتـی‎ و تصـویـری‎ دولت‎‎ فرانسه‎ تا مدت‌هـا از پخش‎ برنامه‎‎هـای‎ شبكـه سحــر از طریــق‎ مـاهــواره‎ هــات‎ بــرد جلـوگیـری‎ كـرد و فوریسون‎‎ نیز به‎ سبـب‎ بیــان عقـایـد خـود در این‎‎ بـرنـامـه، بعد از چندی به ۵سال حبس محکوم شد. 
فوریسون‎‎ در میان فرانسویـانــی‎ كــه‎ عقـایــد بـازنگـری‎ دارنـد، از جـایـگـاه‎ ویژه‎ای‎ برخوردار است‎

 

نوشته شده توسط zeus | لینک ثابت |

مونظر یکی از موافقان هولوکاست 

موضوع: یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 20:59

مطمئنا برای بررسی دقیق مساله هولوکاست  باید با نظرات موافقان آن نیز آشنا شد. متن زیر خلاصه مقاله ای از محمدرضا نیکفر با عنوان «دو جنبه انکار هولوکاست» است. این مقاله در تایید هولوکاست نوشته شده و نویسنده آن هولوکاست را یک واقعیت تاریخی می داند.  : 

هولوکاست واژه‌ای است یونانی به معنای همه‌سوزانی، قربانی کردنِ همگان در آتش. این فاجعه کشتارِ شش میلیون یهودی به دستِ رژیمِ نژادپرستِ تمامیت‌گرای آلمانِ نازی به رهبریِ آدولف هیتلر است. کسانِ بسیار دیگری نیز همراه با یهودیان به قتل رسیدند: کمونیست‌ها و سوسیال‌دموکرات‌ها، کاتولیک‌ها، کولی‌ها، همجنس‌گرایان، معلولان و آدمیانی از هر آن گروه که نازیها به دلیلِ سیاسی دشمن یا به دلیلِ نژادی پستشان می‌شمردند.

در موردِ هولوکاست از این منابعِ دستِ اول خبر داریم: گزارشهای نجات‌یافتگان از اردوگاههای مرگ که نزدیک به ۵۰ هزار نفر بوده‌اند، گزارشهای دیگر بازماندگان، هزاران سندِ مکتوبی که رژیم فرصت از بین بردنشان را نیافت، انبوهی از جسدهای به جا مانده در اردوگاههاو... .

 هیچ جنایتی در طولِ تاریخ همانندِ هولوکاست با دقت و ریزبینی بررسی نشده است.هولوکاست را نه یک گروهِ شوریده ‌سر، بلکه یک دستگاهِ دیوانیِ عظیم پیش برده است، دستگاهی که همه چیز را با دقت وامی‌رسیده و با حوصله ثبت می‌کرده است.

هولوکاست اوجِ کینه‌ورزی به یهودیان است. زمینه‌سازِ آن یهودستیزیِ شکل‌گرفته در طولِ تاریخ است.

در موردِ زمینه‌های بروزِ هولوکاست می‌توان بسیار نوشت. می‌توان مجموعه‌ای از عاملهای دینی و غیرِ دینی، کهن و جدید، فکری و اجتماعی، و اقتصادی و سیاسی را برشمرد که هولوکاست را باعث شدند. با این کار می‌توان نشان داد که طبیعی بود حادثه‌ها چه جهتی بیابند، اما نمی‌توان بر این مبنا همه چیز را توضیح‌پذیر پنداشت. عنصری وجود دارد که از فهمِ انسانی فراتر می‌رود، عنصری که در جریانِ پویش عاملها و ترکیبِ فاجعه‌آمیز آنها ایجاد شده و با هیچ تحلیلی نمی‌توان بدان رسید.

با وجودِ کنکاشهای فراوان از زاویه‌های گوناگون، هنوز بابِ پژوهش در موردِ هولوکاست باز است، نه فقط در زمینه‌ی تفسیرِ داده‌ها، که کاری است همیشگی و هیچ نسلی و دورانی بی‌نیاز از پرداختن به آن نخواهد بود، بلکه در زمینه‌ی کشفِ داده‌های تازه و پردازشِ دقیقترِ داده‌های پیشین. بحث میانِ کاردانانِ علومِ انسانی در موردِ هولوکاست همواره گرم بوده است. در عرصه‌ی بحث میان آنانی که حیثیتِ برشناخته‌ی علمی دارند، در دانشگاههای معتبر تدریس می‌کنند و مقاله‌هایشان در نشریه‌های معتبر و کتابهایشان توسطِ انتشاراتی‌های معتبر چاپ می‌شوند، هیچ سخنی از انکارِ واقعیتِ هولوکاست در میان نیست.

انکار دو جنبه دارد: جنبه‌ای از آن به نفسِ موضوع مربوط می‌شود و جنبه‌ی دیگر به آگاهی و اراده‌ای که در برخورد با موضوع برای ممانعت از تکرار آن شکل گرفته است.. جنبه‌ی نخستِ انکار، نادیده گرفتنِ فاجعه‌ای است که نه فقط گسستی تمدنی، بلکه گسستی در انسانیت است.جنبه دوم این است که با انکارِ واقعیتِ هولوکاست، ذهنِ خود را به روی اندیشه‌هایی می‌بندیم که با تأمل بر این فاجعه برآن‌اند مانعِ تکرارِ آن شوند.

 متاسفانه کسانی که خود می‌بایست به آموزه‌ی اخلاقیِ برخاسته از اندیشه درباره‌ی هولوکاست وفاداریِ نمونه‌واری نشان دهند، به شکلی خشن آن را نقض کردند. جریانهای افراطی در میانِ یهودیان دست بالا را گرفتند و به فلسطینیان جنگ و آوارگی تحمیل کردند و گروه بزرگی از فلسطینیان سرزمین خود را از دست دادند.


 برای دریافت کامل این مقاله به صورت pdf اینجا را کلیک کنید

نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |

مروری بر جنایات صیهونیست ها 

موضوع: پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 22:27

 
شبه نظامیان صهیونیست در طول سال‌های گذشته صدها اقدام غیر قانونی علیه «دشمنان» واقعی یا فرضی خود انجام داده‌اند از جمله خرابكاری، آزار و اذیت و تهدیدات تلفنی. در زیر شما با چند نمونه از این جنایات به طور مفصل تر آشنا خواهید شد. در بسیاری از موارد زیر نقش JDL به طور قطع و یقین اثبات شده اما در همه موارد نمی توان این گروه را دخیل دانست.

***در 26 ژانویه سال 1972 یك گروه JDL ، دفاتر آژانس مبادلات فرهنگی آمریكا و شوروی در نیویورك را بمب‌گذاری كردند كه در آن یك منشی 27 ساله (كه اتفاقاً یهودی بود) كشته شد و 13 نفر نیز زخمی شدند. یكی از عاملان این بمب‌گذاری به نام شلدون سیگل به پلیس گفت كه وی بمب را ساخته است. وی نام دیگر عاملان جنایت را نیز فاش كرد. چند سال بعد، كاهان اقرار كرد كه JDL مسئول این جنایت بوده است. با وجود این، ‌پرونده JDL در این حادثه در نهایت به دلایل فنی مختومه اعلام شد.

***در ماه می 1972، ده تبهكار وابسته به JDL وارد كنسولگری اتریش در واشینگتون شدند و كارل گروبر، ‌سفیر اتریش در آمریكا و دربان ساختمان را مضروب كردند.

***در ماه می 1974، اعضای JDL با یك لوله فلزی به یكی از فعالان جامعه اعراب آمریكا كه دكتر محمد مهدی نام داشت؛ ‌حمله‌ور شدند كه منجر به شكستگی استخوان كمر وی شد. یك سال طول كشید تا پلیس فردی را بازداشت كرد كه وی در تلویزیون ظاهر شد و با افتخار از عمل خود یاد كرد. اندكی بعد، دفاتر دكتر مهدی در مانهاتان و در اثر حریق های عمدی تقریباً به طور كامل ویران شدند.

***در 21 فوریه 1975 ، یك دادگاه فدرال كاهان را به دلیل نقض اصول آزادی تعلیقی در دوران محكومیت و ساخت بمب آتش‌زا در سال 1971، مجرم و گناهكار شناخت .

وی از ساخت بمب، دینامیت یا دیگر تسلیحات و اقدامات خشونت‌آمیز منع شده بود. قاضی با استناد به نامه‌ای كه كاهان در آن از طرفداران خود خواسته بود تا دیپلمات‌های عرب و روس را ترور كنند، وی را به یك سال زندان محكوم كرد. كاهان 8 ماه از این محكومیت را در خانه‌ای در جاده مانهاتان سپری كرد و مجاز بود تا هر روز برای صرف غذا به رستوران‌های «كوشر» برود. وی از این دوران حبس برای اداره و اجرای امور تجاری JDL استفاده كرد.

***در سال 1975 ،‌دیوید كامایكو، یك عضو 21 ساله JDL ،‌یك بالگرد غیرنظامی را در نیویورك ربود و در ازاء آن با هدف خرید اسلحه برای JDL دو میلیون دلار پول درخواست كرد. وی پیش از دستیگری ، خلبان را هدف قرار داد.

***در سال 1978 ژوزف شاكتر، رهبر JDL در كانادا، ‌منزل دونالد آندروز فعال راستگرا را بمب‌گذاری كرد.

***در 11 آوریل 1982، آلن گودمن با یك اسلحه خودكار به طرف مسجدی در اورشلیم آتش گشود كه دو فلسطینی كشته شدند. وی بعد از ورود به مسجد دوباره اقدام به تیراندازی كرد كه چند نفر دیگر مجروح شدند. گودمن كه اهل بالتیمور ایالت مریلند بود، ‌آموزش های شبه نظامی را در اردوگاه جِدِل متعلق به JDL در نیویورك فرا گرفته بود. كاهان در مصاحبه‌ای پیرامون این جنایت گفت : «او هیچ كار اشتباهی انجام نداد. كار او كاملاً صحیح بود.»

***در سال 1987، سه عضو JDL به خاطر دخالت در حداقل شش رشته حملات بمب‌گذاری در نیویورك بین سال‌های 1984 تا 1987 بازداشت شدند. متهمان جی‌كوهن، شارون كاتز و ویكتور وانسیر رییس JDL در نیویورك بودند. وی بعد از اقرار به نقش خود در این بمب‌گذاری در اكتبر 1987 به ده سال زندان محكوم شد. موری یانگ دیگر عضو JDL نیز به 5 سال زندان محكوم شد.

***مسؤولان FBI معتقدند كه JDL پشت پرده انفجار بمب در اواسط اوت 1985 قرار دارد كه طی آن شریم سوبزوكف در پترسون ایالت نیوجرسی به قتل رسید. همچنین پلیس این گروه را مسئول حمله‌ای مشابه در اوایل سپتامبر 1985 می‌داند كه علیه المارس اسپروجیس در برنت وود ایالت نیویورك صورت گرفت . هر دو به ناحق متهم به ارتكاب جنایات جنگی بودند.

***در ژانویه 1991، كورت هابر كه در روزنامه‌ها به عنوان بازمانده نسل‌كشی یهودیان معرفی شده بود؛ متهم به تهدید كمیته ضد تبعیض نژادی اعراب آمریكا شد.


***شاید مهم‌ترین جنایت JDL كه در سطح وسیع انتشار یافت قتل آلكس اوده، مدیر منطقه‌ای كمیته ضد تبعیض نژادی اعراب آمریكا در مناطق ساحلی غربی در 11 اكتبر 1985 بود. اوده هنگام ورود به دفتر كار خود در سانتاآنای كالیفرنیای شمالی با انفجار بمب به قتل رسید.

نوشته شده توسط Arkilus | لینک ثابت |

اتحادیه دفاع یهود 

موضوع: پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 22:24

  مهم ترین تشكل غیردولتی و تروریستی صهیونیست، «اتحادیه دفاع یهود» نام دارد كه فعالیت‌های جنایی وسیعی .را صورت داده است این اتحادیه در سال 1968 توسط «خاخام میركاهان» بنیان نهاده شد
مارتین دیویدكاهان در سال 1932 در بروكلین نیویورك متولد شد. وی پسر ارشد یك خاخام ارتدوكس و عضو جنبش اصلاح طلبانه «زئویابوتینسكی» افراطی صهیونیست بود. یابوتینسكی و دیگر سران این جنبش هنگامی كه مارتین (میر) یك پسر بچه بود، فعالیت های خود را در منزل كاهان صورت می‌دادند. كاهان در جوانی به عضویت جنبش «بتار» كه یك جنبش سلطه‌طلب یهودی بود درآمد. این جنبش در سال 1925 به دست یابوتینسكی بنیان نهاده شد. وی اولین بار در سال 1947 در سن 15 سالگی به خاطر رهبری گروهی از جوانان «بتار» در حمله به ارنست بوین وزیر خارجه بریتانیا بازداشت شد.
دو تن از فعال ترین پیروان یابوتینسكی كه به ریاست گروه‌های ترور صهیونیستی درآمده و از این راه به سوء شهرت رسیده بودند، بعدها به سمت نخست‌وزیری اسراییل رسیدند. «مناخیم بگین» كه زمانی ریاست گروه ایرگان را به عهده داشت و «اسحاق شامیر» كه رییس گروه Lehi (گروه Stern) بود. برای مثال شامیر نقش مهمی در قتل لرد موین فرستاده‌ی خاورمیانه ای بریتانیا در نوامبر 1944 و توطئه قتل كنت فولكه برنادوت، میانجی سوئدی صلح سازمان ملل در سپتامبر 1948 داشت.
كاهان برای مدتی در دهه 1960 زندگی مخفی در پیش گرفت. وی تحت نام «میخاییل كینگ» زندگی و كار می‌كرد و این هویت را حتی از همسرش مخفی نگه می‌داشت. وی طی این دوره برای CIA و FBI كار می‌كرد. او به عنوان عضو FBI در حزب راستگرای جان بیرچ و همین طور در بعضی گروه های دانشجویی چپگرا به جاسوسی پرداخت. كاهان با هویت میخاییل كینگ و ظاهری غیر یهودی، با بعضی از زنان جوان كه از میكده‌های نیویورك انتخاب می‌كرد رابطه داشت. یكی از این زنان گلوریا جین دی آرجینو نام داشت كه 22 ساله غیر یهودی بود و با نام «استله ایوانز» كار می‌كرد. آنها بعد از آشنایی در سال 1966 سریعاً با هم صمیمی شدند. كاهان كه هرگز هویت واقعی خویش را فاش نكرد، بعدها به وی پیشنهاد ازدواج داد. چند هفته بعد كه روابط آنها به هم خورد، گلوریا با انداختن خود در رودخانه ایست ریور اقدام به خودكشی كرد وبعداز دو روز (همزمان با جشن 34 سالگی كاهان) فوت كرد.
زندگی كاهان در سال 1968 یعنی هنگامی كه او با چند تن از هم دانشگاهی‌های خود «اتحادیه دفاع یهود» را تاسیس كرد، دچار تحولات چشمگیری شد. این اتحادیه با شمشیرهای آخته و شعارهای تحریك كننده به سرعت توانست توجه رسانه‌های جمعی را به خود جلب كند. وی از احساسات فزاینده ضد سیاهان در میان یهودیان منطقه نیویورك سوء استفاده می‌كرد. وی و سازمان جدیدش پشتیبانی و كمك قابل ملاحظه ای از سوی دو متحد قدرتمند یعنی حزب راستگرای «هروت» اسراییل و مافیای نیویورك دریافت كردند.
اتحادیه دفاع یهود بین دسامبر 1969 و اوت 1972 - با حمایت قابل ملاحظه ای از سوی حزب هروت اسراییل به رهبری مناخیم بگین، افسران ارشد سرویس مخفی موساد و بعضی تجار ثروتمند و یهودی آمریكایی - حملات متعددی علیه دیپلمات‌های شوروی و دیگر اهداف این كشور در ایالات متحده صورت داد. هدف اتحادیه ابراز توجه و لطف و ترحم به یهودیان شوروی و تخریب روابط آمریكا و شوروی سابق بود.
كاهان و تعدادی از اعضای اتحادیه در 12 ماه می 1971 به اتهام تهیه مواد منفجره از سوی پلیس فدرال بازداشت شدند. وی یك روز بعد به همكاری با یك گروه تحت فرمان ژوزف كلمبو كه رییس «سندیكای جنایی كلمبو» بود و سابقه قتل نیز داشت اعتراف كرد. یاییر كولتر روزنامه نگار اسراییلی در زندگینامه كاهان به عنوان بنیانگذار JDL می‌نویسد: «كاهان كمك‌های قابل ملاحظه‌ای از مافیای نیویورك دریافت نموده است.» روابط بین كاهان و رییس مافیای نیویورك تا زمان قتل كلمبو در سال 1971 بسیار گرم و نزدیك بود و این دو به عنوان رییس گروه‌های جنایی در كنار هم به فعالیت مشغول بودند.
به ادعای كاهان وی در مجموع سه سال به خاطر فعالیت‌های مسلحانه، در زندان‌های آمریكا به سر برده است.
كاهان در اوایل دهه 1970 ، JDL را تعطیل و به اسراییل نقل مكان كرد. وی به عنوان رهبر JDL و بر اساس سوء شهرتی كه در سطح بین‌المللی به دست آورده بود در سال 1976 حزب رادیكال كاچ را بنا نهاد. وی در سال 1984 به عنوان تنها نامزد حزب خود توانست به كنست (پارلمان اسراییل) راه یابد. در همین زمان شعبه JDL در نیویورك از هم پاشید و گروه‌های انشعابی با نام‌هایی چون «اقدام مستقیم یهود» ، «شبكه متحد زیرزمینی یهود»، «سرزمینمان اسراییل را نجات دهیم» و «مدافعان یهود» ظاهر شدند.
كاهان در 5 نوامبر 1990 و به هنگام ایراد سخنرانی برای حامیان خود در هتلی در مركز مانهاتان نیویورك ترور شد.

نوشته شده توسط Arkilus | لینک ثابت |

پیام 

موضوع: پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 19:9

تقارن ايام الله دهه ي فجروماه محرم( ماه مردانگي وايثار) گرامي باد . 

نوشته شده توسط zeus | لینک ثابت |

عدهای از منتقدین هولوکاست(بخش دوم)  

موضوع: سه شنبه دهم بهمن 1385 16:22

1.روژه گارودی :
روژه گارود
ی فيلسوف، اديب، شاعر، هنرشناس و مرد سياست است. در17 ژوئيه سال 1917 در مارسی

گارودیفرانسه متولد شد. دكترای ادبيات را از سوربن (1952) و دكترای علوم را از آكادمی علوم شوروی (1954) اخذ كرد. در طول زندگی خود همواره مبارز راه آزادی و جستجوگر حقيقت بوده است. در مبارزه با فاشيسم هيتلری شركت كرد و از 1940 تا 1943 در اردوگاه اسرای جنگی زندانی شد.... او سالهاي 1945 تا 1958 را در نمايندگی مجلس عوام فرانسه و 1959 تا 1926 را در نمايندگی مجلس سنا گذراند. در سال 1970 از حزب كمونيست استعفا داد و چندی بعد پس از انتشار چندين كتاب درباره حقايق والا و جهان شمول اسلام، در سال 1981 به اسلام گرويد و از آن پس، علی رغم حمله ها و دشمنی ها، ديدگاه های خويش را از اسلام و قرآن مطرح و موج بزرگي از پيش داوری زدايی در اذهان غربی ها ايجاد كرد. اين فيلسوف مسلمان كتاب های زيادی در حوزه های مختلف تأليف كرده است كه از جمله معروف ترين آنها كه او را به دادگاه فرانسه كشاند، كتاب «اسطوره های بنيانگذار سياست اسرائيل» بود.
البته دو بخش از كتاب حسّاسيت بيشتر
ی ايجاد كرد كه گويا موارد اتهام
او در دادگاه همين دو بخش بودند:
 در مورد اوّل و
ی در صلاحيّت دادگاه جنايتكاران جنگی جنگ جهانی دوم شک كرده و با بيان دلايل مختلف به ردّ آن پرداخته است. در بخش بعدی رقم شش ميليون قرباني يهودی در اتاق های گاز را با شواهد و دلايل رد می كند.

انتشار اين كتاب در فرانسه با واكنش شديد محافل صهيونيست
ی روبرو شد. تقريباً تمام احزاب و گروه ها و اشخاصي كه طي 50  سال گذشته تحت نفوذ تبليغات و اسطوره سازی های صهيونيستي قرار داشتند، اين كتاب و نويسنده آن را طرد و لعن كردند و بدين ترتيب، در فرانسه نوعي تحريم نانوشته بر آن اعمال شد تا آنجا كه امروزه به سختی می توان يك نسخه آن را از كتاب فروشی های رسمی يا صاحب نام به دست آورد. خود روژه گارودی در بخشهايی ازاین کتاب خود
مي گويد:
«در برابر تاريخ دانان منتقد، هيچ گونه ردّيه و يا بحث علم
ی ناقضی قرار داده نشد؛ تنها در بهترين حالت با سكوت و در بدترين حالت با فشار و آزار روبرو شدند....»

2.پل رازينيه :
رازينيه، در زمان جنگ جهان
ی دوم از اعضای جنبش مقاومت فرانسه بود كه به وسيله گشتاپو دستگير و به اردوگاه «بوخنوالد» اعزام شد و تاپايان جنگ در اردوگاههای مختلف نازی زندانی بود.
پس از جنگ، وي عالی
ترين نشان مقاومت را از دولت فرانسه دريافت كرد و سپس به عرصه تحقيقات تاريخی روي آورد، در زمين جنگ دوم جهانی به تحقيق و انتشار كتاب پرداخت و از جمله به ترسيم وضع اسفناك اردوگاههای جنگي نازی
دست زد.
پل رازينيه به تدريج در جريان تحقيق
اتش به نظراتی رسيد كه تصوير رسمی را كاملاً نفی می كرد. او اعلام كرد كه اولاً، افسانه ی اتاق های گاز برای كشتار زندانيان ـ اعم از يهودی و غير يهودی ـ مطلقاً صحت ندارد. ثانياً، در دوران جنگ هيچ سياستی از سوی آلمان براي كشتار جمعی يهوديان اروپا وجود نداشته است. ثالثاً، يهوديان كشته شده در دوران جنگ بين ۹۰۰ هزار تا 5/1 ميليون نفر هستند، نه 6 ميليون نفر و اين افراد مانند ديگران در جريان جنگ در اثر بيماريهای مسری
به ويژه تيفوس از بين رفته اند.
معمولاً از پل رازينيه به عنوان بنيانگذار مكتب «تجديد نظرطلب
ی
» ياد مي كنند..
۳.ديويد ايروينگ :

يكی از دانشمندانی كه در اصل وقوع هولوكاست شک كرده است، تاريخ نويس نامدار «ديويد ايروينگ» است دیوید ایروینگكه تقريباً هيچ يك از كتابخانه های دنيا نيست كه كتاب های او را در خود نگنجانده باشد. او سی جلد كتاب دربار جنگ جهانی دوم نوشته و در دوازده كشور مهم غربی منتشر كرده است. كتاب هاي او را بسياري از ناشران معتبر اروپا چاپ كرده اند. همچنين او به عنوان پژوهشگر در آرشيو دولت آلمان به مدّت سی سال و در آرشيو ملی آمريكا و دفتر اسناد عمومي انگلستان و آرشيو حكومت استراليا، فرانسه، ايتاليا و كانادا و حتّی در آرشيو سرّی دولت اتحاد جماهير شوروی سابق مشغول كار و تحقيق بوده و نخستين تاريخ نويسی است كه درستی «خاطرات روزانه هيتلر» را كه در سراسر جهان منتشر شده بود، زير سؤال برد.
او در ميان پژوهشها و مطالعات فراوانش پرده از اسنادی برداشته است كه برخی يا بيشتر سخنان مدعيان هولوكاست را زير سؤال برده است. از جمله هنگامی كه وی در آلمان به سر می برد، به اعترافات مسئول امنيتی موزه آشويتس، دكتر «فانسيزيك باير» كه بر روی نوار ويدئويی ضبط شده بود، دسترسی پيدا كرد و از آن نسخه ای برداشت. در آن نوار باير اعتراف كرده بود كه اتاقك های گاز و همچنين تأسيساتی كه در طول چهل سال به نمايشي عمومی گذاشته شده بود و حدود چهل ميليون نفر از سراسر دنيا ازآن بازديد كرده بودند، محلي برای مسموم كردن يهوديان يا سوزاندن آنها نبوده است. زيرا كسان
ی كه اين تأسيسات و دستگاهها را ساخته بودند همان كمونيست هاي لهستان پس از جنگ بوده اند.
به مجرد بر ملا شدن اعترافات باير توسط ديويد ايروينگ، دولت آلمان
وی را به لكه دار كردن و بدنام كردن ياد و خاطره كشته شدگان متهم كرد. وي همچنين به پرداخت سی هزار مارك محكوم و از ادامه فعاليت در آرشيو دولتي آلمان، با وجود فعاليت هاي سی ساله اش، محروم شد. هم اكنون دولت آلمان وی را از ورود به كشور منع و بالتبع دولتهاي فرانسه، اتريش، ايتاليا، آفريقای جنوبی، استراليا، كانادا و ديگر دولتها از ورود او به كشورهايشان به سبب درخواست يهوديان امتناع مي كنند. ايروينگ همچنين مورد ضرب و شتم بدني نيز قرار گرفت و در كانادا بنا به درخواست مركز سايمون و پسينتال، بازداشت و دست بسته از كشور اخراج شد.


نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |

عده ای از منتقدین هولوکاست 

موضوع: چهارشنبه چهارم بهمن 1385 20:23

۱.فردريك توبن :
دکتر "فردريك توبن" کارشناس استرالیائی، دکترای فلسفه و مدیر موسسه آدلاید در استرالیا يكی از توبنمنتقدين هولوكاست قلمداد مي شود كه به جرم زير سؤال بردن كشتار جمعي يهوديان به وسيله اتاقهای گاز، زندانی هم شده است.
وی در تحليل هولوكاست مي گويد:
«هولوكاست بر سه ادعا كه شامل ادعای كشتار سيستماتيك يهوديان از سوي آلمان هيتلری، اتاق های گاز و قتل عام 6 ميليون يهودی استوار است كه هيچ كدام صحت ندارد. اقدامات هيتلر مشخصاً نه در جهت كشتار سيستماتيك بلكه در راستای انتقال يهوديان با همدستي صهيونيست ها بود و آنان كمك كردند تا يهوديان آلمان به همراه دارائی هايشان به فلسطين اشغالي منتقل شوند

توبن تأكيد مي كند:
«هولوكاست يك دروغ است و واكنش هيستريك برخی مقامات سياسی جهان به مخالفت با آن نشان مي دهد كه صهيونيست ها بر اين افراد و دولت ها، نفوذ زيادی دارند. اين پديده در كشورهای اروپايی تبديل به مذهب شده است، در اروپا می توان به حضرت مسيح(ع) و مريم مقدس افترا بست اما نمی توان از يهوديان و هولوكاست انتقاد كرد.»

۲.ارنو.ج.ماير :
پروفسور «ارنو.ج.ماير» از دانشگاه برنستون در كتابش «چرا آلمان تيره و تار نشد؟ آخرين راه حل در تاريخ» به وجود پرسشهایگوناگونی پيرامون هولوكاست اشاره مي كند. «ماير» كه خود يك يهودی است، می گويد:
«پرسش هايم هم چنان پابرجاست. تعداد يهوديانی كه از سال 1942 تا 1945 در آشويتس و ديگر اردوگاهها با مرگ طبيعی از دنيا رفته اند، از يهوديانی كه با مرگ غير طبيعی و از راه های مختلف كشته شده اند بيشتر است. هم اكنون منابع بررسی اتاق های گاز، كم و غير مطمئن است. بيشتر آن چه به عنوان حقايق تا كنون پذيرفته شده، بر اساس اعترافات مسئولان نازی، مجريان محاكمه های پس از جنگ و خاطرات كسانی است كه از اين اردوگاه ها نجات يافته يا آزاد شده اند. بنابراين، شهادت ها بايد با دقت بررسی شود، زيرا ممكن است انگيزه های شخصی متفاوت و پيچيده ای در اين گونه ادعاها تأثير داشته باشد.»
۳.پل فرام :
وی كه خود يكی از منتقدين هولوكاست می باشد و بهای اين انتقاد را نيز پرداخته است، در مصاحبه با خبرگزاری «مهر» مي گويد:
«زير سؤال بردن هولوكاست، مزايا و موضع قدرتمند صهيونيست ها را كه در بسياری از كشورهاي غربی از آن برخوردارند، قطع خواهد كرد. بنابراين هر كسي در اين باره بحث كند و يا ابعادي از داستان هولوكاست را زير سؤال ببرد، بايد ساكت شود.... يهوديان برخوردهاي خشني با تجديد نظر طلبان دارند، آنان باعث شدند تا من از مؤسسّه و هيأت آموزشی «پيل» كه در آن كار مي كردم اخراج شوم و دليل آن هم اين بود كه از حق آزادی بيان افرادی از جمله «دوكالينز»، قهرمان جنگ و روزنامه نگار انگليسي، كه برخی از ابعاد داستان هولوكاست را در فيلم تبليغاتی «فهرست شيندلر» متعلّق به «استيون اسپيلبرگ» زير سؤال برده بود، دفاع كرده بودم.»

۴.روبرت فوريسون :
پروفسور روبرت فوريسون در سال 1929 در فرانسه به دنيا آمد. او تحصيلات تكميلی خود را در دانشگاه فوریسونسوربن پاريس گذراند و از سال 1974 تا 19۷9 استاد دانشگاه ليون فرانسه بوده است. فوريسون متخصص و كارشناس عالی رتبه بررسی، ارزيابی و شناخت اسناد و مدارك تاريخی است. او پس از سالها مطالعه، بررسی و تحقيق بر روی اسناد جنگ جهانی دوم، در مراكز و مؤسسه های بزرگ مطالعاتی و پژوهشی، به اين نتیجه رسید كه مسأله اتاق های كشتار با گاز و قتل عام يهودی ها (هولوكاست) غیرواقعی است. به عقيد فوريسون اين موضوع از سوی بعضی مجامع و سازمانهای يهودی و كانون های صهيونيستی، با اغراض كاملاً سياسی و اقتصادی ساخته و پرداخته شده است.
فوريسون كه پس از تحقيقات فراوان با نگارش مقالاتی در نشريه لوموند به نقد اسناد مورد استفاده مدعيان هولوكاست پرداخت. اين كار موجب اعتراض مخالفين شد و انتقادها در همان نشريه مطرح شدند. وی نيز آنها را پاسخ داد اما نشریه از انتشار آن خودداری کرد.

عدم امكان انتشار مقالات و پاسخهای فوريسون، وی را به جمع آوري مقالات و پاسخها در قالب كتابی با عنوان «اتاق هاي گاز در جنگ جهانی دوم؛ واقعيت يا افسانه؟» ترغیب کرد. اصل محتوای كتاب را مقالات فوريسون در نشريه لوموند و انتقادهای مخالفان و سپس پاسخهای وی به اين انتقادها، تشكيل می دهد.فوریسون پس از انتشار اولين سری از کتاب، مورد حمله گروههای يهودي در فرانسه قرار گرفت به طوری که حتی مورد ضرب و شتم نیز قرار گرفت.

نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |

آیا زیکلون ب می تواند برای کشتارهای گروهی به کار رود؟  

موضوع: چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 17:57

زیکلون ب نوعی گاز است که از اسید پروسیک متبلور(هیدروسیانید اسید ) حاصل می شود . این گاز توسط فریتز هاربر برای کشتن حشرات اختراع شد. زیکلون ب ماده ای بسیار سمی است که می تواند باعث مرگ انسان شود.

قوطی های  خالی گاز زیکلون ب

 اولین بار در جنگ جهانی اول این گاز توسط سازمان کنترل آفات آلمان برای نابودی شپش تولید شد.در جنگ جهانی دوم به دلیل شیوع بیماری تیفوس از این گاز برای شپش زدایی و ضدعفونی در اردوگاه ها استفاده می شد.موافقان هولوکاست معتقدند که دولت نازی از این گاز برای کشتن یهودیان نیز استفاده کرده است. طبق ادعای این دسته از مورخان ابتدا یهودیان را به اتاقهایی می بردند و سپس با انتشار گاز در این اتاقها آنها را می کشتند. پس از این مرحله اجساد را در کوره های بزرگی می سوزاندند و خاکسترشان را دفن می کردند. مورخان معتقدند که یهودیان به بهانه حمام به این اتاقها منتقل می شدند و آنها از سرنوشتی که در انتظارشان بود اطلاعی نداشتند.

انکارکنندگان هولوکاست(تجدید نظر طلبان)

برای رد این نظریه دلایل زیر را مطرح  می کنند:

۱. در حالی که آلمانها گاز اعصاب سارین را اختراع کرده بودند(که بسیار موثرتر از زیکلون ب است)دلیلی نداشت که از این گاز استفاده کنند.

۲. انتشار این گاز حدود ۲تا ۳ ساعت طول می کشد (در هوای سرد لهستان از این هم بیشتر طول می کشد). در حالی که در تمام مدارک صحبت از مرگ آنی شده است.

۳ . این گاز باعث تولید رسوب سختی از ترکیبات سیانید می شود(پروشن آبی) که قاعدتا باید بر روی دیوارها به جا بماند. محققان میزان این رسوب را در اتاقهایی که در آن از زیکلون ب برای ضدعفونی لباسها و پتوها استفاده می شدبا اتاقهای معروف به مرگ، مقایسه کردند.روی دیوارهای اتافهی ضدعفونی غلظت این رسوب ۱۳۵۰۰ قسمت در یک میلیون بوده است. در حالی که در اتاقهای مرگ تنها ۲ قسمت در میلیون بوده، که تقریبا برابرمقدار عادی آن در ساختمانهای دیگر کمپ است .

نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |

همایش هولوکاست به نقل از وبلاگ http://www.naqdfilm.blogfa.com  

موضوع: جمعه بیست و دوم دی 1385 15:10

تيسير بوشه:جنگ جهاني دوم براي ساختن دولت صهيونيسم ايجاد شد. محقق اردني هولوكاست با بيان اين كه عرب و يهود داراي يك جد مشترك (سام) هستند، خاطرنشان كرد:‌ ولي يهوديان براي اين كه خود را تنها بازماندگان سام بدانند، عرب را غيرسامي معرفي كرده‌اند تا جايي كه جهانيان نيز سام را جد يهود مي‌دانند .
دکتر فردريک توبن با بيان اين كه در سالهاي 1997 و 1999 در اين منطقه حضور يافته تصريح كرد:در اين پژوهش ميداني، متوجه شدم كه با توجه به امكانات موجود، اعداد و ارقام قربانيان در مدت زمان مذكور به هيچ وجه با واقعيت سازگار نيست، بلكه اگر حادثه‌‌اي هم اتفاق افتاده فقط براي 2007 نفر بوده است نه شش میلیون نفر...! ارقام مربوط به مهاجرت يهوديان نيز با واقعيت سازگار نيست،تنها يك مسير راه آهن براي انتقال آنها وجود داشته كه به هيچ وجه توان انتقال اين تعداد را نداشته است
تابلوي شش ميليون کشته شده که در بيرون اردوگاه آشويتس درلهستان نصب شده بود توسط خودشان از آنجا برداشته شده و رقم کمتري بر روي آن نوشته شده است .
ديويد هوك استاد آمريكايي دانشگاه اوكراين: افراطي‌هاي صهيونيست‌ آمريكا را دچار مشكل كرده‌اند. من يك آمريكايي هستم و آمريكا را دوست دارم و از اين كه افراطي‌هاي صهيونيست‌ آمريكا را دچار مشكل كرده‌اند احساس نگراني مي‌كنم. بسياري از افرادي كه در اين همايش حضور دارند قبلاً به خاطر سؤال در مورد هولوكاست به زندان افتاده‌اند، يكي از حضار اين جلسه دكتر روبرت فوريسون كسي است كه به زندان افتاده، حتي روي وي اسيد ريخته‌اند و استخوان‌هاي دنده او را شكسته‌اند. وي در ادامه از حضار خواست براي روبرت فوريسون قيام كنند .
ورونيكا كلارك محقق آمريكايي تاريخ اروپا : بر خلاف تصور رايج هيتلر رابطه خوبي با يهوديان داشته است. امروز بيش از يك ميليون نفر يهودي باقيمانده از جنگ جهاني دوم بايد از خودشان متنفر باشند چرا كه به هموطنان آلماني خود كه جانشان را به خاطر آنها از دست داده‌اند تهمت ناروا زده‌اند .
نوشته شده توسط zeus | لینک ثابت |

دادگاه نورنبرگ 

موضوع: جمعه بیست و دوم دی 1385 15:3

ظهور هیتلر در اروپا زنگ خطر را برای بسیاری از کشور ها به صدا در آورد اما آنها آنقدر دست دست کردند تا او توانست با نقض معاهده ورسای اعلام تجهیز قشون و سرباز گیری دهد و سپس ماشین جنگی خود را در اروپا به حرکت در آورد .

     جنگ جهانی دوم غم انگیز ترین واقعه تاریخ انسانی است ، بیش از پنجاه میلیون نفر قربانی جنگی شدند که به تمامی جنونی عده ای قدرت طلب دیوانه بود !  . جنگی که از شرق تا غرب عالم را در بر گرفت ، و در نهایت جز تغییر در وزنه های سیاسی به نفع ابرقدرتهای جدید نتیجه ای برای خلقهای محروم نداشت . وسعت جنایت آنقدر بود که امروز پس از گذشت بیش از 60 سال از آن هنوز هم جای تحلیل و بررسی های دقیق تاریخی در آن خالی است . اما در این میان و در کشاکش مجادلات تاریخی تنها یک خط قرمز وجود دارد : هولوکاست !

     صهیونیستها پس از پایان جنگ و به دست گرفتن زمام سرزمینهای اشغالی فلسطین همواره با توسل به این واقعه تاریخی مجامع جهانی را در مورد جنایات بیشمارشان در فلسطین وادار به سکوت کرده اند ، و با در دست داشتن چنین حربه تا چهل سال بعد از جنگ جهانی هر حرکتی بر ضد اسرائیل را به حکم ارتباط با نازیها می کوبیدند .

 

ما نژاد پرست نیستیم !!!                                                                                           ممکن است از این نوشتار چنین استنباط گردد که ما علیه یک نژاد و له نژاد دیگر داد سخن می دهیم ، اما نگارنده این سطور با اطمینان به این تصور نه ! خواهد گفت . ما به حکم دین و ایمانمان هرگز تابع مسائل نژادپرستانه نیستیم ، آنچه ما را به بررسی هولوکاست فرا می خواند ، دوست داشتن هیتلر نیست ! بلکه ما به دنبال این موضوع هستیم تا نشان دهیم مسئله کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم – که بیشک واقعه ای مانند سایر قتل عامها بوده و آنها هم همانقدر محق در ادعای خسارت هستند که سایر ملتها – چگونه امروز به یک ابزار سیاسی در جهت بسط روابط دیپلماتیک و استفاده از سیاست مظلوم نمایی رژیم اشغالگر قدس تبدیل شده و امروز قاتلان واقعی را در لباس دادستانها میبینیم که پول خون مقتولان خویش را از جهانیان مطالبه می کنند . ما ضمن احترام به تمامی قربانیان جنگ عامگیر دوم هرگز حاضر نیستیم از این عامل در جهت پوشاندن جنایات دیگران بهره بگیریم.

نورنبرگ

     1-    عنوان دادگاه نورنبرگ : دادگاه نظامی بین المللی ( شروع 8 اوت 1945 )

2-    هدف دادگاه : تعقیب و مجازات جنایتکاران جنگی متعلق به قدرتهای اروپایی محور

3-  ماده 19 : دادگاه خود را به قوانین فنی مربوط به تامین براهین مقید نخواهد کرد . دادگاه تا آنجا که ممکن است یک روند اقامه دعوای سریع ( متن انگلیسی : EXPEDITIVE ) و غیر تشریفاتی را خواهد پذیرفت و به کار خواهد برد و هر وسیله ای را که دارای ارزش اجتماعی ارزیابی کند قبول خواهد کرد .

4-  ماده 21 : دادگاه طلب نخواهد کرد که برای اموری با شهرت عمومی دلیل آورده شود . همچنین مدارک و گزارشهای رسمی حکومتهای متفقین را به عنوان براهین اصیل تلقی خواهد کرد *.دادگاه نورنبرگ ، راستی پشت پرده این دادگاه چه خبر بود ؟

 

مطالعه و بررسی منابع دادگاه نورنبرگ نشان می دهد که این دادگاه نه محلی برای بازستاندن حقوق ملتها ، بلکه مکانی برای تصفیه حسابهای سیاستمداران و جنگ سالاران بوده است ؛ این را می توان با نگاهی به هدف تشکیل دادگاه فهمید .  در صندلی متهمان این دادگاهها هرگز سران متفقین که خود را رهایی بخش ملتها می دانستند اما دستشان به خون خلق آلوده بود به چشم نمی خورد .

    

نوشته شده توسط zeus | لینک ثابت |

يهوديان کنفرانس هولوکاست که بودند؟ 

موضوع: پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 16:26

شصت و هفت شرکت کننده از سی کشور جهان در همايشی با عنوان "هولوکاست، چشم انداز جهانی" در تهران گرد هم آمدند که در ميان آنها عده ای يهودی ارتودکس نيز حضور داشتند.
اما انگيزه اين يهوديان از حضور در اين همايش انکار هولوکاست نبوده است. بلکه آنها می گويند با اين مخالفند که از اين واقعه برای توجيه ايجاد کشور اسراييل استفاده شود.
اين يهوديان با کلاه سياه و ريش بلندشان، در ظاهر تفاوت چندانی با ساير يهوديان ارتودکس ندارند، اما در واقع آنها متعلق به شاخه های خاصی از دين يهود هستند.
برخی از اين يهوديان ارتودکس به گروهی موسوم به "نتورای کارتا" يا "پاسداران شهر" متعلق هستند. از ديد چند هزار يهودی ارتودکسی که عضو اين گروه هستند، صهيونيسم "سمی" است که "يهوديان واقعی" را تهديد می کند.
خاخام آرون کوهن، از اعضای همين گروه، طی سخنانی در کنفرانس هولوکاست در تهران گفت که او دعا می کند "ريشه درگيری و خونريزی در خاورميانه، يعنی کشور اسراييل، بطور صلح آميز از ميان برچيده شود."
او افزود که جای اسراييل را بايد حکومتی بگيرد که "با آرزوهای فلسطينيان سازگاری کامل دارد، بطوری که اعراب و يهوديان بتوانند با صلح و صفا کنار هم زندگی کنند، همانطور که قرنها اين کار را می کردند."
"پاسداران شهر" معتقد هستند که نفس ايجاد کشور اسراييل اساسا با مذهب يهوديت در تضاد است.
آنها می گويند، بر اساس تلمود يا کتاب قوانين يهوديت، يهوديان نبايد تا پيش از ظهور "ماشيح" يا "منجی جهان" برای ايجاد يک کشور يهودی به زور متوسل شوند.
در کنار اعضايی از گروه "پاسداران شهر" که به تهران آمده بودند يهوديان ارتودوکس ديگری هم ديده می شدند. کسانی مانند خاخام موشه آير فريدمان، ساکن اتريش. او به بی بی سی گفت که قصدش از سفر به تهران بحث در مورد واقعی يا غير واقعی بودن "هولوکاست" نبوده، بلکه هدفش بررسی درسهايی بوده که از اين واقعه می توان آموخت.
خاخام فريدمان می گويد که هولوکاست تبديل به ابزاری شده که اقداماتی را که مايه رنج ديگران است، مشروع جلوه دهد.
به اعتقاد او هدف از به ميان کشيدن مسئله هولوکاست، نشان دادن درد و رنج يهوديان در گذشته نيست، بلکه استفاده ابزاری از آن برای به دست آوردن "قدرت تجاری، نظامی و رسانه ای" است.
خاخام کوهن از گروه "پاسداران شهر" طی سخنرانی خود در تهران گفت که هيچ ترديدی در مورد اينکه هولوکاست اتفاق افتاده وجود ندارد و افزود "هرگونه تلاش در جهت کوچک جلوه دادن گناه اين جنايت، توهينی است بسيار بد به خاطره قربانيان آن."
با اين حال او نسل کشی هولوکاست را مشيت الهی خواند و گفت "صهيونيستها به خود جرات می دهند که بگويند هولوکاست هرگز نبايد تکرار شود. آنها می خواهند جلوی خواست خدا بايستند و اين کفر است."                                                                                 
جنبش "پاسداران شهر" توسط ساير يهوديان ارتودکس محکوم شده اند. پارلمان اسراييل نيز کنفرانس تهران را محکوم کرده است
                                                                                       
نوشته شده توسط zeus | لینک ثابت |

حل نهایی(Final Solution) 

موضوع: جمعه هشتم دی 1385 11:30

حل نهایی نقشه دولت نازی برای نابود کردن یهودیان بود که وجود آن همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد.بعد از قدرت گرفتن حزب نازی در ژوئن 1933 جو ضد یهودی در آلمان به وجود آمد و دولت نازی کوشید یهودیان را از جامعه آلمانی محو کند . پس از شروع جنگ و قدرت گرفتن هیتلر در اروپا او طرحی را با نام «حل نهایی»  برای از بین بردن یهودیان مطرح کرد. تاییدکنندگان هولوکاست معتقداندکه میزان زیادی از کشتارهای مربوط به هولوکاست با اجرای این برنامه صورت گرفته است. متن زیر بخشی از کتاب «ظهور و سقوط رایش سوم» نوشته ویلیام شایرر و نظر او درباره این مسئله می باشد:

حل نهایی همان چیزی بود که هیتلر مدتهای مدیدی در نظر داشت و حتی پیش از شروع جنگ علناً اظهار کرده بود.او در نطق 30 ژانویه 1939خود در رایشتاگ(مجلس آلمان)، چنین گفته بود :اگر سوداگران یهود بین الملل...بار دیگر در کشیدن ملت ها به یک جنگ جهانی توفیق یابند، نتیجه عبارت خواهد بود از ...نابودی نژاد یهود در اروپا.
او این جملات را در نطقهای بعدی خود عیناْ تکرار کرد.برای او این موضوع فرقی نداشت که نه سوداگران یهود بین الملل، بلکه خود او بود که این جهان را به کشمکش مسلحانه انداخت.آنچه برای هیتلر مهم بود این بود که حال که یک جنگ بین الملل به راه افتاده و به او قدرت داده بود که در شرق اروپا،که بیشتر یهودان آن قاره ذر آن می زیستند، یهودیان را نابود کند. تا هنگامی که نبرد روسیه آغاز شد، او فرمان خود را صادر کرده بود.

آنچه در محافل عالی نازی به عنوان فرمان پیشوا برای« حل نهایی » شناخته شده بود، ظاهرا هرگز روی کاغذ نیامد - لااقل هیچ نسخه ای از آن تاکنون در اسناد بدست آمده نازی یافت نشده است.تمام شواهد دال بر این است که آن فرمان شفاهاْ به گورینگ(فرمانده نیروی هوایی آلمان)، هیملر(رئیس اس.اس) و هایدریش(رئیس پلیس و معاون گشتاپو) داده شده بود و آنها بعدا آن را در تابستان 1941 به زیردستان خود منتقل کردند. عده ای از گواهان در دادگاه نورمبرگ شهادت دادند که آن را شنیده اند اما دیدن آنرا هیچیک اقرار نکردند.بدینگونه هانس لامرس، رئیس دفتر صدارت عظمای آلمان، وقتی در جایگاه گواهان دادگاه نورمبرگ سوال پیچ شد، چنین گفت:«من می دانستم که فرمان پیشوا به وسیله گورینگ به هایدریش ابلاغ شد... این فرمان« حل نهایی » مسئله یهودیان نامیده شد.»

اما لامرس مانند بسیاری از متهمان، ادعا کرد که تا هنگامی که دادستان متفقین اظهاری درباره آن در دادگاه نورمبرگ نکرده بود، چیزی از آن نمی دانست.

هر چه جنگ بیشتر ادامه می یافت استعمال این اصطلاح در اسناد نازی بیشتر می شد، زیرا که ظاهر آراسته آن رهبران نازی را از رنج به کار بردن لغت اصلی برای یکدیگر آسوده می کرد، و شاید به گمان آنها پوششی برای جنایتشان فراهم می کرد که در صورت آفتابی شدن آن اسناد از آشکار شدن موضوع جلوگیری کند.

نا آغاز سال 1942، چنانچه هایدریش گفت، وقت روشن کردن مسائل اساسی« حل نهایی » فرا رسیده بود تا بتوان سرانجام آنرا به پایان رساند.به این منظور هایدریش روز 20 ژانویه 1942 جلسه ای از نمایندگان وزارتخانه های ادارات اس.اس در« وانه زه»، در حومه بزلین تشکیل داد که صورت جلسه آن در محاکمه بعدی دادگاه نورمبرگ نقش مهمی ایفا کرد.علیرغم ناکامیهای ارتش آلمان در روسیه، صاحبمنصبان نازی معتقد بودند که جنگ تقریبا به پیروزی آلمان انجامیده و آن کشور به زودی بر تمام اروپا، از جمله انگلستان و ایرلند، فرمان خواهد راند.  هایدریش ارقام مربوط به تعداد یهودیان هر کشور را ذکر کرد. در سرزمین رایش فقظ 131800 نفر یهود وجود داشت، اما ذر اتخاد جماهیر شوروی پنج میلیون، در اوکراین سه میلیون، در استان لهستان دو میلیون، در فرانسه سه ربع میلیون و در انگلستان ثلث میلیون بود.آنگاه توضیح داد که باید آنها را نابود کرد:

«یهودیان اکنون در جریان حل نهایی باید به شرق آورده شوند...تا در کارهای پر مشقت به کار روند. یهودیانی که قادر به کار کردن هستند در دسته های بزرگ و با جدا کردن مردان و زنان از یکدیگر، باید به این نواحی آورده و به کارهای راهسازی گمارده شوند که در آن مسلما از طریق تقلیل طبیعی از توالد آنها کاسته می شود.

قسمتی که سرانجام بتواند از همه این مشقات جان بدر برد- چون بدون شک در نتیجه قویتر یودن زنده مانده است و این خود دلیل انتخاب طبیعی  است- باید از میان رود، زیرا اگر باقی بماند هسته رشد نژاد دیگر خواهد شد.

به عبارت دیگر، یهودیان اروپا می بایست نخست به شرق اروپا برده شوند و چندان زیر فشار کار سخت قرار گیرند تا بمیرند، و از میان آنها افراد قوی و پرطاقتی که باقی می مانندباید صاف و ساده کشته شوند. اما میلیون ها یهود که در شرق می زیستند، چگونه باید از بین بروند؟

دکتر یوزف بوهلر نماینده استاندار لهستان، پیشنهاد آماده ای برای این منظور داشت.او می گفت تقریباًدو و نیم میلیون یهود در لهستان هستند که خطر بزرگی را تشکیل می دهند. این ها ناقلان مرض و عاملان بازار سیاه  هستند و برای کار هم نامناسبند. برای این عده زحمت حمل و نقل وجود نداشت، زیرا در همان محلی بودند که می بایست از میان بروند.

دکتر بوهلر پیشنهاد خود را اینگونه پایان داد: «من فقط یک تقاضا دارم، و آن اینکه مسئله یهودان در حوزه ماموریت من هر چه زودتر حل شود.»

 آن مشاور سرشناس نوعی بی صبری از خود نشان می دادکه خاص تمام محافل نازی از پایین به بالا تا خود هیتلر بود. در آن هنگام هیچیک از آنها نمی دانست که آن میلیون ها یهود چگونه ممکن بود برای کار برده وار لازم باشند.  نازی ها فقط تشخیص داده بودند که کار کشیدن ازمیلیون ها یهود در راهسازی در روسیه ممکن است مرگ آنها را مدتها به تعویق بیاندازد.به این جهت خیلی دیر پیش از آنکه آنها را کار پر مشقت نابود کند، هیتلر و هیملر تصمیم گرفتند آن ها را با وسایل سریعتری نابود کنند.

 

به طور عمده دو طریق وجود داشت . یکی از آن ها کشتار یهودیان به وسیله جوخه های آتش بود.عده این گونه کشتگان به ربع میلیون بالغ شد.

راه دیگر کشتار به وسیله اتاقهای گاز بود.

نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |

یک تحقیق نسبتا جامع 

موضوع: پنجشنبه هفتم دی 1385 11:2

مطالبی زیر بر گرفته از برخی روزنامه ها- مقالات و سایت ها می باشد .(pdf می باشد)

برای دریافت : اینجا را کلیک(click)کنید.

نوشته شده توسط Soul Keeper.Ast | لینک ثابت |

هو لو کاست از نظر برخی مورخان 

موضوع: پنجشنبه هفتم دی 1385 10:40

ماجرا از کجا آغاز شد؟ ماجرا در نهایت به هیتلر مربوط است. فردی دیوانه و ماجراجو و متعصب و بنیادگرا! هیتلر تحت تاثیر افکار کشیش متعصبی به نام ((جورج لانز)) معتقد بود که نژاد آریایی برتر از دیگر نژادهاست و بقیه اقوام خصوصا یهودیان حق حیات ندارند، باید بمیرند و کشته شوند تا نژاد برتر تنها درجهان باقی بماند. او مدتی که قبل از حکومت در زندان به سر می برد، در کتابی به نام ((نبرد من)) این عقاید را نوشت و اجمالا مورد تمسخر دیگران قرار گرفت. اما وقتی با تاسیس حزب نازی در آلمان و شوراندن مردم در حمایت از خود به حکومت رسید، به تدریج این عقیده را عملی کرد. بعد از برپا کردن جنگ جهانی دوم، هیتلر در هر فرصتی به کشتار غیر آریایی ها خصوصا یهودی ها می پرداخت اما یکی از جبهه های مهم، لهستان بود که در بعضی متون تاریخی ذکر شده،۹۰ درصد مردم آن یهودی بودند و به عنوان کشوری یهودی شناخته می شد،  بعد از تصرف لهستان توسط ارتش نازی آلمان، بین سال های ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ مردم در وضع بدی به سر می بردند و خصوصا یهودی ها از هیچ گونه حقوقی برخوردار نبودند و به تدریج در این سالها  در اردوگاه های مختلف خصوصا اردوگاه ((آشویتس))، شکنجه شده و کشته می شدند.  واقعه هولوکاست، اما مسئله ویژه ای بود ، طبق اسنادی که در دادگاه جنایت جنگی موجود بود، هیتلر دریک جلسه خاص برای کاهش زمان و هزینه کشتار یهودیان به ((چاره نهایی)) متوسل شد، یعنی کشتن هر کس که خون یهودی دارد توسط گاز Zyklon به شکل عریان و بعد سوزاندن آنها! این اقدام حیوانی و غیر انسانی صدها هزار انسان (به ادعای غرب و یهودیان ۶ میلیون نفر) را از حق حیات محروم کرد و به بدترین وضع به کشتن داد. تاریخ آن زمان بی شک، شاهد پست ترین اقدامات از سوی انسان است! انسانی که عقل و احساس و عاطفه دارد، به واسطه مسخ شدن توسط یک ایدئولوژی خاص به چه جنایاتی که دست نزد! 

درباره وجود هولوکاست طبق عکس ها و اسناد و ادعای شاهدان، هیچ شکی روا نیست. اما نکته اینجاست که اولا تمامی کشته شدگان یهودی نبوده اند، و تعداد زیادی از اسلاوها، کولی ها، معلولین، همجنس گراها، کمونیست ها و... که یهودی نیز نبوده اند کشته شده اند. ثانیا در مورد تعداد کشته شدگان شک وجود دارد واغلبا کسانی که  در این مسئله شک کرده اند نیز به کشته شدن ۱ تا ۵/۱ میلیون نفر در واقعه هولوکاست اذعان دارند. ثالثا نکته مهم تر سوء استفاده صهیونیست ها و مظلوم نمایی اسرائیل از این واقعه است که گهگاه بر این اساس برای خود حقوقی قائل می شوند. اما فارغ از این مسئله کشته شدن حتی یک نفر بی جهت و بدون هر گناهی، امری حیوانی است، چه برسد شکنجه، عریان کردن، کشتن توسط گاز و سوزاندن صد ها هزار انسان ، مرد ، زن، کودک، پیر، جوان و... همه توسط انسان، اشرف مخلوقات خدا!

نوشته شده توسط Soul Keeper.Ast | لینک ثابت |

بان کی مون،دبیر کل سازمان ملل انکار هولوکاست را محکوم کرد. 

موضوع: چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 19:42

 دبيرکل جديد سازمان ملل، بان کی مون، در نخستين کنفرانس خبری که روزپنجشنبه پس از ادای سوگند دربرابر مجمع عمومی سازمان ملل متحد برگزار کرد، همايش «هولوکاست: چشم انداز جهانی» را که روزهای دوشنبه و سه شنبه، ۲۰ و ۲۱ آذر، در تهران برگزار شد، محکوم کرد.

بان کی مون گفت:« انکار واقعيت های تاريخی، بويژه درمورد موضوع مهمی چون هولوکاست، به هيچ وجه قابل قبول نیست.»

او افزود:« ميل دارم همه اعضای جامعه بين المللی، چه در گفتار و چه در کردار، از این اصل پیروی کنند

جان بولتون، نماينده پيشين آمريکا درسازمان ملل همراه با نمايندگان پيشين کانادا و اسرائيل خواستار محاکمه رئیس جمهور ایران در دادگاه جنايی بين المللی سازمان ملل به اتهام تشویق و   دعوت به نابودی اسرائيل شد.

دور گولد، نماينده پيشين اسرائيل در سازمان ملل، اين کنفرانس را «تحريف تاريخ»، و «تلاش برای پنهان کردن حقيقت» دانست.

ايروين کاتلر، وزير دادگستری و دادستان کل پيشين کانادا نفی هولو کاست را تهديدی برای اسرائيل و صلح و امنيت شمرد.

25 کشور عضو اتحاديه اروپا نیز در پايان نشستی که در بروکسل برگزار شد، بیانیه ای در این زمینه منتشر کردند. دراين بيانيه رهبران اروپايی هرگونه نفی هولوکاست را، چه به تمامی و چه به صورت بخشی از آن را محکوم کردند و به رئیس جمهور ایران هشدار دادند که با سياست های خود از جمله در مورد نفی هولوکاست و دعوت به نابودی اسرائيل بر ثبات خاورميانه         « تأثيری منفی» می گذارد.

در بيانيه‌ای هم که از سوی فنلاند، رييس دوره ای اتحاديه اروپا، صادر شد آمده است: «اتحاديه اروپا عميقا درباره برگزاری کنفرانس هولوکاست نگران است و به شدت هرگونه اقدامی با انگيزه‌های سياسی يا استفاده  از اقدامات پژوهشی در رد يا زير سوال بردن واقعه هولوکاست را محکوم می‌کند.»

نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |

نظر یک محقق درباره هلوکاست 

موضوع: سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385 14:41

 دفتر مطالعات سیاسی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در روزهای بیستم و بیست و یکم آذر کنفرانسی را با عنوان " هولوکاست:چشم انداز جهانی" برگزار کرد و درآن 67 شرکت کننده از 30 کشور جهان گرد هم آمده و به ارائه مقاله پرداختند.

   پروفسور روبرت فوریسون یکی از مهمترین میهمانان این کنفرانس بود.وی نویسنده کتاب "اتاقهای گاز،واقعیت یا افسانه؟"می باشد و پیشتر استاد دانشگاه لیون در فرانسه بوده  اما در سال 1979 دولت فرانسه فعالیت کاری او را به علت عقا یدی که در مورد هولوکاست و کشتار یهودیان داشت متوقف کرد.

فوریسون معتقد است:«...بر اساس ادعاهای یهودیان،آلمانی ها در طول جنگ جهانی دوم میان سال های 1941 تا 1945 به قتل عام یهودیان مبادرت کردند و آنها را در اتاقهای گاز اردوگاه های خود می کشتند و سپس اجساد آنها را در کوره های آدم سوزی می سوزاندند. اسناد و مستنداتی هم که به عنوان شاهد و دلیل وقوع هولوکاست ارائه می شود عبارت است از موهای سوخته ،کفشهای پاره همراه خاکستر وعینکهایی که از شدت حرارت و آتش از ریخت افتاده اند و تشخیص آنها غیر ممکن است.  

این در حالی است که پیش از جنگ جهانی دوم وقتی کفشها پاره می شدند و قابل استفاده نبودند به پادگان ها برده می شدند یا اینکه با بازسازی آنها،مجددأ از آنها استفاده می شد.همین مسئله درباره عینک وجود داشته است.درباره موها هم رسم بوده است که آرایشگاه ها و آرایشگرها،موهای سر را نگه می داشتند و از آنها استفاده  می کرده اند...با این وصف نمی توان موهای سوخته،عینکهای آب شده و کفشهای پاره را دلیلی بر وقوع هولوکاست دانست.»

او در مورد برخورد جامعه و رسانه های غرب با مسئله هلوکاست وافرادی که درباره آن تحقیق می کنند می گوید:«...ما و به طور کلی بازنگران تاریخ در اروپا و فرانسه که ظاهرأ مهد آزادی بیان هم است، از سوی تمامی رسانه ها با محدودیت روبرو هستیم و     اجازه ای هم برای طرح مستقل آنچه تحقیق می کنیم برایمان وجود ندارد.حصاری بلند به دور افکار ما کشیده شده است و ما در محدودیت کامل قرار داریم.

اگر ما تلاش کنیم نظرات خود را در رسانه ها و روزنامه ها منعکس کنیم، به عنوان مجرم  شناخته خواهیم شد .رسانه ها درباره هر چیز بجز هولوکاست اظهار نظر می کنند.هیچ نقدی در این مورد پذیرفته شده نیست و کسانی که در این مورد تحقیق می کنند ناشناخته اند .محققان مخالف هولوکاست همواره از سوی محافل صهیونیستی مورد آزار قرار می گیرند و حتی به زندان هم می افتند.من در حال حاضر به این فکر می کنم که آیا هنگام بازگشت به فرانسه دچار مشکل خواهم شد یا نه؟ با توجه به اینکه به ایران آمده  و در همایشی با موضوع هولوکاست شرکت کرده ام؟!

       به ظاهر در غرب دینهای زیادی وجود دارد و مردم یا کاتولیک هستند یا یهودی یا مسلمان و حتی کافر ؛ اما آن چیزیکه من  باید بگویم این است که تنها دین موجود و آزاد در غرب دین هولوکاست است.»
نوشته شده توسط ُErasmus | لینک ثابت |

هولوکاست چیست؟ 

موضوع: دوشنبه سیزدهم آذر 1385 18:44

  هولوکاست از دو واژه يوناني "Holos" به معني "همه" و "Kaustos" (در بعضي از متون به جاي واژه Kaustos از واژه Kaiein استفاده شده است) به معني سوزاندن و نابود کردن ترکيب يافته است. اين واژه روي هم رفته به معني همه سوزي است و در اصطلاح از آن به قرباني و يا قرباني بزرگ ياد مي شود و به واقعه اي اطلاق مي شود که در فاصله سالهاي 1944 تا 1939 (در  جنگ جهاني دوم) قريب به 6 ميليون يهودي از سراسر اروپا جمع آوري و به اردوگاههاي مرگ در آلمان و لهستان مانند اردوگاه " آشويتس : که مهمترين آنها بود ، فرستاده و در کوره ها سوزانده شدند . همچنين قتلهاي دسته جمعي رده دومي هم وجود داشت که يهودي ها را وارد اتاقهاي بزرگي ميکردند که دوشهايي در سقف داشتند و پس از بستن درها ؛ از دوشها گازي به نام"  زيلکون ب " خارج ميشد و موجب خفگي همه ميگرديد. در اواخر جنگ جهاني دوم صحنه هاي دلخراش بعضي از اردوگاه هاي اسرا، و اجساد روي هم انباشته شده كه از بيماري تيفوس جان داده بودند، زمزمه هاي كوره هاي آدم سوزي را افزايش داد و صهيونيست ها با ابزار تبليغاتي خود به طور گسترده روي اين مسأله سرمايه گذاري كردند.‏ اما حقيقت امر چيز ديگري بود.                                                                                                          از نيمه دوم قرن 19 ميلادي و چند سال بعد از پايان جنگ جهاني دوم، واژه «هولوكاست» در فرهنگ سياسي، مفهوم و معناي ويژه اي يافته و تقريباً به يك اسم خاص بدل شده است. از آن هنگام به بعد، ماجراي كشتار 6 ميليون يهودي در جريان جنگ جهاني دوم از سوي نازي ها كه يك داستان ساختگي است را «هولوكاست» مي نامند. (واژه هولوکاست را در تمامي متون با حرف H  بزرگ نشان ميدهند)                                                                          در اوايل دهه 80 قرن نوزدهم، تعدادي از اعضاي آژانس بين المللي صهيونيست ها، از جمله، «پي ير ويدال ناكه»، «سرژ ولز»، «فرانسوا براريدا» تحت سرپرستي «رنه ساموئل سپرات» خاخام معروف فرانسه، با استناد به داستان ساختگي كشتار 6 ميليون يهودي در جنگ جهاني دوم و به عنوان پيشگيري از فراموش شدن مظلوميت اين قوم! پيش نويس قانوني را تهيه كرده و در ژوئيه سال 1990 ميلادي در فرانسه به تصويب رساندند كه براساس آن «هرگونه ترديد در باره «هولوكاست»، اعم از ترديد درباره كشتار -مورد ادعاي- يهوديان در جنگ جهاني دوم، وجود اتاق هاي گاز و حتي كمترين ترديد در رقم 6 ميليوني يهوديان كشته شده، جرم تلقي مي شود! و هركس در فرانسه از اين قانون تخلف كرده و در سه موضوع ياد شده ترديد كند به يك ماه تا يكسال زندان و پرداخت 2هزار تا 300هزار فرانك جريمه محكوم مي شود.»

بعدها با فشار آمريكا، انگليس، فرانسه و آژانس صهيونيستي، اين قانون در ساير كشورهاي اروپايي نيز به تصويب رسيد. به طوري كه امروزه هرگونه ترديد درباره هولوكاست مورد ادعا و ابعاد و اجزاء آن در اروپا جرم تلقي مي شود!

واژه هولوکاست هر ساله با فرارسيدن 27 ژانويه روز جهاني يادبود هولوکاست بطور گسترده تري در رسانه ها منعکس مي شود و رژيم غاصب اسرائيل هر ساله با استفاده از تبليغات مربوط به آن جهانيان را نسبت به ظلمي که به ادعاي آنها در گذشته بر يهوديان روا داشته شده سرزنش مي کند.

هولوکاست امروزه ابعاد پيچيده اي دارد شايد بتوان اين پديده سراسر اغراق و بزرگنمائي شده را قطعنامه وجدان آزرده اروپائيها براي تسليم کردن سرزمين ملت فلسطين به ملتي که گمان مي کنند بر آنها ستم کرده اند، مي باشد.

صهیونیستها با به تصوير کشيدن اتاقهاي دروغين گاز و کورههاي آدم سوزي اين نکته را به جهانيان القا کردند که ستمهاي بسياري براين قوم رفته ووجدان جهانيان بايد براي جبران گناه و ظلمي که بر يهوديان اعمال کرده بيدارشود وخدمتي را به اين مردم نمايد تا از اين پس اين قوم به اصطلاح برگزيده خداوند ديگر در هيچ برهه از تاريخ مورد ظلم ديگران واقع نشود.

براي اين منظور غرب به سرکردگي انگليس و آمريکا دست به کار شد و نطفه فساد و غارت زمين را در فلسطين مظلوم کاشت و ملت فلسطين را در خاورميانه طي حکمي محکوم کرد تا تاوان گناهي مشکوک را که به اصطلاح اروپائيان عامل ارتکاب آن بودند بپردازند. لذا امروز ما در سرزمين فلسطين شاهد اين هستيم که اين قوم به اصطلاح برگزيده و ستمديده آنچه که مدعي هستند در طول تاريخ بر سر آنها آمده بر ملت فلسطين اعمال مي کنند اين امر ميسر نگشته مگر اينکه غرب خود را محکوم و مديون به گناهي مي داند که بايد ملتي ديگر در نقطه اي ديگراز جهان تاوان آن را جبران کند.

 

 

نوشته شده توسط zeus | لینک ثابت |


Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search